فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
زندگینامه بابک خرمدین

بابک خرم دین بزرگ مرد اصیل ایرانی ، شیرمردی که ۲۲ سال در برابر تجاوز ننگین اعراب به خاک میهن، مردانه مقاومت و ایستادگی کرد و در نهایت با نیرنگ از پا در آمد.

از جنبش های دیگر ایرانیان در برابر اعراب می‌‌توان به مازیار از مازندران، ابومسلم خراسانی ویعقوب رویگر از سیستان اشاره کرد. تلفظ نام بابک به زبان فارسی میانه پاپک بود که به معنای پدر جوان است. پدر بابک اهل تیسفون بود که به آذربایجان کوچید و در پیرامون کوه سبلان زنی را به همسری گزید. بابک در جوانی با شروین پسر ورجاوند سرور گروه مزدکیان تبرستان دیدار نمود. پس از آن او و مادرش به روستای دیگری در آن پیرامونها کوچیدند که مردمش از گروه مزدکیان و خرم دینان بودند. پیشوای آنها جاویدان پسر شهرک بود که از آنجا که بابک در تنبور زدن زبردست و توانا بود او را پیش خود نگه داشت. در سال ۲۰۱ هجری قمری بابک از کیش جاویدانی دست کشید و خود بعنوان پیشوای خرمدینان سر به شورش بر علیه اشغالگران عرب گذاشت. خلیفه تازیان به مدت بیست و دو سال سپاهیان فراوانی را برای سرکوب بابک ایرانی گسیل داشت و سرانجام با همکاری یک ایرانی تبار بنام افشین، اعراب بر خرمدینان ایرانی چیرگی یافتند. و او را به سامَرّا نزد خلیفه بردند. خلیفه معتصم دستور داد تا بابک را سوار بر فیل کردند و در شهر بگردانند و در روز پنجشنبه دوم صفر سال ۲۲۳ با بودن امان نامه‌ای که به او داده بودند به دستور خلیفه او را تکه تکه کرده و کشتند. قرارگاه اصلی بابک خرمدین دژی استوار و سخت گذر بنام دژ بَذ بود که در نزدیکی شهر کَلِیبَر در شهرستان اهر استان آذربایجان شرقی قرار دارد. بابک خرمدین : انسان برای پیروزی خلق شده. اورا می‌‌توان نابود کرد ولی نمی‌توان شکستش داد. صدها سال از مرگ سربلندی آمیز این انسان آزاده می‌‌گذرد.در دامنه ساوالان بدنیا امد در دربار بامر خلیفه مثله اش کردند. او وفرزند برو مندش آذر وبرادرش عبدا ﷲ ویاران آزادی خواهش درراه ازادی مردم جان خودرا فدا نمودند..افشین زروسیم وقدرت خلیفه را گزینش و به او ومردم خیانت نمود. وعنوان خاین را نصیب خود نمود.امروز نام بابک روی نوزادان این سرزمین خودنمائی می‌کند. هرسال مردم آزاده جهت سپاسداری از فرزند برومند خود راهی قلعه بابک می‌‌شوند.تا یادش را گرامی دارند.

خلیفه :عفوت میکنم به بشرطی که توبه کنی ! بابک :توبه را گنهکاران کنند. خلیفه :تو اکنو ن در چنگ ما هستی! بابک:آری ٬تنها جسم من در دست شما است نه روحم٬ دژ آرمان من تسخیر ناپذیر است. خلیفه :جلاد مثله اش کن! معلون اکنون چراغ زندگیت را خاموش می‌‌کنم. بابک روی به جلاد٬چشمانم را نبند بگذار باچشم باز بمیرم. خلیفه :یکباره سرش را ازتن جدا مکن٬ بگذار بیشتر زنده بماند!اول دستانش را قطع کن!جلاد بایک ضربت دست راست بابک را به زمین انداخت.خون فواره زد.بابک حرکتی کرد شگفتی در شگفتی افزود٬زانو زده ٬خم شد وتمام صورتش را با خون گرمش گلگون گرد.شمشیر دژخیم بالا رفت وپایین آمد ودست چپ آن دلاور را نبز از تن جدا کرد.فرزند آزاده مردم به پابود٬استواربود.خون از دو کتفش بیرون می‌‌جست. خلیفه :زهر خندی زد : کافر! این چه بازی بود که در آستانه مرگ در آوردی؟چرا صورت خود به خون آغشته کردی؟ چه بزرگ بود مرد٬چه حقیر بود مرگ٬ چه حقیر تر بود دشمن!پیش دشمن حقیر٬مرد بزرگ٬بزرگتر باید. گفت:در مقابل دشمن نامرد٬مردانه باید مرد٬اندیشیدم که از بریده شدن دستانم ٬خون ازتنم خواهدرفت. خون که رفت٬ رنگ چهره زرد شود .مبادا دشمن چنان گمان کند از ترس مرگ است٬خلق من نمی‌پسندندکه بابک در برابرگله ء روباهان ترسی به دل راه دهد…. خلیفه از بیخ گلو نعره کشید: ببر صدایش را!!!! وشمشیر پایین آمدوسر. سری که هرگزپیش هیچ زورمند ستمگری فرود نیامده بود…

iran-tourism.ir

۳۷۵ Responses to “زندگینامه بابک خرمدین”

  1. بهزاد گفت:

    با سلام،اقا من وقتی یاد این عربها مخصوصا عراق و عربستانو و البته همه اعراب خاورمیانه اعصابم بد جوری داغون میشه و تامرز سکته هم پیش میرم،چون اگه یکم اطلاعات جمع کنین مبینید همین فلسطین و لبنان و چنتا از این دسته کشورها حتی سوریه در جنگ عراق و ایران چنتا سرباز برا عراقی ها فرستاده بودن که مارو نابود کنن ولی ب لطف خدا خون شهدای بیگناهمون الان اگه ی روز نباشیم کنارشون از ریشه فرو می پاشن،ماجرای بابک هم که همه میدونن بابک نماد یک آذری اصیل هستش و باید به ان افتخار نمود مثل ستار خان باقر خان وبقیه پادشهان که تو تاریخ اکثر پادشاهانمون اذری و ترک زبان بودن ولی ب لطف بعضیها حتی اسمشونم ب میان نمیاد و خیلی دارن مارو لگد مال میکنن اخه چرا باید ارامگاه ستارخان به بهانه بازسازی تبدیل ب فبر عاد هم سطح دیگر انسان باشه و همه از روی قبرش رد بشن،چرا میگن تپه نادر تو مشهده اصلیش مگه تو دشت مغان خونه و تپه نادر ندیدن تا حالا حتی عکساشو که چن سال پیش بازسازی کردن و جمجشم اومده بود بیرون دوباره دفنش کردن،ومهمتر اینکه چرا همه پادشاههایی که ترکن و حتی مدارک دارن از خدماتشون تو گذشته بزدل و خائن نامیده میشن تو تاریخ اونوقت دوتا سه تا شاه فارسی زبان که حتی مدارکی بر وجود چنین پادشاهانی وجود نداره بعنوان نماد والگو ازشون یاد میشه و مقدس هستن،محض اطلاعتون مقبره کروش تا دوران پهلوی قبر مادر حضرت سلیمان بوده و اون موقع عوض شد و گفتن قبر کروش کبیره یعنی اشتباه نوشته بودن یا کسی تا اون موقع اینو نمیدونستن و همون موقع کتیبه کروش بوجود اومد که اجازه ازمایشم نمیدن که ببینن قدمتش چقدره باورتو نمیشه میدونم ولی از بزرگتهانون لطفا بپرسین ممنون که وقت گذاشتین و این مطلبو خوندید

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • بهزاد: با سلام،اقا من وقتی یاد این عربها مخصوصا عراق و عربستانو و ا...
  • دان۶: تاریخ ترکمنها بیش از ۱۰۰۰۰ساله کتیبه اوزون درسلسله ی گوک تور...
  • ترکمن صحرا: یاشاسین تورک وتورکمنلر...
  • محمد: از هر دستی بدی از همون دستم میگیری...
  • HaMed: کار خوبی کردی...