فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
نمی دانم شاید …

عکس عاشقانه

می خواهم تکه شعری را

برایت لقمه کنم

نمی دانم

شاید هنوز گرسنه باشی

می خواهم تکه شعری را

برایت قاب بگیرم

نمی دانم

شاید هنوز چشمانت

تشنه شعری باشد

شاید …

۳ Responses to “نمی دانم شاید …”

  1. hadis گفت:

    عاشق که باشی

    می‌توانی چشم‌هایت را ببندی

    و پرنده‌گان

    جای تو حرف بزنند

    مثل این شعر

    که دارد جای من برایت آواز می‌خواند!

  2. hadis گفت:

    شاید… .

  3. HaMed گفت:

    با سپاس از بیتا

Leave a Reply to HaMed

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • بهزاد: با سلام،اقا من وقتی یاد این عربها مخصوصا عراق و عربستانو و ا...
  • دان۶: تاریخ ترکمنها بیش از ۱۰۰۰۰ساله کتیبه اوزون درسلسله ی گوک تور...
  • ترکمن صحرا: یاشاسین تورک وتورکمنلر...
  • محمد: از هر دستی بدی از همون دستم میگیری...
  • HaMed: کار خوبی کردی...