فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات

پست هاي مربوط به تاريخ شهریور, ۱۳۸۹:

۱۰ قانون کائنات

قانون یکم: به شما جسمی داده می‌شود. چه جسمتان را دوست داشته یا از آن متنفر باشید، باید بدانید که در طول زندگی در دنیای خاکی با شماست.

قانون دوم: با دوستان مواجه می‌شوید، در مدرسه‌ای غیر رسمی و تمام وقت نام‌نویسی کرده‌اید که “زندگی” نام دارد. در این مدرسه هر روز فرصت یادگیری دروس را دارید. چه این درس‌ها را دوست داشته باشید چه از آن بدتان بیاید، باید به عنوان بخشی از برنامه آموزشی برایشان طرح‌ریزی کنید.

» ادامه مطلب

» بدون ديدگاه

آن که دانست زبان بست،و آن که می گفت ندانست…

» بدون ديدگاه
نیکی و خوبی

 

و کسانی هستند که می بخشند و از رنج و لذت فارغ هستند و سودای فضیلت و تقوا نیز در سر ندارند ،همچون درخت عطر آگین « مورد » که در دره ای دور شمیم جان پرورش را به هر نفس به دست نسیم می سپارد . خداوند با دستهای چنین بخشندگانی با آدمیان سخن می گوید و از پشت چشم آنان بر زمین لبخند می زند .

 

« جبران خلیل جبران »

» بدون ديدگاه
دستهایم بوی گل می داد…

دستانم بوی گل می داد مرا به جرم کندن گل مجازات کردند

اما هیچ کس فکر نکرد که شاید من یک گل کاشته باشم.

ارنستو چگوارا

» بدون ديدگاه
تنهایی

تنهایی سر فصل آغاز هر انسانی است . زندگی انسان با تنهایی شروع میشه و انسان وقتی که دارای قوه فهم میشه یه چیزی متوجه میشه …..

و به  شناخت نسبی دست پیدا میکنه ، آدمهارو میشناسه بین آنها فرق می زاره .

» ادامه مطلب

» ديدگاه ۲
مثل ترکی

به خاطر یک گل سرخ ، باغبان نوکر هزار خار می شود.

مثل ترکی

» بدون ديدگاه
مثل سوئدی

زندگی بدون عشق ، همچون سال بدون بهار است .

مثل سوئدی

» بدون ديدگاه
پنج صفت مداد

پسرک از پدربزرگ پرسید: پدربزرگ در باره چه می نویسی؟
پدربزرگ پاسخ داد: درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم! می خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی.
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید:
- اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام.
- بستگی داره چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دست بیاوری برای تمام عمر به آرامش می رسی؛
صفت اول: می توانی کارهای بزرگ انجام دهی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند. این دست، خداست که همیشه تو را در مسیر اراده اش حرکت می دهد.
صفت دوم: باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می شود و اثری که از خود به جای می گذارد ظریف تر و باریک تر. پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی که باعث می شود انسان بهتری شوی.
صفت سوم: مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست. در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، تصحیح خطا مهم است.
صفت چهارم: چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.
و سر انجام پنجمین صفت مداد: همیشه اثری از خود به جای می گذارد. هر کار در زندگی ات می کنی، ردی به جای می گذارد. پس سعی کن نسبت به هر کار می کنی، هشیار باشی وبدانی چه می کنی.

» بدون ديدگاه
«پائولو کوئیلو»

سراسر زندگی انسان بر روی زمین ، در همین خلاصه می شود : یافتن بخش دیگر ، مهم نیست که وانمود می کند در جست و جوی حکمت است یا پول و قدرت . اگر نتواند بخش دیگر خودش را بیابد ، هر آنچه به دست آورد ناقص خواهد بود .

«پائولو کوئیلو»

» بدون ديدگاه
حضرت علی (ع)

زندگی آنقدر دلاویز است که خاطرات تلخ و شیرین آنها مطلوب و خواستنی است .

 

امام علی (ع)

» بدون ديدگاه
آب گٍل است !

آب از سر چشمه ِگل است!

» بدون ديدگاه
دعا کردم که خدا مرا ببخشد…

اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمیدانم…
اینجا شده پائیز ، آنجا را نمیدانم…
اینجا فقط رنگ است ، آنجا را نمیدانم… اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمیدانم.
وقتی که بچه بودم هر شب دعا میکردم که خدا یک دوچرخه به من بدهد.
بعد فهمیدم که اینطوری فایده ندارد. پس یک دوچرخه دزدیدم و دعا کردم که خدا مرا ببخشد.
هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است
و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است!
نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن

دکتر علی شریعتی

» ديدگاه ۴
تحلیلی کوتاه و بسیار زیبا بر برخی از افکار نیچه

نیچه جهان را بر اساس خواست قدرت می داند. او سخت ترین و خطرناک ترین آزمون را دور کردن خود از همه وابستگیها می داند. او می گوید که فلسفه ای که ادعا کند حقیقت برای همه است جزمی میشود. خیر نباید همگانی باشد وگرنه دیگر خیر نیست زیرا چیزهای همگانی ارزشی ندارند. نیچه حتی جذب شدن افراد به یک فرد زاهد را به دلیل خواست قدرت در آنها می داند. قدرتی که ضدیت آنها با طبیعت را سبب می شود تا طبیعت وجودشان را نادیده بگیرند. نیچه مفاهیمی مانند خدا و گناه را بازیچه های کودکانه برای بشر می داند. او عبادت دینی را نتیجه بیکاری و فراغت آدمی می داند و می گوید که کسانی که بدون دین زندگی می کنند افرادی پرکار هستند که وقتی برای عبادات دینی ندارند ولی نسبت به آن بی تفاوتند و اگر از آنها بخواهند آن را انجام می دهند. نیچه خداگرایی انسان را نشانه ترس او از دست یافتن به حقیقت و گرایش او به تحریف معنای زندگی می داند. از نظر نیچه دین برای فرمانروایان وسیله رسیدن به قدرت است. دین به فرمانروایان انگیزه و وسوسه قدرت طلبی در آینده و به مردم عادی احساس آسایش و رضایت از زندگی را می دهد. نیچه می گوید که دین برای پرستاری کردن از آدمی و پایان دادن به رنج های او آمده ولی بر رنج هایش می افزاید! و آنچه را که باید نابود شود را نگه داشته و سبب پست شدن آدمی شده است طوری که بیمارگونه احساس عذاب وجدان می کند.

با تشکر از

 

» ديدگاه ۱۹

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: ایمیلت رو نگاه نمی کنی ؟...
  • HaMed: :D یه روز می خوره که دیگه دیره...
  • هدی: بهتر که نیومد.هنوز سرش به سنگ نخورده,...
  • هدی: سلام میگم حامدی انقدر دیر جواب میدی که آدم مجبور مبشه خودش...
  • HaMed: یه خورده خوندم. جالب بود. سعی میکنم بیشتر برم سراغ عبید.تو ...