به عنوان اولین نوشته ی خود در وبلاگ از مردانی مینویسم که الگوی من وبسیاری دیگر از انسان ها در زندگی هستند . مردانی که بیش از همه آموختند ، تجربه کردند و آموزش دادند . از نظر من برای هر چیز مرزی وجود دارد مرزی که برای حفظ امنیت ما ودیگران است و تا وقتی در امان هسیم که از این مرزها عبور نکنیم . و شاید خطرناک ترین این مرز ها ، مرز دانستن است که اگر از این مرزها عبور کنیم بیش از هر وقت دیگری برای خود و دیگران خطرناک می شویم . وبلاگم را با نام این مردان آغاز میکنم مردانی که از مرز دانستن رد شدند . به نام فردوسی حکیم که سال های آخر عمر خود را در فقر ز ندگی کرد و در فقر مرد ، به نام نیچه که ده سال قبل از مرگش به جنون رسید وده سال آخر عمر خود را در جنون کامل زندگی کرد و سرانجام بر اثر سکته ی مغزی در گذشت . به نام صادق هدایت که خود را کشت و به نام سقراط که مجبورش کردند جلوی شاگردانش جام شوکران را بنوشد و به زندگی خود پایان دهد . و صدها انسان بزرگ دیگر که مردانه زیستند و معنای زندگی را به ما آموختند . در این وبلاگ بیشتر سعی میکنم به جملات زیبا ، شرح زندگی و هدف این افراد بپردازم .
…حامد…