چند روزِِ که با یه فرشته کوچولو آشنا شدم . مدتها بود حس خاصی نسبت به چیزی نداشتم ، اما این فرشته کوچولو خیلی چیزها رو دوباره برام زنده کرد. وخیلی احساس ها رو دوباره یادم آورد . زیاد در موردش نمی دونم . اما با تمام شیطنتش یه غمی تو صداش هست که نمی دونم چی . از خودم می پرسم مگه خدا فرشته هاش رو فراموش کرده که فرشته اش غمگینه ؟ مگه فرشته ها کارشون این نیست که غم ودرد ما رو از بین ببرن اما وقتی خودشون غمگینن چه جوری می تونن این کار رو بکنن ؟ ولی من می خوام تمام غم هاش رو از یادش ببرم واون رو با بزرگترین نعمتی که خدا به انسان داد آشنا کنم نعمتی که حتی خود خدا هم از اون بی بهره ست نعمتی که ما اسمش رو عشق می زاریم . امیدوارم موفق بشم . و امیدوارم فرشته ی من هر جا که هست هر روز شاد تر بشه . چون با شادی اونه که منم شاد میشم .
تقدیم به بهترین فزشته ی دنیا
man fek mikonam hanuz manie ehgho nafahmidim
بعضی ها میگن برای هر نفر, یکی وجود داره. فقط یکی. که ممکنه هیچوقت هم بهش نرسی.
قشنگ بود. امیدورام که بتونی عشق رو بهش هدیه کنی
عشقتان ماندگار
در مورد ایجاد این قسمت هم ؛ شما صاب اختیار و ولی نعمت مایی مهندس !
درست نفهمیدم ! اولا که به تو چه اون فرشته غمگینه ؟ نمیخوای بگی که محض رضای خدا میخوای شادش کنی ؟ پس این نگاهت رو عوض کن ؛ تو هر کاری بکنی برای خودته ! از فرشته ها مایه نگذار !
حالا ما یه پارتی پیش خدا پیدا کردیم تو بیا خرابش کن .