فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
خاطرات

خاطرات را باید …
سطل سطل از چاه زندگی بیرون کشید
خاطرات نه سر دارند ؛ نه ته !
بی هوا می آیند تا خفه ات کنند
میرسند گاهی
وسط یک فکر
گاهی وسط یک خیابان
و گاهی حتی وسط یک صحبت …
سردت می کنند ؛ رگ خوابت را بلدند!
زمینت میزنند …
خاطرات تمام نمی شوند
تمامت می کنند …

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...