فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
وضعیت خوبی ندارم

مُــرده‌‌ام

وضعیت خوبی ندارم
مرا ببخش!
دستم از اشیا رَد می‌شود،
رَد می‌شود از تلفن
فراموشـت نکـرده‌ام
فقط کمی…
کمی،
مُــرده‌‌ام!

رسول یونان

۳ Responses to “وضعیت خوبی ندارم”

  1. yaghish گفت:

    زندگی کن به خاطر تمام کسانی که دوستشان داری و لبخند بزن به تمام کسانی که از لبخند تو نیرو می گیرند.کاش می شد حرفایی که در دلم تلنبار شده است را بگویم و از درون دلم فریاد بزنم که به فریادم برسند.
    بابونه. زندگی چه تاوان سنگینی یک روز زاده می شوی و هزاران روز میمیری. بابونه محبوب من یاغیش نیستم من آبستن دردهایم منم آبستن واژه های تلخم.من خوابم من تباهم بیا رسوایم کن یا بمیرانم.

  2. RAININGGIRL گفت:

    آری
    تو رد می شوی و من…اینجا…
    غرق در حضور بی ظهورت تمام خاطراتم را می شویم.
    تو برای من نمرده ای
    ففط رد می شوی !

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • بهزاد: با سلام،اقا من وقتی یاد این عربها مخصوصا عراق و عربستانو و ا...
  • دان۶: تاریخ ترکمنها بیش از ۱۰۰۰۰ساله کتیبه اوزون درسلسله ی گوک تور...
  • ترکمن صحرا: یاشاسین تورک وتورکمنلر...
  • محمد: از هر دستی بدی از همون دستم میگیری...
  • HaMed: کار خوبی کردی...