فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات

پست هاي نويسنده

ببار بارون

ببار نم نم ای ابر بهاری
که میخواهم تو جای من بباری

………………………………..

ببار بارون زمین و تر کن
دل عاشقارو دیونه تر کن

آزاده بهرامی

» ديدگاه ۱
انسان دیوانه

انسان دیوانه ترین موجود روی زمین است. او خدایی را که نمیبیند پرستش می کند، اما طبیعتی را که میبیند ویران میسازد، غافل از این که آن طبیعتی که ویران میسازد همان خدایی ست که پرستشش میکند.

 طبیعت

 هیوبرت ریوس 
 ترجمه: حسین منصوری
» بدون ديدگاه
تنهایی ات

از برکه به دریا بزن

تنهایی ات بزرگ شده مرد

مرد تنها

رضا کاظمی
» بدون ديدگاه
عشق خطرناکه

آنتیگونه:  تو تا حالا عاشق شدی؟
تیرسیاس:  عشق خطرناکه خانوم!
آنتیگونه: چرا؟
تیرسیاس:  چون نمی ذاره از چیزای خطرناک بترسی!

 

 سوفوکل / آنتیگونه
ترجمه: نجف دریابندری
» ديدگاه ۲
ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ

ﺑﺮﺧﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﻣﺎ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻳﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﻛﻪ
ﺩﻭﺳﺘﻤﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ،
ﻫﻤﺎﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻳﯽ ﻧﻴﺰ ﻳﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻛﻪ
ﺩﻭﺳﺘﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺍﻣﺎ ﻣﺎ ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ.
ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﻛﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺩﺭ ﺧﻴﺎﺑﺎﻥ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻳﻢ ﻭ
ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻳﻢ،
ﺍﻣﺎ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﻳﻢ
ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﮔﻢ ﻣﯽ ﻛﻨﻴﻢ ﻭ
ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺩﺭ ﺧﻴﺎﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺭیم ..

 

ﺷﻞ ﺳﯿﻠﻮﺭ ﺍﺳﺘﺎﯾﻦ

ﺷﻞ ﺳﯿﻠﻮﺭ ﺍﺳﺘﺎﯾﻦ
» ديدگاه ۲
گلوله نمی دانست

گلوله نمی دانست،
تفنگ نمی دانست،
شکارچی نمی دانست؛
پرنده داشت برای جوجه هایش غذا میبرد..

خدا که می دانست!
نمی دانـست؟ ..

 

حسین پناهی
» ديدگاه ۱
صدای تو

گوش هایم درد می کند
از بس که گشتم
دنبال ِ صدای ِ تو
که صدایم بزنی
و
من
برگردم از خودم…

منبع
» ديدگاه ۲
چشم هایت

چشم هایت
چه
بیرحمانه
زیباست

» ديدگاه ۲
کوفتگی

شیرجه های نرفته گاهی کوفتگی های عجیبی به جا می‌گذارند ..


آلبر کامو

- آلبرکامو / سقوط
» بدون ديدگاه
عشق

عشق، شرایطى است که در آن خوشبختى یک آدم دیگر براى شما ضرورى مى شود.

 

- رابرت آ. هاینلین
 ترجمه: عباس مخبر
» ديدگاه ۶
رفتن

من چون باد
حیاتم در رفتن خلاصه می‌شود.
مرا ببخش
بمانم اگر,
می‌میرم.

رفتن

شهریار بهروز
» بدون ديدگاه
کسی که درکت کند

یک عمر
در انتظارِ کسی هستی
که درکت کند و تو را
همانگونه که هستی بپذیرد.
و عاقبت
درمی یابی که او
از همان آغاز
خودت بوده ای .

 

  ریچارد باخ  
» ديدگاه ۱
آزادی

وقتی می‌خواهید به گنجشکی غذا بدهید فرار می‌کند
چرا که می‌داند آزادی با ارزشتر از نان است.

» ديدگاه ۱
بیست سال بعد
بیست سال بعد، بابتِ کارهایی که نکرده‌ای بیشتر افسوس می‌خوری تا بابتِ کارهایی که کرده‌ای.
بنابراین روحیه تسلیم‌پذیری را کنار بگذار،
از حاشیه‌ی امنیت بیرون بیا،
جستجو کن، بگرد، آرزو کن، کشف کن..
مارک تواین
- مارک تواین
» ديدگاه ۲
وابسته
شازده کوچولو پرسید:
از کجا بفهمم وابسته شدم ؟
روباه گفت:
تا وقتی هست نمی فهمی ..
شازده کوچولو
- آنتوان دوسنت اگزوپری
» بدون ديدگاه

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...