
آمادئو کلمنته مودیلیانی Amedeo Clemente Modigliani هنرمند ایتالیایی (۱۸۸۴/۱۲/۷ – ۱۹۲۰/۲۴/۱), که در دو رشتهٔ نقاشی و مجسمه سازی کار میکرد , بیشتر دوران کاری خود را در فرانسه گذراند. مودیلیانی متولد شهر لیورنو در شمال غربی ایتالیا بود و تحصیلات هنری خود را در ایتالیا , قبل از رفتن به پاریس در سال ۱۹۰۶ , آغاز کرد. با وجود اینکه او تحت تاثیر دوستان هنرمندش , نوع خاصی از فعالیتهای هنری, و هنر اولیه بود اما اثاری منحصر به فرد و مخصوص به طرز فکر خود را داشت. او در پاریس از مرض سل مننژیتی که نتیجهٔ فقر , کار بیش از حد و افراط در مصرف الکل و مواد مخدر بود , در سن ۳۵ سالگی درگذشت.
سقراط (حدود سالهای ۳۹۹ ـ ۴۷۰ ق. م)، پدر علم فلسفه، با نحوه تدریس سوفسطائیان مخالفت کرد. سوفسطائیان، به شاگردان خود میآموختند که چگونه در مباحثات، به سوالات مختلف جوابهای زیرکانهای بدهند. سقراط شاگردانش را تشویق میکرد تا در دنیای اطراف خود، جستجو کرده و مطابق با ندای وجدان خود زندگی کنند، حتی اگر این کار، آنها را در جهت مخالف با حکام کشور قرار دهد.
گفتمانها
سقراط هیچ اثر نوشتاری از خود بر جای نگذاشت، اما تعدادی از مباحثات وی با ساکنان آتن توسط شاگرد معروفش افلاطون (۳۴۷ ـ ۴۲۷ ق.م) و نیز گزنفون (۳۵۷-۴۲۵ ق.م) بطور نوشتاری ثبت شدهاند.
سقراط در حدود سال ۴۷۰ سال ق.م در آلوِپـِـکا متولد گردید. آغاز زندگی او مصادف بود با دوران شکوفایی عظمت و افتخار آتن که در همان زمان امپراتوری دریایی خود را بنا نهاده بود. در دوران جوانی، قدرت بدنی شگفت انگیز سقراط، همگان را به تعجب واداشت. قدرت تحمل او بسیار بالا بود، به طوری که در زمستان سخت، پا برهنه با یک جامهٔ معمولی راه میرفت.
هنگامی که بیست و چند ساله بود، افکارش متوجه مفهوم انسانیت شد. در آن زمان بیشتر تلاشهای فیلسوفان و اندیشمندان، درباره جهان و چیستی آن بود و این که از چه موادی تشکیل شده و ماده اصلی آن چیست. اما او اعلام کرد که باید جهانشناسی را کنار گذاشت و به انسان بازگشت. او بیان میکرد که پیامهای مخصوصی از سروش غیبی دریافت میکند.
سردیس مرمری سقراط در موزه لوور

۱۵ اکتبر ( ۲۳ مهر ) ۱۸۴۴:
فریدریش نیچه در بخش روکن، در نزدیکی تونزن، ساکسونی پروسی به دنیا می آید. پدرش، کارل لودویگ نیچه، پیشوای روحانی روستا و پسر یک پیشوای روحانی است؛ مادرش فرانزیسکا نیچه دختر پیشوای روحانی روستای مجاور پوبلس است. فریدریش نیچه اولین ثمره ازدواج آنها بود. آنها دو فرزند دیگر نیز به دنیا می آورند: الیزابت و ژوزف.
۱۸۴۹:
نیچه پدرش را به علت بیماری آنسفالو مالاسیا از دست می دهد.
۱۸۶۴:
نیچه به عنوان دانشجوی الهیات و واژه شناسی وارد دانشگاه بن می شود (۱۶ اکتبر)
۱۸۶۵:
در عید پاک ۱۸۶۵ تحصیل در رشته الهیات را (در نتیجه از دست دادن ایمانش به مسیحیت) رها می کند و در ۱۷ اوت بن را ترک گفته رهسپار لایپزیگ می شود. در پایان اکتبر یا شروع نوامبر یک نسخه از اثر شوپنهاور” جهان به مثابه اراده و پنداره و تصور ” را از یک کتاب فروشی کتاب های دست دوم، بدون نیت قبلی خریداری می کند؛ او که تا آن زمان از وجود این کتاب بی خبر بود، به زودی به دوستانش اعلام می کند که او یک ‹‹شوپنهاوری›› شده است.
۱۸۶۷:
اولین اثر نیچه به چاپ می رسد: Zur Geschichte der Theognideischen Spruchsammlug
او به مدت یک سال برای خدمت در هنگ توپخانه ای ارتش فراخوانده می شود. در سرباز خانه به عنوان یک سوار کار ماهر شناخته می شود:
‹‹ در اینجا بود که نخستین بار فهمیدم که اراده زندگی برتر و نیرومند تر در مفهوم ناچیز نبرد برای زندگی نیست، بلکه در اراده جنگ اراده قدرت و اراده مافوق قدرت است!››