چارلز دیکنز ، داستان سرای توانمند انگلیسی ، یکی از معدود نویسندگانی است که نوشته هایش موجب انقلابی در زمینه وضع نابهنجار کودکان خیابانی شد . وی که دوران کودکی سختی را گذرانده بود در دوران جوانی و میانسالی به نویسندگی روی آورد و آثار زیبا و ارزشمندی را از خود به جای گذارد . الیور تویست از معروف ترین کتابهای او درباره کودکان بی سرپرست و خیابانی است .
دیوانه بمانید ،اما مانند عاقلان رفتار کنید.خطر متفاوت بودن را بپذیرید.اما بیاموزید که بدون جلب توجه متفاوت باشید.
قلبی که به جستجوی رویاهایش برود هرگز رنج نخواهد کشید زیرا هر لحظه از این جستجو یک قدم نزدیک شدن به خدا و ابدیت است.
در جوانی آنگاه که رؤیاهایمان با تمام قدرت درما شعله ورند خیلی شجاعیم ولی هنوز راه مبارزه را نمی دانیم، وقتی پس از زحمات فراوان مبارزه را می آموزیم دیگر شجاعت آن را نداریم.
ما از روی ترسمان خدای را می جوییم که بپرستیم و این پرستش فاقد ارزش است.
بشر به دلیل خواست ” قدرت ” به دنبال شناخت است نه به دلیل تشنگی عقل ناب.
کسانی که از خود بیزارند بیشتر از از کسانی که از خود بیزار نیستند خود را می ستایند.
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت .
باور کنید دنیا هر چقدر هم که زشت باشدموقع ای که بیدار هستیم , زیباتر از موقع ای است که خوابیم.
خواب هر چقدر هم که لذت بخش باشد, هیچ خاطره ای به جا نمی گذارد. چون فقط خواب بوده ایم.
به گفته ی گابریل گارسیا مارکز : زندگی آنچه زیسته ایم نیست بلکه چیزی است که به یاد می آوریم تا روایتش کنیم.
پس بیایید زندگی خود را با خواب بیش از نیاز هدر ندهیم.
HaMed
زندگی زیباست ، ای زیبا پسند زنده اندیشان به زیبایی رسند
آنقدر زیباست این بی بازگشت کز برایش می توان از جان گذشت
به یاد یک دوست«زندگی» هدیه خداوند به شماست و « شیوه زندگی شما » هدیه شما به خداوند.
«لئوبوسکالیا»
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.
به آرامی آغاز به مردن میکنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.
» ادامه مطلب
تقسیمبندی انسانها از دیدگاه دکتر شریعتی:
۱-آنهایی که وقتی هستند، هستند وقتی که نیستند هم نیستند. حضور عمده آدمها مبتنی بر فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
۲-آنانی که وقتی هستند، نیستند وقتی که نیستند هم نیستند (مردگانی متحرک در جهان، خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشتهاند. بیشخصیتاند و بیاعتبار، هرگز به چشم نمیآیند، مرده و زندهشان یکی است).
۳-آنهایی که وقتی هستند، هستند وقتی که نیستند هم هستند (آدمهای معتبر و باشخصیت، کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثیر خود را میگذارند کسانی که همواره در خاطر ما میمانند، دوستشان داریم و برایشان ارزش قائلیم).
۴-آنهایی که وقتی هستند، نیستند وقتی که نیستند، هستند (شگفتانگیزترین آدمها. در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشکوهند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم اما وقتی که از پیش ما میروند نرمنرم و آهسته آهسته درک میکنیم . باز میشناسیم، میفهمیم که آنان چه بودند. چه میگفتند و چه میخواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم. هزار حرف داریم برایشان اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم، گویی قفل بر زبانمان میزنند. اختیار از ما سلب میشود. سکوت میکنیم و غرق در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان میآید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.»
حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هرکسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد . و کتاب هایی نیز هست برای ننوشتن و من اکنون رسیده ام به آغاز چنین کتابی که باید قلم را بشکنم و دفتر را پاره کنم و جلدش را به صاحبش پس دهم و خود به کلبه ی بی در و پنجره ای بخزم و کتابی را آغاز کنم که نباید نوشت .
دکتر علی شریعتی