فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات

پست هاي مربوط به تاريخ شهریور, ۱۳۹۱:

سکوت آدم های خوب

دنیا پــــــــــــر است از پلیدی
نه به خاطر وجود آدمهای بد
به خاطر سکوت آدم های خوب

 

 ناپلئون
» ديدگاه ۱۰
صدقه

صدقه کمکی به فقیران نمیکند بلکه برای آرام کردن وجدان خودمان است.
آنها نه به صدقه که به عدالت نیازمندند .

ایزابل آلنده
» ديدگاه ۱
مترسک را دار زدند

مترسک را دار زدند ،
به جرم دوستی با پرنده ..
که مبادا تاراج مزرعه را به بوسه ای فروخته باشد ;
راست می گفتی که اینجا ” قحطی عاطفه ” است

» ديدگاه ۵
حقایق

چشم پوشی از حقایق ، آنها را تغییر نمی دهد

» ديدگاه ۷

چقدر …
هیچکس…
شبیه تو نیست ! . . .

» ديدگاه ۲
مردن…

مردن می بایست بسیار زیبا باشد , خفتن در زمین نرم قهوه رنگ به همراه علف زارهایی که بربالای سرت مواج حرکت می کنند , گوش سپردن به سکوت و نبودن دیروزی , نبودن فردایی , از یاد بردن زمان و بخشیدن زندگی و در صلح بودن …

The Canterville Ghost (1887): oscar wild

» بدون ديدگاه
برهنه

مجال

بی رحمانه اندک بود و

واقعه

سخت

نامنتظر.

از بهار

حظّ ِ تماشایی نچشیدیم،

که قفس

باغ را پژمرده می کند.

از آفتاب و نفس

چنان بریده خواهم شد

که لب از بوسه ناسیراب.

برهنه

بگو برهنه به خاک ام کنند

سراپا برهنه

بدان گونه که عشق را نماز می بریم، ــ

که بی شایبه ی حجابی

با خاک

عاشقانه

در آمیختن می خواهم.

 احمد شاملو
» بدون ديدگاه
آیا به یاد نمی آورند

هردو بر این باورند

که حسی ناگهانی آنها را به هم پیوند داده

چنین اطمینانی زیباست

اما تردید زیباتر است

چون قبلا همدیگر را نمی شناختند

گمان می بردند هرگز چیزی میان آنها نبوده

اما نظر خیابان ها، پله ها و راهروهایی

که آن دو می توانسته اند سال ها پیش

انجا از کنار هم گذشته باشند، در این باره چیست؟

» ادامه مطلب

» ديدگاه ۲

و من برگ بودم که طوفان گرفت.

» ديدگاه ۱
زمین را آماده ی مهربانی می خواستیم

راستی را که به دورانی سخت ظلمانی عمر می گذرانیم
کلمات بی گناه نابخردانه می نماید
پیشانی صاف نشان بیعاری است
آن که می خندد خبر هولناک را هنوز نشنیده است

چه دورانی
که سخن از درختان گفتن
کم و بیش جنایتی است
چرا که از اینگونه سخن پرداختن
در برابر وحشتهای بی شمار
خموشی گزیدن است!

نیک آگاهیم که نفرت داشتن
از فرومایگی حتا
رخساره ی ما را زشت می کند

نیک آگاهیم
که خشم گرفتن بر بیدادگری حتا
صدای ما را خشن می کند

دریغا!
ما که زمین را آماده ی مهربانی می خواستیم کرد
خود
مهربان شدن نتوانستیم!

چون عصر فرزانگی فراز آید
و آدمی آدمی را یاور شود
از ما
ای شما یان
با گذشت یاد آرید.

 برتولت برشت با ترجمه ی احمد شاملو
» بدون ديدگاه
کاشفان ِ کوچه های بن بست

ما کاشفان ِ کوچه های بن بستیم
حرف های ِ خسته ای داریم
این بار ، پیامبری بفرست
که تنها گوش کند…

گروس عبدالملکیان واستون
» بدون ديدگاه
از صدای باران خوشم می آید!

برگزیده جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان

با قیچی قهرم. قهرقهـر تا روز قیامت

اگر قیچی نبود

حالا بابایی و مامانی پیش هم بودند

مثل .. مثل استکان نعلبکی

مثل آینه و شمعدان که همیشه پیش هم هستند

ولی حالا، قیچی ِ بدجنس

عکسشان را پاره کرده و هر کدامشان را یک طرف انداخته

حیـف!

سوراخِ کلید را دوست دارم. صاف جلوی چشم هایم است

همین طور صاف که جلویش بایستم

اتاق ِ آنها را می بینم

بابایی و مامانی را می بینم که

پشت به هم نشسته اند

» ادامه مطلب

» ديدگاه ۳
هاردی – لورل

هاردی : فردا دم آفتاب اعداممون می کنن.
لورل : کاش فردا هوا ابری باشه…

» ديدگاه ۱
اونی که منو می کُشه

دوست دارم اونی که منو می کشه از روی نفرت بکشه نه از روی وظیفه.
Al Pcino
بعد از ظهر سگی (Dog Day Afternoon)

» بدون ديدگاه
۴/۲۷ … ۵/۵ (ترکیب)

روزهای بد…روزهای خوب

کسانی که حسرت شدند…کسانی که عشق شدند

کسانی که رویا شدند…کسانی که آغوش شدند

آدم هایی که رفتند…آدم هایی که ماندند

خاطراتی که تلخ شد…خاطراتی که شیرین ماند

روزهایی که همه چیز تمام شد…روزهایی که آغاز شدیم

» ادامه مطلب

» ديدگاه ۲۵

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...