فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات

پست هاي مربوط به تاريخ فروردین, ۱۳۸۹:

مقدمه کتاب روابط دختر و پسر

در اجتماعی که انسان ها جدای از جنسیت شان مجبور یا موظف به حضور اجتماعی اند چگونه می توان با خط بطلان کشیدن روی موضوعی غیر قابل اجتناب ، همگان را به نفی ارتباط رهنمون شد و پنداشت که با چنین توصیه های حکیمانه و پدرانه ای موضوع حل و فصل می شود؟!

“به همه جوان ها می گویم با دوست بازی سرنوشت خود را نابود نکنند…حرف پدر و مادر را گوش کنند… دوستی های اینترنتی آخر و عاقبت ندارد و…”.این کلمات قصار توصیه هایی است که عده ای از جوانان سرخورده و یا بعضاً بزهکار پس از آنکه میوه ممنوعه را چیده و به دام پلیس افتاده اند و یا اینکه مصیبتی بر سر آنها رفته است، در مقابل دوربین ها می نشینند و به طور کلیشه ای جوانان هم سن و سال خود را نصیحت می کنند.

البته این توصیه ها ممکن است هشدار دهنده باشد اما اگر بخواهیم در حاشیه ارتباط دختر وپسر را به کلی نفی کرده و منکر شویم ، راه را اشتباه رفته ایم.

این توصیه طبیعتاً با واقعیت های جامعه کنونی ما فاصله دارد. به عبارت بهتر در حالی که در جامعه امروز ما زنان بیش از ۶۰ درصد دانشگاه ها را پر کرده اند و در سطوح مختلف اجتماع حضور  دارند ، سخن گفتن از “نداشتن رابطه دو جنس مخالف با یکدیگر ” نمی تواند چندان محل بحث باشد.

به دیگر سخن پیام اینگونه توصیه ها این است که چون ” از ارتباط دختر و پسر آفات بزرگی بر می خیزد باید از این گونه ارتباط ها اجتناب کرد”.

» ادامه مطلب

» بدون ديدگاه
دو جمله از شکسپیر
اگر یک سیب را گاز زدی و یک کرم درشت دیدی ناراحت نشو ، چون ممکن بود یک سیب را گاز بزنی و یک کرم نصفه ببینی .

دو نفر از لای میله های زندان به بیرون نگاه کردند . یکی گِل و لای خیابان را دید ودیگری لاجوردی آسمان را .

» بدون ديدگاه
گذاشتن نظر (comment)

لطفاً برای گذاشتن نظرات (comments) عمومی و یا متفرقه از این پست (post) استفاده کنید

» ديدگاه ۷۰
جمله ای از اُسکار واید

هیچ کس آنقدر ثروتمند نیست که بتواند گذشته ی خود را باز خرید کند .

اُسکار واید

» بدون ديدگاه
مترسک (داستان کوتاه)

یک بار به مترسکی گفتم «لابد از ایستادن در این دشتِ خلوت خسته شده‌ای؟»

گفت: «لذتِ ترساندن عمیق و پایدار است، من از آن خسته نمی‌شوم.»

دَمی اندیشیدم و گفتم «درست است؛ چون‌که من هم مزه این لذت را چشیده‌ام.»

گفت «فقط کسانی که تن‌شان از کاه پر شده باشد این لذت را می‌شناسند.»

آنگاه من از پیشِ او رفتم، و ندانستم که منظورش ستایش از من بود یا خوار کردنِ من.

یک سال گذشت و در این مدت مترسک فیلسوف شد.

هنگامی که باز از کنارِ او می‌گذشتم دیدم دو کلاغ دارند زیرِ کلاهش لانه می‌سازند.

جبران خلیل جبران ( از کتاب دیوانه)
» بدون ديدگاه
جملات زیبایی از ویکتور هوگو

هیچ موجودی که برای کبوتر بودن خلق شده باشد کرکس نمی شود ، مگر انسان .


خنده کوتاهترین فاصله بین دو نفر است .

الماس را جز در قعر زمین نمی توان یافت و حقایق را جز در اعماق فکر نمی توان کشف کرد.

لبخند زن در دو موقع آسمانی و فرشته مانند است : یکی هنگامی که برای اولین بار با لبخند به معشوق می گوید دوستت دارم ودیگر هنگامی که برای اولین بار به روی نوزادش لبخند می زند.

من اشخاص زنده را آنانی می دانم که مبارزه می کنند. بی مبارزه زندگی مرگ است .

آزادی ما از نقطه‌ای شروع می شود که آزادی دیگران پایان می‌یابد.

در بینوائی همچنان که در سرما نیز دیده می‌شود، آحاد به یکدیگر فشرده می‌گردند.

شاید بتوان از هجوم سیل‌آسای یک ارتش ممانعت کرد، اما از هجوم افکار و عقاید نمی‌توان جلوگیری نمود .

فقر و مسکنت ، مردان را به‌جنایت و زنان را به‌فحشاء سوق می‌دهد .

هیچ چیز مثل بدبختی کودکان را ساکت نمی‌کند .

آنانکه نمی‌توانند خود را اداره کنند، ناچار از اطاعت دیگرانند .

از آن در شگفتم که در سینه دلی دارند و می‌پندارند که آسایش و سعادت بشر جز مهر و صفا راه دیگری دارد .

بدتر از مرگ چیست؟ آنچه بعد از آمدنش مرگ را می‌طلبی .

مانند پرنده باش که روی شاخه سست و ضعیف لحظه‌ای می‌نشیند و آواز می‌خواند و احساس می‌کند که شاخه می لرزد ولی به آواز خواندن خود ادامه می‌دهد زیرا مطمئن است که بال و پر دارد .

وقتی که کیسه خالی شد، دل پر می‌شود .

ویکتور هوگو
» بدون ديدگاه

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: ایمیلت رو نگاه نمی کنی ؟...
  • HaMed: :D یه روز می خوره که دیگه دیره...
  • هدی: بهتر که نیومد.هنوز سرش به سنگ نخورده,...
  • هدی: سلام میگم حامدی انقدر دیر جواب میدی که آدم مجبور مبشه خودش...
  • HaMed: یه خورده خوندم. جالب بود. سعی میکنم بیشتر برم سراغ عبید.تو ...