فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات

پست هاي مربوط به تاريخ آبان, ۱۳۸۹:

هرگز جا نزنید

در ۳۰ سالگی کارش را از دست داد

در ۳۲ سالگی در یک دادگاه حقوق شکست خورد

در ۳۴ سالگی مجددا ور شکست شد

در ۳۵ سالگی که رسید,عشق دوران کودکی اش را از دست داد

در۳۶ سالگی دچار اختلال اعصاب شد

در ۳۸ سالگی در انتخابات شکست خورد

در ۴۸,۴۶,۴۴ سالگی باز در انتخابات کنگره شکست خورد

به۵۵ سالگی که رسید هنوز نتوانست سناتور ایالت شود

در ۵۸ سالگی مجددا سناتور نشد

در ۶۰ سالگی به ریاست جمهوری آمریکا برگزیده شد

نام او آبراهام لینکلن بود

……..

جا نزد

هرگز جا نزنید

بازندگان آنهایی هستند که جا زدند

» ديدگاه ۱
حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید…

۱

پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی

پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم

پدر: اما دختر مورد نظر من، دختر بیل گیتس است

پسر: آهان اگر اینطور است، قبول است

۲

پدر به دیدار بیل گیتس می رود

پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم

بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند

پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است

بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است

۳

پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود

پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم

مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!

پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!

مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد

و معامله به این ترتیب انجام می شود

نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید.

» ديدگاه ۱
۷ آبان روز جهانی کورش کبیر

۷ آبان روز جهانی کورش کبیر بر همه ی ایرانیان مبارک.

بالاخره در چنین روزی برای اولین بار منشور کورش کبیر در کشور خودش قرار دارد.

اما آیا باز هم می توانیم بگوییم: “کورش تو بخواب ، ما بیداریم” ؟

» بدون ديدگاه
زمانی که اعراب به ایران آمدند…

چو بخت عرب بر عجم چیره شد

همی بخت ساسانیان تیره شد

پُر آمد ز شاهان جهان را قفیز

نهان شد زر و گشت پیدا پشیز

ز می نشئه و نغمه از چنگ رفت

ز گل عطر و معنی ز فرهنگ رفت

ادب خوار گشت و هنر شد وبال

به بستند اندیشه را پر و بال

فردوسی
* قفیز: پیمانه
» ديدگاه ۲
عشق و عقل

عشق وقتی به حرف عقل گوش میدهد که رفته باشد.

فرانسوازماگان
» ديدگاه ۲
چرا هیچوقت باور نکردم ؟

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم
تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید…

» ادامه مطلب

» ديدگاه ۵
یاران را چه شد ؟

یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد

دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست

خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد

» ادامه مطلب

» بدون ديدگاه
جهنم

کسی چه میداند؟!شاید این جهان, جهنم سیاره ی دیگری باشد!

کافکا

» ديدگاه ۲
مرگ در میزند (طنز تلخ ؛ وودی آلن)

مرگ در میزند

woody allen

نمایش در اتاق خواب خانه‌ی دو طبقه نات اکرمن رخ می‌دهد که جایی در کیوگارد نز واقع است. کف اتاق کیپ تا کیپ با قالی فرش شده است . یک تخت‌خواب دو نفره ی بزرگ و یک میز توالت بزرگ. اتاق اسباب و اثاثه و پرده مفصل دارد، و روی دیوارها چند تابلوی نقاشی و یک دماسنج زشت آویزان است. به هنگام بالارفتن پرده، موسیقی ملایمی به گوش می‌رسد.
نات اکرمن، تولیدکننده‌ی لباس، پنجاه وهفت ساله، طاس وشکم گنده، روی تخت دراز کشیده و روزنامه‌ی دیلی‌نیوز  فردا را دارد تمام می‌کند. لباس حمام به تن و دم پایی به پا دارد، و در پرتو چراغی که روی میز سفید کنار تخت است، مطالعه می‌کند.

» ادامه مطلب

» ديدگاه ۲
روبرتو دِ وینچنزو

روزى روبرتو دِوینچنزو گلف باز بزرگ آرژانتینى، پس از بردن مسابقه و دریافت چک قهرمانى لبخند بر لب مقابل دوربین خبرنگاران وارد رختکن می‌شود تا آماده رفتن شود.

پس از ساعتى، او داخل پارکینگ تک و تنها به طرف ماشینش می‌رفت که زنى به وى نزدیک می‌شود. زن پیروزیش را تبریک می‌گوید و سپس عاجزانه می‌افزاید که پسرش به خاطر ابتلا به بیمارى سخت مشرف به مرگ است و او قادر به پرداخت حق ویزیت دکتر و هزینه بالاى بیمارستان نیست.

» ادامه مطلب

» ديدگاه ۱
تنها چیزهایی که سرانجام با خود می‌بریم…

تنها چیزهایی که سرانجام با خود می‌بریم، احساساتمان هستند. عشق‌هایمان، نفرت‌ها و مصائب‌مان. از خودم می‌پرسم، در پایان زندگی‌ام چه چیزی از من باقی خواهد ماند؟ گمان می‌کنم، می‌توانیم قدری از احساساتمان، اندکی از تنفرمان و چیزی از شور‌مان را و به‌خصوص عشق‌مان را از خود  به‌جا بگذاریم.

نیکیتا استانسکو
» بدون ديدگاه
شعری از نیکیتا استانسکو

چه تنهایی عظیمی‌ست

وقنی هیچ معنایی نیابی

جایی‌که معنایی هست.

.

و چه تنهایی موحشی است

کوری، در نور کامل روز

و کری، در شکوه یک آواز

.

ولی، هیچ درنیافتن

آن‌جا که هیچ معنایی نیست،

و کوری در دل شب

و کری در کمال سکوت

آه، آری

تنهایی در دل تنهایی است!

.

نیکیتا استانسکو
منبع
» ديدگاه ۳
فکر و حقیقت

سکوت، فکر آدم ها رو تغییر میده، حرف زدن حقیقت رو.

فرزاد
منبع
» بدون ديدگاه
گزیده ایی از سخنان زیبای اُشو

·         اگر واقعا می‌خواهی بدانی کیستی، باید از خود تهی شوی همانند دو آیینه که یکدیگر را به تصویر می‌کشند تنها هیچ نمایش میابد و بی نهایت هیچ! دو آیینه یکدیگر را نمایش می‌دهند. اگر نظری داری، نظرت را در من خواهی یافت.-اشو»

» ادامه مطلب

» ديدگاه ۲۰
اُشو (OSHO)

اُشو

اُشو، عارف، فیلسوف و آموزگار روحانی هندی که به نام‌های راجنیش چاندرا جاین و باگوان شری راجنیش معروف بود. و در سال ۱۹۸۹ نام اشو را برای خود برگزید. در ۱۱ دسامبر ۱۹۳۱ میلادی در روستای کرچوادا از توابع مدهیا برادش هند متولد شده و در تاریخ ۱۹ ژانویه ۱۹۹۰ میلادی در پونا (هند) درگذشت.

» ادامه مطلب

» بدون ديدگاه

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...