فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات

پست هاي مربوط به تاريخ تیر, ۱۳۹۲:

پارسی را پاس بداریم

نرم افزار پارسی را پاس بداریم

دوستان پارسی گوی و یا کسانی که دوست دارند واژگان پارسی به کار ببرند می توانند این نرم افزار را از اینجا دریافت کرده و نصب نمایند. هر واژه ای که در این نرم افزار وارد شود برابر پارسی آن را به شما نشان می دهد.

parsi ra pas bedarim

 

» ديدگاه ۸
در ستایش گیاه خواری

حمایت از حیوانات

این است گوشت گاو، گوسفند و پرندگان. چقدر ترسناک می باشد. این بوی خون می دهد. این از کشتار سخن میراند. اگر کسی می اندیشید، جرات نمی کرد سر سفره بنشیند.

فابر
از کتاب فوائد گیاه خواری – نوشته صادق هدایت
» بدون ديدگاه
دوجین کار سرَم ریخته

یک روز عاشقانه

دوجین کار سرَم ریخته
خورشید را باید به آسمان سوزن کنم
منت ماه را بکشم تا به شب برگردد
باد ها را هل بدهم تا دوباره وزیدن بگیرند
وَ آنقدر با گل ها حرف بزنم
تا به یاد بیاورند , روزی زیبا بوده اند …

بعد از تو این دنیا ,
یک دنیا کار دارد
تا دوباره دنیا شود .

شهریار بهروز
منبع
» بدون ديدگاه
شریک شدن

گیون توران

شریک شدن
در حرارت
و خنکای تن ات

گاهی دوست داشتن،
سکوت کردن است

گیون توران
ترجمه‌ی سیامک تقی زاده
» ديدگاه ۲
قابله‌ی سرزمین من

جای خالی

چطور آدم به پسرش بگوید که گاهی آدم به یاد کسی گریه نمی‌کند، اصلا آدم نمی‌فهمد چرا گریه می‌کند، و شاید یک نقطه‌ی عمیق و نرم و ولرم، مثل نور آفتاب بهاری، توی دلش پیدا می‌شود، که اصلا حس بدی هم نیست. حتی یک احساس شادی است، گریه‌آور هم نیست، ولی آدم بی‌اختیار گریه‌اش می‌گیرد…

 
قابله‌ی سرزمین من
رضا براهنی
» بدون ديدگاه
رویا‌ها

نقاشی

دنیا که به پایان برسد
رویا‌ها
دنیایی دیگر خواهند ساخت
و خنده تو
جای آفتاب را خواهد گرفت

رسول یونان
» بدون ديدگاه
تماشا کن

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست
ببین مرگ مرا در خود که مرگ من تماشاییست
مرا در اوج می خواهی تماشا کن تماشا کن
دروغین بودم از دیروز مرا امروز تو حاشا کن
در این دنیا که حتی ابر هم نمی گرید به حال من
همه از من گریزانند تو هم بگریز از این تنها
فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالیست قلم خشکیده در دستم
گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیشرو دارم
رفیقان یک به یک رفتند مرا با خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که هم دردند
شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند
به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند.

» ديدگاه ۱
سفر

سفر…

خدای را

نا خدای من!

مسجد من کجاست؟

در کدامین دریا

کدامین جزیره ؟

آن جا که من از خویش برفتم تا در پای تو سجده کنم

و مذهبی عتیق را

– چونان مومیائی شده ئی از فراسوهای قرون –

به ورود گونه ئی

جان بخشم.

مسجد من کجاست؟

با دستهای عاشقت

آن جا

مرا

مزاری بنا کن…

شاملو
» ديدگاه ۱
زندگی

زندگی جرعه مختصریست
مثل یک فنجان چای
و کنارش قند است
زندگی را با عشق نوش جان باید کرد

» ديدگاه ۳
عشق اینجاست

عشق اینجاست
در دل قلمدان
همین تراشه های مداد
زیرقالی
همین گلدان خالی
چقدرخاکی
درلبخند سهراب روی جلد کتاب
دیدار پنجره و ماهتاب
تپش قلب عروسک
نقش میان پنجره
بغص صدای حنجره
همین جاست کنارمن نشسته
وبه سخنانم
جملات درهم من دیوانه
گوش جان میسپارد

» ديدگاه ۳

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...