فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات

تمام نوشته هاي مربوط به موضوع ’تاريخ‘ :

روز جهانی بزرگداشت کورش کبیر
۷ آبان، روز جهانی کورش کبیر (اولین حامی حقوق بشر)، بر همه ایرانیان مبارک.
» ديدگاه ۵
هرگز نخواب کورش

هرگز نخواب کورش، میهن جوان ندارد

حتی دگر دماوند، آتشفشان ندارد

دارا کجای کاری؟ دزدان سرزمینت

بر بیستون نوشتند: اینجا خدا ندارد

دیو سیاه در بند، آسان رهید و بگریخت

رستم در این هیاهو، گرز گران ندارد

روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید

زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد

بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند

گویی که آرش ما، تیرو کمان ندارد

دریای مازنی ها بر کام دیگران شد

اما چه سود اینجا نوشیروان ندارد

کو آن حکیم توسی، شاهنامه ای سراید

شاید که شاعر ما ، دیگر بیان ندارد

هرگز نخواب کورش، ای مهر آریایی

بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد

» ديدگاه ۱
۷ آبان روز جهانی کورش کبیر

۷ آبان روز جهانی کورش کبیر بر همه ی ایرانیان مبارک.

بالاخره در چنین روزی برای اولین بار منشور کورش کبیر در کشور خودش قرار دارد.

اما آیا باز هم می توانیم بگوییم: “کورش تو بخواب ، ما بیداریم” ؟

» بدون ديدگاه
اولین انیمیشن دنیا

پیش از انقلاب، باستان شناسان ایتالیایی حاضر در شهر سوخته به هنگام کاوش در گوری ۵ هزار ساله، جامی را پیدا کردند که نقش یک بز همراه با تصویر یک درخت روی آن دیده می شد. در سال ۱۹۸۳ این اثر در قالب گزارش حفاری گروه ایتالیایی در نشریه ای به چاپ رسید.

سال ها بعد منصور سجادی، باستان شناس ایرانی پس از بررسی این شی دریافت نقش موجود بر آن برخلاف دیگر آثار به دست آمده از محوطه‌های تاریخی شهر سوخته، تکراری هدفمند دارد، به گونه‌ای که حرکت بز به سوی درخت را نشان می دهد.

» ادامه مطلب

» ديدگاه ۳
نامه تاریخی امیر کبیر به ناصردین شاه

متن خود نامه (دستخط امیر کبیر)

الساعه که در ایوان منزل با همشیره همایونی به شکستن لبه نان مشغولم خبر رسید که شاهزاده موثق الدوله حاکم قم را که به جرم رشاء و ارتشاء معزول کرده بودم به توصیه عمه خود ابقاء فرموده و سخن هزل بر زبان رانده اید.

فرستادم او را تحت الحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره امور مملکت با توصیه عمه و خاله نمی شود.

زیاده جسارت است. تقی

» بدون ديدگاه
زندگینامه بابک خرمدین

بابک خرم دین بزرگ مرد اصیل ایرانی ، شیرمردی که ۲۲ سال در برابر تجاوز ننگین اعراب به خاک میهن، مردانه مقاومت و ایستادگی کرد و در نهایت با نیرنگ از پا در آمد.

از جنبش های دیگر ایرانیان در برابر اعراب می‌‌توان به مازیار از مازندران، ابومسلم خراسانی ویعقوب رویگر از سیستان اشاره کرد. تلفظ نام بابک به زبان فارسی میانه پاپک بود که به معنای پدر جوان است. پدر بابک اهل تیسفون بود که به آذربایجان کوچید و در پیرامون کوه سبلان زنی را به همسری گزید. بابک در جوانی با شروین پسر ورجاوند سرور گروه مزدکیان تبرستان دیدار نمود. پس از آن او و مادرش به روستای دیگری در آن پیرامونها کوچیدند که مردمش از گروه مزدکیان و خرم دینان بودند. پیشوای آنها جاویدان پسر شهرک بود که از آنجا که بابک در تنبور زدن زبردست و توانا بود او را پیش خود نگه داشت. در سال ۲۰۱ هجری قمری بابک از کیش جاویدانی دست کشید و خود بعنوان پیشوای خرمدینان سر به شورش بر علیه اشغالگران عرب گذاشت. خلیفه تازیان به مدت بیست و دو سال سپاهیان فراوانی را برای سرکوب بابک ایرانی گسیل داشت و سرانجام با همکاری یک ایرانی تبار بنام افشین، اعراب بر خرمدینان ایرانی چیرگی یافتند. و او را به سامَرّا نزد خلیفه بردند. خلیفه معتصم دستور داد تا بابک را سوار بر فیل کردند و در شهر بگردانند و در روز پنجشنبه دوم صفر سال ۲۲۳ با بودن امان نامه‌ای که به او داده بودند به دستور خلیفه او را تکه تکه کرده و کشتند. قرارگاه اصلی بابک خرمدین دژی استوار و سخت گذر بنام دژ بَذ بود که در نزدیکی شهر کَلِیبَر در شهرستان اهر استان آذربایجان شرقی قرار دارد. بابک خرمدین : انسان برای پیروزی خلق شده. اورا می‌‌توان نابود کرد ولی نمی‌توان شکستش داد. صدها سال از مرگ سربلندی آمیز این انسان آزاده می‌‌گذرد.در دامنه ساوالان بدنیا امد در دربار بامر خلیفه مثله اش کردند. او وفرزند برو مندش آذر وبرادرش عبدا ﷲ ویاران آزادی خواهش درراه ازادی مردم جان خودرا فدا نمودند..افشین زروسیم وقدرت خلیفه را گزینش و به او ومردم خیانت نمود. وعنوان خاین را نصیب خود نمود.امروز نام بابک روی نوزادان این سرزمین خودنمائی می‌کند. هرسال مردم آزاده جهت سپاسداری از فرزند برومند خود راهی قلعه بابک می‌‌شوند.تا یادش را گرامی دارند.

» ادامه مطلب

» ديدگاه ۱۴۲
تصاویر بسیار زیبا و با کیفیت بالا از قلعه بابک (دژ بذ)

به مناسبت فرا رسیدن تیر ماه, ماه تولد بابک خرمدین کسی که جلوی اعراب ایستاد

اما چون تاریخ های متفاوتی از روز تولد او وجود دارد (احتمالاَ ۱۰ تا ۱۳ تیر) . فقط به ذکر ماه تولد که از آن اطمینان داریم اکتفا می کنم


» بدون ديدگاه
جزیره ای باستانی وسط سد

تپه گونسپان (پاتپه)

متن “ما و یادگار پدرانمان” مقدمه ای بود برای معرفی اثری که تازه کشف شده و به همین زودی هم داره زیر آب سد فرو می ره . تصادفاَ این اثر نزدیک روستایی که اصلیت من مال اونجاست، نام رودخانه ای که قرار هست آب این سد رو تامین کنه و حتی نام این سد از نام روستای ما گرفته شده . روستا، رودخانه و حالا هم سد ((کلان)) و یا نام محلی ((کُلون))(واقع در شهر بروجرد). اما به خاطر نزدیکی، این سد در شهر و حتی استان کناری قرار گرفته(شهر ملایر، استان همدان) .

» ادامه مطلب

» بدون ديدگاه
قدمت پاتپه‌ ملایر به ۵ ‌هزار سال رسید

با تکمیل لایه‌نگاری در فصل‌های جدید کاوش محوطه‌ی «گونسپان» پاتپه در ملایر، قدمت این محوطه به پنج‌هزار سال پیش رسید.

مدیر کل میراث فرهنگی و گردشگری استان همدان در گفت‌وگو با ایسنا، درباره‌ کاوش‌های محوطه‌ی پاتپه در استان همدان که درحال انجام‌اند، با اشاره به این‌که فصل‌های چهارم و پنجم کاوش این محوطه بدون فاصله به سرپرستی رضا ناصری دنبال می‌شوند، توضیح داد: ‌یکی از مهم‌ترین اهداف فصل چهارم، ایجاد ترانشه‌ی لایه‌نگاری برای دستیابی به توالی فرهنگ‌های استقراری تا روی خاک بکر بود که این اقدام با ایجاد یک کارگاه لایه‌نگاری در قسمت جنوبی محوطه و به‌صورت پله‌یی انجام شد.

» ادامه مطلب

» بدون ديدگاه
ارد دوم و سورنا

می گویند زمانی که سورنا سردار شجاع سپاه امپراتور ایران (( ارد دوم )) از جنگ بر می گشت به پیرزنی برخورد .
پیرزن به او گفت وقتی به جنگ می رفتی به چه دلبسته بودی ؟
گفت به هیچ ! تنها اندیشه ام نجات کشورم بود .
پیرزن گفت و اکنون به چه چیز ؟
سورنا پاسخ داد به ادامه نگاهبانی از ایران زمین .
پیرزن با نگاهی مهربانانه از او پرسید :  آیا کسی هست که بخواهی بخاطرش جان دهی ؟
سورنا گفت : برای شاهنشاه ایران حاضرم هر کاری بکنم .
پیرزن گفت : آنانی را که شکست دادی برای آیندگان خواهند نوشت کسی که جانت را برایش میدهی تو را کشته است و فرزندان سرزمینت از تو به بزرگی یاد می کنند و از او به بدی !
سورنا پاسخ داد : ما فدایی این آب و خاکیم . مهم اینست که همه قلبمان برای ایران می تپد . من سربازی بیش نیستم و رشادت سرباز را به شجاعت فرمانده سپاه می شناسند و آن من نیستم .
پیرزن گفت : وقتی پادشاه نیک ایران زمین از اینجا می گذشت همین سخن را به او گفتم و او گفت پیروزی سپاه در دست سربازان شجاع ایران زمین است نه فرمان من .
اشک در دیدگان سورنا گرد آمد .
بر اسب نشست .
سپاهش به سوی کاخ فرمانروایی ایران روان شد .
ارد دوم ، سورنا و همه میهن پرستان ایران هیچگاه به خود فکر نکردند آنها به سربلندی نام ایران اندیشیدند و در این راه از پای ننشستند .
به سخن ارد بزرگ : میهن پرستی هنر برآزندگان نیست که آرمان آنان است .
یاد و نام همه آنان گرامی باد .

یاسمین آتشی
» بدون ديدگاه
بابک خرمدین

پیشگویان به بابک خرمدین ، آزادیخواه میهن پرست کشورمان گفتند در پایان این مبارزه کشته خواهی شد او گفت سالها پیش از خود گذشتم همانگونه که ابومسلم خراسانی از خود گذشت برای این که ایران دوباره ادامه زندگی پیدا کند روح بزرگانی همچون ابومسلم در من فریاد می کشد و به من انگیزه مبارزه برای پاک سازی میهن را می دهد پس مرا از مرگ نترسانید که سالها پیش در پای این آرزو کشته شده ام .

ارد بزرگ در سخنی بسیار زیبا می گوید : گل های زیبایی که در سرزمین ایران می بینید بوی خوش فرزندانی را می دهند که عاشقانه برای رهایی و سرفرازی نام ایران فدا شدند .

بابک خرمدین اندکی بعد در حضور خلیفه تازی بغداد اینچنین به خاک و خون کشیده شد :

خلیفه :عفوت میکنم ولی بشرطی که توبه کنی ! بابک :توبه را گنهگاران کنند٬توبه از گناه کنند. خلیفه :تو اکنو ن در چنگ ما هستی! بابک:اری ٬تنها جسم من در دست شما است نه روحم٬ دژ آرمان من تسخیر ناپذیر است.

خلیفه :جلاد مثله اش کن! معلون اکنون چراغ زندگیت را خاموش می‌‌کنم. بابک روی به جلاد٬چشمانم را نبند بگذار باچشم باز بمیرم. خلیفه :یکباره سرش را ازتن جدا مکن٬ بگذار بیشتر زنده بماند! نخست دستانش را قطع کن!جلاد بایک ضربت دست راست بابک را به زمین انداخت.خون فواره زد.بابک حرکتی کرد شگفتی در شگفتی افزود٬زانو زده ٬خم شد وتمام صورتش را با خون گرمش گلگون گرد.شمشیر دژخیم بالا رفت وپایین آمد ودست چپ دلاور ساوالان را نیز از تن جدا کرد.فرزند آزاده مردم به پا بود٬ استواربود . خون از دو کتفش بیرون می‌‌جست .

خلیفه :زهر خندی زد : کافر! این چه بازی بود که در آستانه مرگ در آوردی ؟ چرا صورت خود به خون آغشته کردی؟ چه بزرگ بود مرد٬چه حقیر بود مرگ٬ چه حقیر تر بود دشمن! پیش دشمن حقیر٬مردبزرگ٬بزرگتر باید. گفت : در مقابل دشمن نامرد ٬ مردانه بایدمرد ٬اندیشیدم که از بریده شدن دستانم ٬خون ازتنم خواهدرفت . خون که رفت٬ رنگ چهره زرد شود .مبادا دشمن چنان گمان کند از ترس مرگ است ٬خلق من نمی‌پسندندکه بابک در برابر گله ی روباه ان ترسی به دل راه دهد…. خلیفه از ته گلو نعره کشید: ببر صدایش را!!!! وشمشیر پایین آمد و سر. سری که هرگزپیش هیچ زورمند ستمگری فرود نیامده بود .  یادش گرامی باد .


» ديدگاه ۳
میهن پرستی ایرانی از زبان یک دشمن

پروکوپیوس مورخ رومی در یادداشتهای روزانه خود در تاریخ ۱۳ بهمن ماه سال ۶۹ شمسی قبل از هجرت میگوید :در این روز نسخه اصلی تاریخ جنگهایم را به امپراتور دادم و او پس از مرور کوتاهی بر آن گفت:

هرچند به سود ما رومیان نیست اما جا داشت می نوشتی ژوستی نین امپراطور روم عقیده دارد که در خون سربازان ایرانی ماده اختصاصی وجود دارد که باعث می شود ترس نداشته باشند بی باک و مغرور باشند و تسلیم نشوند.در هنگام اسارت در برابر فاتح زانو نزنند و عجز و لابه نکنند . من نمی دانم که ایران چه آبی دارد که بذر نهایت میهن دوستی را در جان مردمش پرورش میدهد…

» ديدگاه ۱
روایتی از کشف و تاراج کاخ آپادانا شوش

۸ تیر ۱۲۶۳ سالروز پیدا کردن کاخهای هخامنشی در شوش است .  در این روز((مارسل دیولافوا)) که به همراه همسر خود ((ژان)) برای پژوهش هایی در زمینه معماری باستانی به ایران سفر کرده بودند این کاخ را پیدا کردند.

بقایای کاخ آپادانا شوش

((ژان دیولافوا)) در بخشی از خاطرات خود از زبان همسرش می نویسد : ((شوش ۸ فوریه-دیروز گاو سنگی بزرگی را که در روز های کنونی پیدا شده است با اندوه تماشا می کردم ، که نزدیک به دوازده هزار کیلو وزن دارد ! تکان دادن چنین توده بزرگی نا شدنی است . سرانجام نتوانستم به خشم خود چیره شوم ،پتکی به دست گرفتم و به جان حیوان سنگی افتادم . ضرباتی وحشیانه به او زدم . سرستون، در نتیجه ی ضربات پتک همجون میوه ی رسیده از هم شکافت. یک تکه سنگ بزرگ از آن پرید و از جلوی ما رد شد ، اگر با چالاکی خودمان را کنار نمی کشیدیم پایمان را خرد می کرد . مرمر ، سختی خود را کاملا از دست داده بود . در درازای دو هزار و پانصد سال ، ریشه ی گیاهان در میان ترکهایی که هنگام فرو ریختن سرستون ایجاد شده بود ، رخنه کرده و تکه های آن را از هم جدا کرده است . به این ترتیب بدون آن که انتظار داشته باشیم دوازده هزار کیلو به بارهای ما اضافه شد زیرا حمل قطعات کوچک گاو سنگی میسر شد))

تنها سر ستون و تنها ستون سرپا باقیمانده در خود شوش

بخشی از کتاب خاطرات ژان دیولافوا
» ديدگاه ۲

آمار

ديدگاههاي اخير

  • s.p: جالب بود دیدگاهتون مرسی...
  • HaMed: منظور اون دوستمون این بود که مثل همه آدم های دیگه آسیب پذیر ...
  • farzan: ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ۞۞,ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ...
  • saba: salam.man bekhatere niche in matlabo khundam na tasa2fi be n...
  • عاشق تنها: خيلي جالب بود به منم سر بزن...