فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات

پست هاي مربوط به تاريخ آذر, ۱۳۹۰:

باز باران

باز باران با ترانه ..می خورد بر بام خانه..

خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟

روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟

* * *

یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟

پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟

خاطرات خوب و رنگین در پس آن کوی بن بست در دل تو٬ آرزو هست؟

* * *

کودک خوشحال دیروز غرق در غمهای امروز

یاد باران رفته از یاد آرزوها رفته بر باد

* * *

باز باران٬ باز باران میخورد بر بام خانه بی ترانه ٬

بی بهانه شایدم٬ گم کرده خانه

» ديدگاه ۱
آزادی از دید اُشو

 آزادی الهی ترین پدیده است.پس هرگز آزادی ات را فدای چیزی نکن حتی فدای عشق، زیرا هیچ چیز برتر از آزادی نیست. همه چیز را باید فدای آزادی کرد، حتی زندگی را. اما آزادی را نباید فدای هیچ چیز کنی.

آزادی خدای واقعی است. در آزادی زیستن، زندگی الهی است. اما قدیسان در اسارت زندگی می کنند. آنان انسان هایی آزاد نیستند. در واقع بزرگترین بردگان روی زمین اند. بردگان آرمان های مرده و آرمانگرایی مرده.

اُشو  (از کتاب : جراغ راه خود باش)
» ديدگاه ۲
عاشق !

روزی مجنون از روی سجاده شخصی‌ که در حال نماز بود عبور کرد مرد نمازش را شکست و گفت:مردک من در حال رازو نیاز با خدای خویش بودم مجنون با لبخند گفت:
من عاشق دختری هستم و تورا ندیدم !!!

تو عاشق خدایی و مرا دیدی….

» ديدگاه ۲
زندگینامه صادق هدایت

صادق هدایت

صادق هدایت (۲۸ بهمن ۱۲۸۱ در تهران – ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ در پاریس)، نویسنده، مترجم و روشنفکر ایرانی است.هدایت از پیشگامان داستان‌نویسی نوین ایران و یک روشنفکر برجسته بود. برترین اثر وی رمان بوف کور است که آن را مشهورترین و درخشان‌ترین اثر ادبیات داستانی معاصر ایران دانسته‌اند.حجم آثار و مقالات نوشته شده درباره نوشته‌ها، نوع زندگی و خودکشی صادق هدایت بیانگر تأثیر  ژرف او بر جریان روشنفکری ایرانی است .هرچند شهرت عام هدایت نویسندگی است، اما آثاری از نویسندگان بزرگ را نیز ترجمه کرده‌است. آشنایی عمیق وی با ادبیات اروپا، خصوصا آشنایی با آثار فرانتس کافکا زمینه ساز تحول مهمی در ادبیات داستانی معاصر ایران شد.صادق هدایت در ۱۹ فروردین سال ۱۳۳۰ در پاریس خودکشی کرد. آرامگاه وی در گورستان پرلاشز پاریس واقع است.

» ادامه مطلب

» ديدگاه ۳
زمان

زمان در حال عبور است

و در هر ثانیه آبستن پاسخ های چراهایی است که سال ها در به در جوابشان بودیم.

» بدون ديدگاه
برشی از فیلم Tootsie

بعد از اینکه داستین هافمن (که در این فیلم نقش یک بازیگر تازه کار را بازی میکند) به دنبال فیلمی می گردد که در آن بازی کند اما هیچ کارگردانی او را انتخاب نمی کند. و به خاطر یکاری و مشکلات مالی سرانجام تصمیم می گیرد خود را به شکل یک زن درآورد و در یک نقش تست دهد. که تصادفا در این تست قبول می شود و به عنوان یک زن بازی در یک فیلم را شروع می کند.

در یک مشاجره که (به خاطر بازی کردن نقش زن) با هم خانه ای اش دارد.

هم خانه ای اش به او می گوید : “به خاطر کارهایی که انجام می دی میری به جهنم”

و داستین هافمن یک جواب کوتاه و ساده، اما تاثیر گذار می دهد:

من به جهنم اعتقاد ندارم، اما به بیکاری اعتقاد دارم

Tootsie
» ديدگاه ۱

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...