فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
زندگی

زندگی جرعه مختصریست
مثل یک فنجان چای
و کنارش قند است
زندگی را با عشق نوش جان باید کرد

۳ Responses to “زندگی”

  1. مهدى گفت:

    مانند گردبادى! پراز شن وخاک
    ومن آخرین برگ از یک درخت خشکیده.

    به سویم آمدى, چنان مرا در هم پیچیدى, که فرصت دست و پا زدن را نیز از من گرفتى.
    به خودم مىگویم: این گرد باد مثل نسیمى است!
    اما تو همان گرد بادى پر از شنو خاک…. تک برگ رویایى تقدیم تو

  2. HaMed گفت:

    با سپاس از عسل

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...