فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات

پست هاي نويسنده

دل سرای غم

هر چه غم در این زمانه بود یکجا بر دل نشست. غم غم غم ………………….

چه لذتی است زندگی کردن شاد ، چه آرام بخش است چه قدر شیرین است .

اکنون لذت شاد بودن را می فهمم چون غمگین هستم وفردا لذت غم را خواهم فهمید اگر شاد باشم .

» ديدگاه ۱
نیکی و خوبی

 

و کسانی هستند که می بخشند و از رنج و لذت فارغ هستند و سودای فضیلت و تقوا نیز در سر ندارند ،همچون درخت عطر آگین « مورد » که در دره ای دور شمیم جان پرورش را به هر نفس به دست نسیم می سپارد . خداوند با دستهای چنین بخشندگانی با آدمیان سخن می گوید و از پشت چشم آنان بر زمین لبخند می زند .

 

« جبران خلیل جبران »

» بدون ديدگاه
تنهایی

تنهایی سر فصل آغاز هر انسانی است . زندگی انسان با تنهایی شروع میشه و انسان وقتی که دارای قوه فهم میشه یه چیزی متوجه میشه …..

و به  شناخت نسبی دست پیدا میکنه ، آدمهارو میشناسه بین آنها فرق می زاره .

» ادامه مطلب

» ديدگاه ۴
مثل ترکی

به خاطر یک گل سرخ ، باغبان نوکر هزار خار می شود.

مثل ترکی

» بدون ديدگاه
مثل سوئدی

زندگی بدون عشق ، همچون سال بدون بهار است .

مثل سوئدی

» بدون ديدگاه
پنج صفت مداد

پسرک از پدربزرگ پرسید: پدربزرگ در باره چه می نویسی؟
پدربزرگ پاسخ داد: درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم! می خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی.
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید:
– اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام.
– بستگی داره چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دست بیاوری برای تمام عمر به آرامش می رسی؛
صفت اول: می توانی کارهای بزرگ انجام دهی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند. این دست، خداست که همیشه تو را در مسیر اراده اش حرکت می دهد.
صفت دوم: باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می شود و اثری که از خود به جای می گذارد ظریف تر و باریک تر. پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی که باعث می شود انسان بهتری شوی.
صفت سوم: مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست. در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، تصحیح خطا مهم است.
صفت چهارم: چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.
و سر انجام پنجمین صفت مداد: همیشه اثری از خود به جای می گذارد. هر کار در زندگی ات می کنی، ردی به جای می گذارد. پس سعی کن نسبت به هر کار می کنی، هشیار باشی وبدانی چه می کنی.

» بدون ديدگاه
«پائولو کوئیلو»

سراسر زندگی انسان بر روی زمین ، در همین خلاصه می شود : یافتن بخش دیگر ، مهم نیست که وانمود می کند در جست و جوی حکمت است یا پول و قدرت . اگر نتواند بخش دیگر خودش را بیابد ، هر آنچه به دست آورد ناقص خواهد بود .

«پائولو کوئیلو»

» بدون ديدگاه
حضرت علی (ع)

زندگی آنقدر دلاویز است که خاطرات تلخ و شیرین آنها مطلوب و خواستنی است .

 

امام علی (ع)

» بدون ديدگاه
شوخ طبعی ملا نصرالدین

ملا همیشه از دست دو زن خود در عذاب بود . یک روز برای جلب توجه و محبت آنان ، دو گردنبند خرید و هر کدامش را به یکی از آنها داد و اصرار کرد که آن یکی نفهمد . چند روز بعد زنها او را وادار کردند که اقرار کند به کدام یک از زنها علاقه بیشتری دارد . گردنبند به دادش رسید و گفت : به آنکه گردنبند داده ام علاقه ام بیشتر است .

» بدون ديدگاه
افسانه

افسانه ای قدیمی منسوب به ایرانیان است به نام نارنج و ترنج که میگوید : روزگاری شاهزاده ای دلیر می زیست که قصد داشت با دختر شاه پریان ازدواج کند . پس جادوگری به او می گوید به نارنجستان دیوها برو و قبل از سپیده دم ، نارنجی از درخت بچین و آن را به دو نیم کن . آنگاه پری نارنج از آن بیرون می آید . شاهزاده چنین می کند و برای به دست آوردن همسر دلخواهش و رسیدن به نارنجستان دیوهای بی شماری را می کشد و رنجها و سختی های زیادی تحمل می کند . او دو بار تلاش می کند و موفق نمی شود اما بدون مایوس شدن به تلاش برای رسیدن به معشوق ادامه می دهد و در سومین بار موفق به یافتن پری و ازدواج با او می شود .

» بدون ديدگاه
چارلز دیکنز

چارلز دیکنز ، داستان سرای توانمند انگلیسی ، یکی از معدود نویسندگانی است که نوشته هایش موجب انقلابی در زمینه وضع نابهنجار کودکان خیابانی شد . وی که دوران کودکی سختی را گذرانده بود در دوران  جوانی و میانسالی به نویسندگی روی آورد و آثار زیبا و ارزشمندی را از خود به جای گذارد . الیور تویست از معروف ترین کتابهای او درباره کودکان بی سرپرست و خیابانی است .

» بدون ديدگاه
زندگی زیباست

زندگی زیباست ، ای زیبا پسند                   زنده   اندیشان  به   زیبایی   رسند

آنقدر زیباست این بی بازگشت                   کز برایش می توان از جان گذشت

به یاد یک دوست
» بدون ديدگاه
زندگی Life

«زندگی» هدیه خداوند به شماست  و « شیوه زندگی شما » هدیه شما به خداوند.

«لئوبوسکالیا»
» بدون ديدگاه
تقسیم‌بندی انسان‌ها از دیدگاه دکتر شریعتی

تقسیم‌بندی انسان‌ها از دیدگاه دکتر شریعتی:
۱-آنهایی که وقتی هستند، هستند وقتی که نیستند هم نیستند. حضور عمده آدم‌ها مبتنی بر فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

۲-آنانی که وقتی هستند، نیستند وقتی که نیستند هم نیستند (مردگانی متحرک در جهان، خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار، هرگز به چشم نمی‌آیند، مرده و زنده‌شان یکی است).

۳-آنهایی که وقتی هستند، هستند وقتی که نیستند هم هستند (آدم‌های معتبر و باشخصیت، کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثیر خود را می‌گذارند کسانی که همواره در خاطر ما می‌مانند، دوستشان داریم و برایشان ارزش قائلیم).

۴-آنهایی که وقتی هستند، نیستند وقتی که نیستند، هستند (شگفت‌انگیز‌ترین آدم‌ها. در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشکوهند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم‌نرم و آهسته آهسته درک می‌کنیم . باز می‌شناسیم، می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم، گویی قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرق در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.»

» بدون ديدگاه
جبران خلیل جبران

 هفت بار روح خویش را آزرد:
 

اولین بار زمانی بود که برای رسیدن به بلندمرتبگی خود را فروتن نشان می داد.

 

دومین بار آن هنگام بود که در مقابل فلج ها می لنگید.

 

سومین بار آن زمان که در انتخاب خویش بین آسان و سخت،آسان را برگزید.

 

چهارمین بار وقتی مرتکب گناهی شد، به خویش تسلی داد که دیگران هم گناه می کنند.

 

پنجمین بار آنگاه که به دلیل ضعف و ناتوانی از کاری سر باز زد،و صبر را حمل بر قدرت و توانایی اش دانست.

 

ششمین بار چهره ای زشت را تحقیر کرد،درحالیکه ندانست آن چهره یکی از نقابهای خودش است.

 

و هفتمین بار وقتی که زبان به مدح و ستایش گشود و انگاشت که فضیلت است .

 

جبران خلیل جبران
 

 

» بدون ديدگاه

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...