بابک خرم دین بزرگ مرد اصیل ایرانی ، شیرمردی که ۲۲ سال در برابر تجاوز ننگین اعراب به خاک میهن، مردانه مقاومت و ایستادگی کرد و در نهایت با نیرنگ از پا در آمد.
از جنبش های دیگر ایرانیان در برابر اعراب میتوان به مازیار از مازندران، ابومسلم خراسانی ویعقوب رویگر از سیستان اشاره کرد. تلفظ نام بابک به زبان فارسی میانه پاپک بود که به معنای پدر جوان است. پدر بابک اهل تیسفون بود که به آذربایجان کوچید و در پیرامون کوه سبلان زنی را به همسری گزید. بابک در جوانی با شروین پسر ورجاوند سرور گروه مزدکیان تبرستان دیدار نمود. پس از آن او و مادرش به روستای دیگری در آن پیرامونها کوچیدند که مردمش از گروه مزدکیان و خرم دینان بودند. پیشوای آنها جاویدان پسر شهرک بود که از آنجا که بابک در تنبور زدن زبردست و توانا بود او را پیش خود نگه داشت. در سال ۲۰۱ هجری قمری بابک از کیش جاویدانی دست کشید و خود بعنوان پیشوای خرمدینان سر به شورش بر علیه اشغالگران عرب گذاشت. خلیفه تازیان به مدت بیست و دو سال سپاهیان فراوانی را برای سرکوب بابک ایرانی گسیل داشت و سرانجام با همکاری یک ایرانی تبار بنام افشین، اعراب بر خرمدینان ایرانی چیرگی یافتند. و او را به سامَرّا نزد خلیفه بردند. خلیفه معتصم دستور داد تا بابک را سوار بر فیل کردند و در شهر بگردانند و در روز پنجشنبه دوم صفر سال ۲۲۳ با بودن امان نامهای که به او داده بودند به دستور خلیفه او را تکه تکه کرده و کشتند. قرارگاه اصلی بابک خرمدین دژی استوار و سخت گذر بنام دژ بَذ بود که در نزدیکی شهر کَلِیبَر در شهرستان اهر استان آذربایجان شرقی قرار دارد. بابک خرمدین : انسان برای پیروزی خلق شده. اورا میتوان نابود کرد ولی نمیتوان شکستش داد. صدها سال از مرگ سربلندی آمیز این انسان آزاده میگذرد.در دامنه ساوالان بدنیا امد در دربار بامر خلیفه مثله اش کردند. او وفرزند برو مندش آذر وبرادرش عبدا ﷲ ویاران آزادی خواهش درراه ازادی مردم جان خودرا فدا نمودند..افشین زروسیم وقدرت خلیفه را گزینش و به او ومردم خیانت نمود. وعنوان خاین را نصیب خود نمود.امروز نام بابک روی نوزادان این سرزمین خودنمائی میکند. هرسال مردم آزاده جهت سپاسداری از فرزند برومند خود راهی قلعه بابک میشوند.تا یادش را گرامی دارند.
خلیفه :عفوت میکنم به بشرطی که توبه کنی ! بابک :توبه را گنهکاران کنند. خلیفه :تو اکنو ن در چنگ ما هستی! بابک:آری ٬تنها جسم من در دست شما است نه روحم٬ دژ آرمان من تسخیر ناپذیر است. خلیفه :جلاد مثله اش کن! معلون اکنون چراغ زندگیت را خاموش میکنم. بابک روی به جلاد٬چشمانم را نبند بگذار باچشم باز بمیرم. خلیفه :یکباره سرش را ازتن جدا مکن٬ بگذار بیشتر زنده بماند!اول دستانش را قطع کن!جلاد بایک ضربت دست راست بابک را به زمین انداخت.خون فواره زد.بابک حرکتی کرد شگفتی در شگفتی افزود٬زانو زده ٬خم شد وتمام صورتش را با خون گرمش گلگون گرد.شمشیر دژخیم بالا رفت وپایین آمد ودست چپ آن دلاور را نبز از تن جدا کرد.فرزند آزاده مردم به پابود٬استواربود.خون از دو کتفش بیرون میجست. خلیفه :زهر خندی زد : کافر! این چه بازی بود که در آستانه مرگ در آوردی؟چرا صورت خود به خون آغشته کردی؟ چه بزرگ بود مرد٬چه حقیر بود مرگ٬ چه حقیر تر بود دشمن!پیش دشمن حقیر٬مرد بزرگ٬بزرگتر باید. گفت:در مقابل دشمن نامرد٬مردانه باید مرد٬اندیشیدم که از بریده شدن دستانم ٬خون ازتنم خواهدرفت. خون که رفت٬ رنگ چهره زرد شود .مبادا دشمن چنان گمان کند از ترس مرگ است٬خلق من نمیپسندندکه بابک در برابرگله ء روباهان ترسی به دل راه دهد…. خلیفه از بیخ گلو نعره کشید: ببر صدایش را!!!! وشمشیر پایین آمدوسر. سری که هرگزپیش هیچ زورمند ستمگری فرود نیامده بود…
iran-tourism.ir
به نام خالق هستی
دوسستان عزیز من با خواندن این مطالب یاد یک چیزی افتادم . مگه عرب ها اون زمان مسلمان نبودند و از اون ها به ما نرسیده لذتی که در عفو است در مجازات نیست . پس چرا بابک رو به این گونه کشتند ؟
همون بهترکه یه پان ترک باشیم تایه پان فارس کثیف که موقع جنگ و سختی مارو برادر دونستین و تو شادیاشون بلانسبت خر .
یه چیز دیگه هم هست حالا شمافکر میکنید باجعل تاریخ میشه پیشرفت کرد؟
من با افتخارمیگم که درمقابل پان فارسهایی مثل شما یه پان ترکم که خونم رو میدم برای جداکردن ملت ترک ازشماملت گرگ.
من ترکم وافتخار میکنم
وقتی این پیغام را می گذارم ، آخرین پیام قبلی مربوط به ۲۷/۱۰/۸۹ بوده . خدا راشکر امیدوارم که دیگه کسی به این مباحث (ترک و فارس) نپردازه . من نظرم را می گویم ؛ نظری که برترین نظریه است و فعلا بهترین نظریه و انسانی ترین نظریه . بنظر من در این قرن و عصر هر کس دم از برتری و بهتری ، نژاد ، دین ، زبان ، و کلا هرچیزی که بویی از تعصب داشته باشه ؛ بنماید . یک نادان است و حتما گمراه . حالا می خواهی از پارسیان باش می خواهی از ترک ها . خدا نگهدار
سلام دوستان
تار یخ رو خوب بخونین معلوم میشه بابک کجایی هستش الکی به خودتون نچسبونید بابک یه اسم اصیل فارسی هستش چه ربطی به ترکی داره. اسم باباش مرداس بوده کجا ترکا اسم مرداس گذاشتن تازه اهل تیسفون بوده اگر بگیم یه سر
بابک آذری بوده آره چون مادرش آذری بوده ولی عزیزان هر کس اصلیتش رو به پدرش میره. اینم یکم برا تکمیل کردن.
نام او (بابک) معرب نام ایرانی پاپک است. برخی از خاورشناسان همچون اشپولر، پتروشفسکی، ساندرز حدس میزنند که نام اصلی وی پاپک باشد.در تمامی منابع نام بابک یافت میشود، اما مسعودی نام او را حسن ذکر کردهاست.مورخین ارمنی بابک خرمدین را گاهی «باب»، گاهی «بابن» و گاهی «بابک» ضبط کردهاند.
پدر او، روغن فروش دوره گردی به نام «مِردَس» یا «مِرداس» (بنابر گفتهٔ سمعانی)و یا «عبدالله» (به استناد ابن ندیم) از اهالی تیسفون بود که به آذربایجان مهاجرت کرده بود.مادر او (به استناد فصیح) زنی تک چشم بود که «ماهرو» نام داشت و از اهالی آذربایجان بود. این در حالی است که یوسفی زیبارو (ماهرو) بودن مادر بابک توأم با تک چشم بودنش مضحک میداند.
احمد اقا که میگی چرا توهین میکنم با تعصب حرف میزنم
۱٫ اینا توهین نیست حقایقه. احمق بودن که شاخ و دم نمیخواد!!!
۲٫ اگه میبینی وضعمون اینچنین افتضاحه بخاطره همین مهربون بازیهایی که افردای مثل شما در میارن هست چون مهربونی رو باید با کسی کرد که لیاقتشو داره نه اون خائنی که میگن با ترکها هستم نه ایرانی ها
بله فرهنگه اصلیله ایرانی الان باید همین خشم باشه تا خائنین ریشه کن شن
زرتشت میگفت برای جنگ با تاریکی شمشیر نمیکشم چراغ می افروزم اما ما با تاریکی الان طرف نیستم چن چراغ روشن کردن چیزیو حل نکرده پس الان وقته شمشیره.
زنده باد خون پاک آریایی.
وقتی که گفته میشود ترک فقط شامل ترکیه نیست بلکه ترکها به دلیل بومی بودن در آسیا در مناطق وسیعی از این قاره زندگی میکنند مانند ترکیه -آذر بایجان-روسیه-قزاقستان-ازبکستان … اگر ترکهاایرانی نبودند امروز ایران وجود نداشت و به آن عراق عجم می گفتند (البته به بخشی از آن)ودر هر گوشه از این مملکت کشور وحکومتی وجود داشت ترکها بودند که تمام این سرزمینها وحکومتهارا به صورت یکپارچه درآوردند ودرطول تاریخ همواره سپر بلای ایران بودند خدمات آنها به ایران در تاریخ ثبت است وتمام تاریخ دانان عادل وآزاده وبی غرض همواره آن را بازگو میکنند :خدمتی که ترکها به ایران کرده اند(مانند سلجوقیهاوصفویان وافشارهاو…) هیچ قومیت دیگری نکرده است حتی فارسها.
مدیریت عزیز سایت شما در نظری که در تاریخ۱۶/۱۰/۱۳۹۰ گذاشته اید اظهار کرده اید که(ما هر پیغامی که در آن به شخص یا اشخاصی توهین شده باشد را انتشار نخواهیم داد)
اما بدانید که وقتی در پیغامی (مانند پیغامهایی که شما در این صفحه منتشر کرده اید) به قومیت یا نژادی از هر کجای عالم توهین میشود به تمام اشخاص وافراد آن قوم یا نژاد توهین میشود(عام جزء را نیز در بر
میگیرد)و انگار به صورت شخصی نیز به آنها توهین شده است.
در بعضی از پیغامهای این صفحه اقوام عزیز کشورمان حتی در حد یک حیوان پست شده اند واگر شما به گفته خود عمل کنید این گونه پیغامها نباید در این صفحه منتشر شود وگرنه این گونه نتیجه گرفته میشود که شما از
توهین به بعضی از اقوام ونژادها خوشحال گشته واز این عمل رضایت کامل دارید
مدیران پانفارس سایت فکور از درج نظراتی که به ضرر پانفارسها است خود داری
میکنند وبطور مرموزانه ای تظاهر به بیطرفی مکنند اما درباطن افکار وعقاید پانفارسی
را دنبال میکنند من تا حالا چندین نظر مستند در دفاع از اقوام غیر فارس در این
سایت درج کرده ام که ازطرف مدیران این سایت به نمایش گذاشته نشده
اما نظراتی که حاوی بدترین توهینها وفحشها به ترکها است درج شده است
خواهشمندم نمایش داده شود.
دوست و هموطن عزیز
ما هر پیغامی که در آن به شخص یا اشخاصی توهین شده باشد را انتشار نخواهیم داد.
و مطمئن باشید اگر چند پیغام شما انتشار داده نشده، حتما در آن به کسی توهین شده.
و مسلما از طرف دیگر هم از انتشار کامنت هایی که به شما توهین کرده اند خود داری کرده ایم.
اما ممکن است به علت ریاد بودن کامنت ها بعضی از آن ها از دست مان در رفته باشد.
که اگر در کامنتی به شما توهین شده اسم و ایمیل آن را برایمان در همین پست بگذارید تا آن را حذف کنیم.
در آخر به شما اطمینان می دهم تا به حال هیچ کامنتی نبوده که به خاطر طرفداری از کسی و یا قومی آن را حذف کرده باشیم.
با تشکر از شما
مدیریت فکور
دوست عزیز
من در پیغام قبلی خودم گفتم ممکن است کامنت هایی ار دست ما در رفته باشد.
که اگر شما گزارش دهید ما بلافاصله آن را حذف می کنیم.
با تشکر از شما
زنده باد بختیاری های با تمدن.↳
دمتون گرم سایت خوبیه…
نظر لطف شماست
من نمیدونم چرا بعضی از دوستان تعصب وبی ادبی رو با هم دارند واینقدر هم ازش استفاده میکنن.برای پیدا کردن جواب سوالاتتون بهترین راه تحقیق بدون تعصبه.چه پان ترک وچه پان ایرانیست.۱-
من به اون دسته از عزیزان آذربایجانی که واقعا دنبال حقایق هستند پیشنهاد میکنم واژه((مردمان ترک))رو تو ویکی پدیا سرچ کنن تا به جواب خیلی از سوالاتشون برسن.
۲-دوستانی که اینقدر اقوام مختلف رو خر یا احمق یا بی غیرت یا… خطاب میکنن بدونن بغیر از بی فرهنگی خودشون چیزی رو ثابت نکردن و نشون دادن ایرانی اصیل نیستن.
واقعا متنفرم از هر چی پانترکه خائنه که همه ی بدبختی ایران از این خائن های کثافتش
هست .
اخه الاغ ها اینقدر احمقید که هنوز نفهمیدید که مردم اذربایجان ترک نیستند بلکه مثل بقیه مردم ایران ایرانی هستند و نباید اونهارو به حیواناتی مثل ترک ها و مغول ها نسبت داد
ای پان ترکه احمق اگه دوست داری ترک باشی گمشو برو ترکیه(هر چند که اکثر نژاد مردم اونجا هم ترک نیست)
و قهرمانی چون پاپک رو هم به ترکها نچسبونید چون نه ترکی حرف میزد نه ترک مذهب بود نه نام ترکی داشت
من با این پان ترکها دیگه بحثی ندارم چون یا خائن هستن یا احمق.
با عرض سلام خواهش میکنم تا اخر این متن رو بخونید چند تا بحث دارم که روی صحبتم با همزبون های ترکمه نه با فارسها اولین تاسفم از اینه که بعضی از ترکها ناخواسته تو دام فارسها افتادند و خودشون رو اذری میدونند درحالیکه اصلا زبان اذری وجود نداره و اذری مخفف اذربایجان هست پس در واقع ما ترکیم وتمامی ترکها از یک قاعده زبانی استفاده میکنند حالا با لحجه های بسیار اندک متفاوت .حالا نمیخوام به بحث اینکه چرا اذربایجان رو تکه تکه کردند ومیخان ما رو اذری خطاب کنن وارد بشم چون مفصله.دوم اینکه میفهمم چرا بعضیها میخوان اختلاف بین فارس وترک رو از بین برده و خودشون رو ایرانی خطاب کنن بله ما همیشه ایرانی بوده وهستیم اما فقط در دید خودمون.ولی در دید فارسها وقتی به ما نیاز دارند میشیم ایرانی مثلا موقع جنگ وقتی تهران بمبارن میشد تهرانیها سرازیر شدن به شهرستانها به خصوص مناطق ترک نشین و بهترین جای خونمون وبهترین غذامون در اختیارشون بود اما بعد جنگ همونها باز توهین رو از سر گرفتند یا موقع انتخابات ویا وقتی یک افتخاری توسط یک ترک زبان اتفاق میافته با افتخار میگن ایرانیه پس بدونید که از نظرفارسها ما ایرانی هستیم اما کی وکجا؟.سوم اینکه همه میدونن که دلیل اصلی اختلاف ما با فارسها رو خود فارسها به وجود اوردن و بهتره بگم دلیل وجود پانترکها فارسها هستن در واقع اول پانفارسها حمله کردن بعد پانترکها مجبور به دفاع شدن.چهارم ایا تا به حال فکر کردین زبان فارسی که گویشی از زبان عربی هست و از لحاظ قواعد بسیار ضعیفتر از زبان ترکی که چهارمین زبان با قاعده دنیا وسومین زبان زنده دنیاست به عنوان زبان رسمی یک کشور که ۱۰درصدش فارس نیستند انتخاب شده؟دلیل شخصی من اینکه چون دین ما اسلام وبه زبان عربیه واز اول اموزش قران در مکاتب اجباری بوده به خاطر نزدیک بودن این زبان به عربی زبان رسمی کشور فارسی میمونه حتی در زمان شاهان ترک زبان هم تغییر نکرده.باز هم میگم نه بخاطر برتر بودنش چون حتی خودشون هم واقفند که چقدر در مقابل زبان ترکی زبان ضعیفیه.من دوست ندارم وقتم رو واسه بحث تلف کنم اما به هیچ کس هم اجازه نمیدم به اصالتم توهین کنه همانطور که خودم به هیچکس اهانت نمیکنم پس عزیزای ترک زبان بیاین بجای کل کل با فارسها که میدونیم به غیر از توهین چیزی واسه گفتن ندارند در رواج ترکی اصیل در جامعمون بکوشیم چون ممکنه بعد از دهها سال افسانه ای از زبانمون باقی بمونه.البته من اعتقاد دارم انسان هر چقدر زبان بلد باشه بهتره به شرطی که زبان خودش رو له نکنه
این هم قسمتی از پاسخ کارشناس ارشد دانش ژنتیک جناب آقای سورنا فیروزی
از اشرفیان بناب، سه نوشته دربارهی پژوهشهای تبارشناختی( Ethological Studies) و ژنتیک جمعیت دیدهمیشود. دو نوشته که در سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ میلادی چاپ شده است، پژوهش بر روی گوناگونی ژنِ «گیرنده شبه اینمونوگلوبولین سلولهای کشنده» و گسترش گوناگونی این گیرندهها و «لیگاندهای HLA-C» آنها در جمعیتهای ایرانی است. و نوشتهی دیگر(سال ۲۰۰۷)، پژوهش بر روی شاخصهایی از ماده وراثتی میتوکندریایی(مادری) در نواحی HVI و HVII(دو ناحیه سودمند برای پژوهش های جمعیتی برپایه ژنوم میتوکندریایی یا مادری) انجام شده است.
بنابراین این ادعای «اشرفیان بناب»، که سخن از پژوهشهای شخصی خود برپایه «کروموزم پدری(Y)» در کنار وراثت مادری بر زبان آورده، از پایه و بنیان پوچ و نادرست است. حتا اگربه چنین کاری هم دست زده باشد، یک خط آن را به چاپ نرسانیده است و بنابراین سند این سخن؛ «بادِ هوا» است. از سویی دیگر، آنچه وی در نوشته هایش به دست آورده، همان سخن کهن نوشتههای ملی ایرانیان است. سخنی که برپایه آن، نیاکان ایرانیان کنونی از دیرباز در این سرزمین زندگی میکردهاند و نخستین واحدهای سیاسی فلات را پدید آوردهاند.
«اشرفیان بناب» در نوشتهی سال ۲۰۰۷ خود، به این نتیجه رسیده است که فاصلههای ژنتیکی میان جمعیتهای گوناگون ایرانی، از نظر شاخصهای «ماده ژنتیکی مادری»، بسیار کم بوده و همهی این جمعیتها، از یک تبار میباشند. او در سخنهایش، ریشهی مشترک این جمعیتها را، «ساکنان ده هزارسال پیش عصر نوسنگی فلات» عنوان میکند. پس تا به اینجا، او بر روی «وراثت پدری» هیچ کار علمی انجام نداده است و تنها از راه «وراثت مادری»، به این نتیجه رسیده که همه جمعیتهای ایرانی، ریشهی دههزار سالهی یکسان با سرچشمهی(:منشا) فلات ایران را دارند.
۲- بررسیهای ژنتیکی بزرگان علمی جهان
با نگاهی ساده به نتیجههای پژوهشگران بیهیاهو، درمییابیم که سخن «اشرفیان بناب» پیرامون غیرآریایی یا همراستا با گفتار وی، «غیر هندواروپایی»بودن نیاکان ایرانیان از همخوانی و هماهنگی با علمی دیگر مقالات برخوردار نیست. در واقع، آنچه آقای دکتر را به اشتباه (؟) انداخته، میزان توزیع فراوانی یک شاخص کروموزوم پدری ویژه جمعیت های هند و ایرانی- اروپایی خاوری به نام R1a است. «اشرفیان بناب» با دیدن این مساله که این «مارکر» در جمعیتهای دربستهی هندواروپایی هندوستان و نیز جمعیت های آسیای میانه و اسلاوهای خاوری اروپا، بالای ۵۰ درصد(۱) و در میان ایرانیان ۳۵-۲۰ درصد بیشتر نیست(۲)، پنداشته است که همین حدود از جمعیت ایران، آریایی بوده و باقی از تباری دیگرند و از آنجا که در مطالعه ایشان، در دودمان مادری جمعیت های ایرانی، ریشه یکسان دیده شده است، و نظر به این که همواره در مهاجرت ها و تاخت و تازها، جنسیت مهاجمان، مرد می باشد، از این رو، جمعیت اندکی هند و اروپایی به بومیان فلات حمله ور شده و این گونه، به میزان نسبت تعداد مهاجمان به بومیان، مارکر پدری به ژنوم نسل بعدی منتقل شده است. اما از آن جا که در نهایت، این آمیزش ها میان مردان مهاجم و زنان بومی صورت گرفته، دودمان مادری، برای نسل های بعدی، چه دورگه های مهاجم- بومی و چه زادگان خالص بومی، یکسان است و این یکسانی، همانی است که در مطالعات اشرفیان دیده شده. اکنون ببینیم که این پنداشت اشرفیان از درستی برخوردار است یا نه و این که آیا مطالعات مستند بزرگان، چنین فرضیه ادعا شده را تائید می کنند یا خیر؟
از دید «دودمان پدری»: یکی از قویترین نظریات مربوط به خاستگاه پیدایش این مارکر، خاورمیانه است(۳) و با در نظر گرفتن این مساله که در این نظریه، آسیای میانه جدا از خاور میانه مطرح شده، بنابراین، کشورهای مورد نظر، ایران، عراق، ترکیه و کشورهای عربی زبان می باشند. از آنجا که از میان این کشورها، تنها ایران و شمال عراق، مردمان هند و ایرانی زبان از دیرباز تا کنون حضور پیوسته داشته اند، و این مارکر، همچنان د ر ایران به میزان بالایی دیده می شود، نزدیکترین(:محتملترین) خاستگاه، ایران محسوب می شود. اکنون بایسته است تا دیرینگی پیدایش این مارکر از مارکر نیایش را به دست آوریم. با بهره گیری از یکی از دقیقترین فرمول های به کار رفته، زمان تقریبی پیدایش این مارکر، بیش از ۱۸۵۰۰ سال تخمین زده شده است.(۴) به عبارتی دیگر، مردمان هند و ایرانی- اروپایی خاوری، از جمله ایرانیان، بایستی پیش از هجده هزار و پانصد سال پیش در فلات ایران و مختصات کنونی کشور ایران بوده تا دارای این مارکر شده باشند. این یعنی حضور آریاییان از دیرباز در فلات ایران. اما خاستگاه کهن تر در کجا بوده است؟ این را مارکر نیایی R1a یعنی R نشان می دهد. خاستگاه این مارکر، آسیای میانه(شمال خاوری فلات ایران تا نزدیکی رود سیردریا یا سیحون) می باشد.(۵) زمان پیدایش تقریبی آن نیز ۳۴۰۰۰ سال پیش برآورد شده است.(۴) این یعنی، نیاکان آریایی های ایرانی، از دیر هنگام تا پیرامون بیست هزار سال پیش در آسیای میانه می زیسته اند و از نزدیک ۱۹ هزار سال پیش، در فلات ایران حضور داشته اند.
اما یک نکته را نباید فراموش کرد که، همه آریاییها نزدیک به ۲۰۰۰۰سال پیش از آسیای میانه درون فلات نشدهاند. بلکه گروهی از آنان، همچنان در آسیای میانه ماندند و سرانجام درپی پیشروی فرجامین یخبندان(پیرامون ۱۰۰۰۰سال پیش) آنها نیز به فلات سرازیر شدند. رخدادی که در نوشتههای ملی ایرانیان چون فرگرد یکم از وندیداد نیز ثبت شده است.
نکته باارزشی که از این داده بدست میآید، این است که، میتوان علت فراوانی متغیر «مارکر R1a»، در جاهای گوناگون ایران و همچنین فراوانی پایین آن نسبت به دیگر جمعیتهای هندواروپایی زبان را یافت. نیاکانی که میان کمتر از ۳۴۰۰۰سال تا بیشتر از ۱۸۵۰۰ سال پیش، از آسیای میانه، وارد ایران شده و در ایران می زیسته اند و نیاکانی از همان گروه که از همان خاستگاه، در ده هزار سال پیش (با پیشروی آخرین دوره یخبندان یا Wurm IV) وارد سرزمین های ایران شدند. به این صورت، گروه نخست، در زمان پیدایش مارکر R1a، درون فلات ایران(خاستگاه آن) بوده و در نتیجه، دارای مارکر R1aشدند، اما گروه دوم (با همان دودمان مادری)، پس از زمان پیدایش مارکر پدری یادشده وارد فلات شده و فاقد آن می باشند. و این که فراوانی این مارکر در جمعیت ایران، کمتر از دیگر هند و اروپایی ها می باشد، پاسخ ساده تری دارد، شمار هند و ایرانی- اروپایی های مهاجر در دور دوم مهاجرت (ده هزار سال پیش)، بسیار بیشتر از مهاجران دور اول (فرا هجده هزار و پانصد سال) بوده.
از دید «دودمان مادری»: از دید «مارکر مادری HV» نیز دادههای مارکرهای R و R1a تایید میشود. «مارکر مادری HV»، در میان هندوایرانی- اروپاییهای خاوری، فراوانی بالایی داشته و خاستگاهش، خاورمیانه میباشد. دیرینگی پیدایش آن نیز، نزدیک به ۲۵ هزار سال است.(۶)
در یک جمع بندی، موضوع ساده ای که اشرفیان را دچار چنین برداشت اشتباه و فاجعه باری انداخته، این است که وی دارای پیش فرضی مبنی بر وجود گروهی با هویت هند و اروپایی در هزاره دوم پیش از میلاد در آسیای میانه و عدم وجود آن در فلات ایران است و بدین روی، تمام تخم مرغ هایش را در سبدی این چنینی چیده. در صورتی که تنها کافی بود اندکی به حوزه مطالعات خود (دستکم موضوعات ژنتیک جمعیت و نه تاریخی) گسترش می داد تا در می یافت که علت نبود فراوانی بالای مارکر شاخص هند و اروپایی ها ی خاوری در میان ایرانیان، وجود دو مرحله مهاجرت یادشده (آمدگان فرا هجده هزار و پانصد سال دارای مارکر پدری R1a و آمدگان ده هزار سال پیش بدون آن) بوده است و نه غیر آریایی و غیر هند و اروپایی بودن بیشینه مردم ایران. از دیگر سو، مطالعه بر روی STRهای اتوزومی و پژوهش های بزرگانی چون «کاوالی اسفورتسا» که به روشنی، نزدیکی بسیار زیاد ایرانیان را به دیگر مردمان هند و اروپایی زبان (چون یونانیان و دانمارکی ها) نشان داد،(۷) خود گواه هند و ایرانی- اروپایی بودن ریشه ایرانیان و آریایی بودن تبار آنان می باشند.
۳- بررسیهای تاریخی
از اشرفیان و مانند وی، چشمداشت برخورداری از دانسته های تاریخی را نداریم. هرچند که در همان غرب، کسانی که دست به مطالعات تبارشناختی می زنند، یا خود تا اندازه ای از آگاهی های تاریخی برخوردارند و یا از یک مشاور متخصص و آگاه به تاریخ بهره می برند تا بتوانند هم در گزینش نمونه های مورد آزمایش و هم در تحلیل نتایج، به اشتباه نروند. بایستی گفت که تفسیر آقای دکتر، حتی با هیچ یک از سندهای کلاسیک تاریخی تائید نمی شود. پارسیان به عنوان یکی از بزرگترین گروه های ایرانی در درازای تاریخ، بخش بزرگی از جمعیت ایران را تشکیل داده اند. از میان همین «پارسیان» (داریوش یکم و خشایارشا یکم)، چهار سند معتبر تاریخی وجود دارد که خود را از تبار آریایی دانسته اند:
«اهورامزدا، که خدای آریاییان است…»(Cool
«پسر ویشتاسپ، هخامنشی، پارسی، پسر پارسی، آریایی(آرئی یَ)، نژاد آریایی(آرئی یَ چیثرَ)» (دوبار در دو نبشته)
«پسر داریوش شاه، هخامنشی، پارسی، پسر پارسی، آریایی(آرئی یَ)، نژاد آریایی(آرئی یَ چیثرَ)»(۹)
با این تفسیر اشرفیان، یا داریوش هویت تباری خود و پارسیان را نمی شناخته و آقای دکتر، پس از بیست و شش سده، این اشتباه کهن را کشف نموده یا آنکه پارسیان به عنوان یکی از بزرگترین جمعیت های ایرانی، از تباری جدا با دیگر جمعیت های این سرزمین می باشند؛ آنچه مطالعات گوناگون و از جمله پژوهش شخص اشرفیان آن را رد می کند.
این مساله دربارهی دو جمعیت بزرگ دیگر ایرانی نیز همخوانی دارد. درباره «ماد»ها، «هردودت» نوشته است که نام کهن این جمعیت، پیشتر «آریان»(به توجه به آوای پارسی، آری یَ نَ) بوده است(۱۰) که خود گویای حقیقت ماجرا است. از سویی دیگر، در روزگار پارتها(در اصطلاح اشکانیان)، نام «فرمانروای آریانا» بر روی سکهی رسمی اشک بیستم(گودرز) (۱۱) به عنوان نام رسمیکشور، به مفهوم فرمانروایی سرزمین آریاییها دیده میشود. همچنین نوشتهی «استرابو» پیرامون به کار بردن نام «آریانا» بر واحد سیاسی یکپارچه سرزمینهای فلات در روزگار پارتیها(۱۲) و نیز سنگنبشتههای پارتی و یونانیِ مربوط به فرمانروایان نخست ساسانی که در آنها، خود را فرمانروای سرزمین «آریاها» خواندهاند(۱۳)، استوارانه و روشن میگویند که این سرزمین، سرزمین مردمانی یکپارچه و هم تبار بوده و این تبار، دارای همان نام تاریخیای است که داریوش آن را بر بیستون و نقش رستم حک کرده است. در کنار این موارد، از پژوهشهای باستانشناسان و تاریخدانانی چون «دکتر جهان شاه درخشانی»(۱۴) و «دکتر میترا مهرآبادی»(۱۵) که حضور باستان شناختی و استنادی دیرباز و پرشمار آریاییان در فلات ایران را بررسی کردهاند، نباید چشمپوشی کرد.
اینکه آبوهوای فلات ایران نزدیک به ۵۲۰۰سال پیش، از پربارانی، روبه خشکی نهاده و بنابراین، پیش از این زمان(یعنی همان ۱۸۵۰۰سال و ۱۰۰۰۰سال پیش)، دلیلی برای مهاجرت (برای یافتن خوراک و گریز از سرما)، از آسیای میانه به فلات وجود داشته، ولی پس از این، به دلیل خشکبودن این سرزمین، دیگر منطقی برای گزینش ایران به جای استپهای شمالی دریای کاسپین برای مهاجرت وجود ندارد، از دیگر علل بیمنطق بودن و نادرستی باور به رخدادِ مهاجرت در زمان کلیشهای ۴۰۰۰ سال پیش میباشد. بنابراین محور بنیادین اشتباه آقای «اشرفیان»، ورود و آغاز مهاجرت آریاییها با پیش فرض چهارهزارسال، میباشد.
نتایج آزمایشهای اشرفیان درست میگویند: «ایرانیان، وارثان هم تبارِ ساکنانِ ۱۰۰۰۰سال پیش عصر نوسنگی فلات ایران میباشند». اما تفسیرِ شخصی اشرفیان نادرست است؛ هویت این مردمان، همان «آریایی»هایی است که او همچنان در آسیای میانه، سر درگم آنان است
آقای سعید بی خرد و نادان که دم از تاریخ شناسی وفرهنگ می زنی اما مطالب بالا نشان میدهد که هیچ بهره از
ادب .تاریخ وفرهنگ نبرده ای که سخنان خود را با بی ادبی شروع کرده ای االبته همه شما پانفارسها همین گونه هستید ومنطقی جز نژادپرستی وفاشیسم ندارید شماها روزانه در صدها جک وsms به تمام اقوام ایران بلکه جهان توهین میکنید واین حق را برای خود محفوظ می دانید شما ترک را نادان رشتی را بی غیرت لر را نفهم وساده کرد را وحشی عرب رابی تمدن و… برمی شمارید اما به هیچ کس حتی حق انتقاد را هم نمی دهید این منطق شماست.
اما در باره مطالب بالا نشان میدهد که شناخت شما از تاریج بسیار سطحی است
افراد پانفارسیسمی مانند شما سعی کردند که تا مگرو حیله وعلم کردن افرادی مانند اشرافیان بناب هویت مردم
عزیز ایران را تحربف کرده وگوناگونی اقوام را که گنجینه ای بسیار گرانبها هستند را انکار کنند اما خداوند مکر وحیله آنهارا به خودشان برگرداند .
آنها قصد داشتند سابقه مردم ایران را به قوم آریایی نسبت دهند که سابقه ای بیشتر از ۳۰۰۰ سال را ندارند
البته شما در بالا دروغهایی را سرهم کرده اید مبنی بر این که آریایی ها سابقه ۱۰۰۰۰ ساله دارند اما تمام
مردم ایران وتاریخ دانان هم می دانند که این دروغ مزحکی بیش نیست حتی پانفارسهایی مانند افشار یزدی و
کسروی که بسیار تندرو هستند این عقیده را ندارند وبه عقیده آنها سابقه آریاییها به ۴۰۰۰ سال میرسد
پس بیش از این خود را خسته نکنیدو این دروغهای مسخره را سرهم نکنید که به عقل شما شک میکنند.
۱) آقای علیرضای نادان و بی خرد که دم از آرمایش های آقای اشرفیان بناب می زنید ایشان که کلا پانتر کها رو با خاک یکسان کرده
۲) پانترکهایی مانند شما که هرگز از روش خرد و شکیبایی بهره نبرده اند با نادانی خودشون، خودشون رو تو مخمصه می اندازند آقا پسر نخست برو مقاله ایشان رو بخونید سپس این گونه بی خردانه ترکتازی کنید
۳)جناب آقای سورنا فیروزی کارشناس ارشد دانش ژنتیک پاسخ آقای بناب را بر پایه دانش ژنتیک داده است و بهتر بدانید که نتایج ژنتیک که دیگر گروه های اروپایی در ایران گرفته اند کاملا اشتباه دکتر بناب را در انتخاب مارکرها نشان میدهند
۴) بهتر که زیاد خوشحال نشی چون به زودی متوجه خواهی شد که آریایی ها در ایران تمدن دست کم ۱۰۰۰۰ ساله دارند اگر باور نداری برو پاسخ آقای سورنا فیروزی رو تو اینترنت بخون که بدونی دانش ژنتیک بر عکس نتایج اشتباه آقای بناب چگونه به سود آریایی ها می باشد
۵) نادان هرگز زود ذوق زده نشو نخست یخورده بیاندیش و نظرات مخالف هم بخون
۶) شما ابتدا بروید کتابی کهن تر از اوستا این سند استوار آریایی ها بیاورید سپس داستان سرایی کنید
دروغ بزرگ پان فارسهایی مثل اشکان توسط علم بر ملا شد
سابقه ترکها در ایران به ۱۰۰۰۰ سال می رسد این واقعیت رو علم ژنتیک هم ثابت کرده
براساس تحقیقات پژوهشگر ایرانی ژنتیک پزشکی و جمعیتی دانشگاه «کمبریج»، دکتر مازیار اشرفیان بناب تنها ۱۰ تا ۱۵ درصد ایرانیها از نژاد آرییایی هستند به گفته وی، مطالعه DNA میتوکندریال نشان میدهد که ریشه مشترک مادری تمام اقوام ایرانی ساکن در فلات ایران به زمانی بسیار عقب تر از آنچه در نظریه مهاجرت اقوام آریائی مطرح می باشد بر میگردد بدین ترتیب که اگر تمامی اختلاط ها و شاخص های ژنتیکی مربوط به سایر مناطق جغرافیایی و قومی را از محتوای ژنتیکی نمونههای مدرن ایرانی حذف کرده و به کناری بگذاریم، اخیرترین جد مشتری مادری ما (Most Recent common ancestor- MRCA) زمانی حدود ۱۰ هزار و ۵۰۰ تا ۱۱ هزار سال قبل در فلات ایران میزیسته است وایم پژوهش دروغ بزرگ پانفارسها مبنی بر آرییایی بودن آنها ودیگر اقوام ایران را آشکار می کند.
دروغ بزرگ پان فارسهایی مانند اشکان بختیاری توسط علم ژنتک بر ملا شده براساس تحقیقات پژوهشگر ایرانی ژنتیک پزشکی و جمعیتی دانشگاه «کمبریج»، دکتر مازیار اشرفیان بناب تنها ۱۰ تا ۱۵ درصد ایرانیها از نژاد آرییایی هستند به گفته وی، مطالعه DNA میتوکندریال نشان میدهد که ریشه مشترک مادری تمام اقوام ایرانی ساکن در فلات ایران به زمانی بسیار عقب تر از آنچه در نظریه مهاجرت اقوام آریائی مطرح می باشد بر میگردد بدین ترتیب که اگر تمامی اختلاط ها و شاخص های ژنتیکی مربوط به سایر مناطق جغرافیایی و قومی را از محتوای ژنتیکی نمونههای مدرن ایرانی حذف کرده و به کناری بگذاریم، اخیرترین جد مشتری مادری ما (Most Recent common ancestor- MRCA) زمانی حدود ۱۰ هزار و ۵۰۰ تا ۱۱ هزار سال قبل در فلات ایران میزیسته است وایم پژوهش دروغ بزرگ پانفارسها مبنی بر آرییایی بودن آنها ودیگر اقوام ایران را آشکار می کند.
ما ترک رو آدم می کنیم
پارسای عـالـم می کنیم
همه ما مسلمانیم محب علی و فرزندانش افتخار به زبان و فرهنگ امری عادی است و چه ترک و چه فارس حق دارند به زبانشان افتخار کنند چون زبان مادریشان است ولی توهین به هم روا نیست من خودم ترک هستم وشاید فارسی زبانان وقتی من میگویم زنده باد ترک ویا مسائلی از این قبیل .. باید بدانند که معنی ان این نیست که ما ترکیه یا جمهوری اذربایجان را مد نظر داریم مگر ما خود را جدا از ایران میدانیم این بعضی از فارسی زبان به خصوص پایتخت نشینان هستند که چنین تصوری را به وجود اورده اند که ایران مال فارسی زبانان است ایران بدون اذربایجان مگر ایران است اصل ایران اذربایجان است من اکنون ۲۸ سال سن دارم و فلسفه این که چرا یک ایرانی به هم وطنش به واسطه ترک زبان بودن وی خر خطاب کند را نفهمیده ام من به شهرهای زیادی از ایران سفر کرده ام و به مظلومیت ترکها در ایران ایمان پیدا کرده ام به واقع که شهروند درجه دوم به حساب می ایند و حرفهایی که در اتاق های گفتگو از فارس و ترک بودن می زنند از سر عقده نیست بلکه از سر بغض است که چرا فارسی زبان خود را برتر میداند در حالی که اگر برتر هم باشد منتی بر سر ترکان ندارد البته خوبی و بدی به تقوا و با خدا بودن است
ای جمعات بی کار الاف،مردم دنیا دارن فضا رو پاتوق شبگردیشون میکنن. شماها بکوبین تو سر و کله هم که کی از کجا امده. برین کشورارو بگردین سوئیس،اتریش ،ایالات متحده،استرالیا و …. میدونین این کشورا چند ملیتیه. خجالت بکشین
تویکی از کامنتها دیدم که اشکان بی مغز تمام ترکها رو از نژاد زرد دونسته جالب که بدونید اکثر ترکها سفید پوستند اما اگر اریایی ها همه سفید پوستند پس این مردم تاجیکستان وافغانستان که فارس هم هستند وبرخی از مناطق خراسان ومشهد وگناباد که زرد پوست هستند وهمه شان فارس هستند نژادشان چیه?
بیوک تاری ادینا
چرا …
چرا زبان رسمی زبان ۷-۸ ملیون ادم باشه؟
چرا تو اذربایجانم زبونم تدریس نشه؟
چرا فارسی تبدیل به ارزش بشه؟
.
.
.
فارس چی داره که بهش افتخار کنه؟
رستم و سهرابش که نژادشون افغانیه(یل سیستان)؟
به حافظ و سعدیش که شعراشون فارسیه دریه(افغان)؟
به تهرانش که ما ترکها بزرگش کردیم؟
.
.
.
ما ترک ها افتخارمونه که زبون فارسی رو نمیتونیم روون حرف بزنیم.
با اینکه بین فارسا بزرگ شدم گاهی ق لای حرفام میاد(بهش افتخار میکنم).
هم نژادم اگاه باش!
زن ترک شووزن ترک بگیر بذار فرزندت به ترالاصل بوذنش افتخار کنه.
وقتی میبینم پدرومادرم تورک ان به وحودم افتخار میکم.
پا رو اخساساتم گذاشتمو میذارم تا فقط با یه تورک ازدواج کنمو نژادم تورک بمونه.
یاشاسین اذربایجان…گورت یوردی
آن چه که اجتماع شیرها را از گزند جانوران دیگر حفظ می کند قدرت شیرهای نر است . وجود قدرتمند ملت بزرگ فارس حافظ همه ی اقوام گوناگون فارس و حافظ قبیله های دیگر مانند قبیله های ترک زبان و قبیله های تازی زبان است ( پس زنده باد : شیر نر = پارسایان)
یاشاسین آذربایجان نادرست است ، درست آن نشاشین تو آذربایجان است.
نـــشــــاشـــیــن تــو آذربایـجان ، زنــده بــاد ایــــران.
×××××××××××××××××××××××××
چامه ی :
« گله ی یک سرباز ایرانی از باکویی ها ی لاییک زده »
الا ای داور دانا تو می دانی که ایرانی
چه سختی ها کشید از دست این ترکان تورانی
چه طرفی بست از این جمعیت ایران جز پریشانی
چه داند رهبری سر گشته صحرای نادانی
چرا ترکی کند عرعر ، کسی که هست آرین
الا باکوییا انصاف میکن خر تویی یا من
تو ای بیمار نادانی چه هذیان و هدر گفتی
به نیری کله ماهی خور، به خوییی کله خر گفتی
اهر را بد شمردی هشترود را، هشته رود گفتی
پارســــیان آذری را ترک خــر گـفـتـی
تو را آتش زدند و خود بر آن آتش زدی دامن
الا باکوییا انصاف میکن خر تویی یا من
تو هم از پاپکی ، باید اهل معرفت باشی
به فکر آبرو و افتخار کشورت باشی
کجا پاپک دم زد از ترک و خر و ترکی
کنون ترکانه می تازی برای گویش ترکی
مرا این بس که میدانم تمیز دوست از دشمن
الا باکوییا انصاف میکن خر تویی یا من
گمان کردم که با من همدل و همدین و همدردی
به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی
چه گویم بر سرم با ناجوانمردی چه آوردی
اگر میخواستی عیب زبان هم رفع میکردی
ولی ما را ندانستی به خود هم کیش و هم میهن
الا باکوییا انصاف میکن خر تویی یا من
به شهریور مه پارین که بالگردها با تعجیل
فرو می ریخت چون طیر ابابیلم به سر سجیل
چه گویم ، ای همه ساز تو بی قانون و هردمبیل
تو را یک شب نشد ساز و نوا در« گوزتی وی » تعطیل ۱
ترا تنبور و تنبک بر فلک میشد مرا شیون
الا باکوییا انصاف میکن خر تویی یا من
به دستم تا سلاحی بود راه دشمنان بستم
دشمن را تا که ننشاندم به جای ، از پای ننشستم
به کام دشمنان آخر گرفتی تیغ از دستم
چنان پیوند بگسستی که پیوستن نیارستم
کنون تنها علی مانده است و حوضش،چشم ما روشن!
الا باکوییا انصاف میکن خر تویی یا من
چو استاد دغل سنگ محک بر سکه ی ما زد
ترا تنها پذیرفت و مرا از آزمون وا زد
سپس در چشم تو ترک را به جای آذری جا زد
چو ترک را نیز تنها دید با جمعی به تنها زد
تو این درس خیانت را روان بودی و من الکـن
الا باکوییا انصاف میکن خر تویی یا من
چو خواهد دشمنی بنیاد قومی را براندازد
نخست آن جمع را از هم پریشان و جدا سازد
چو تنها کرد هریک را ، به تنهایی بدو تازد
چنان اندازدش از پا ، که دیگر سر نیفرازد
تو بودی آن که دشمن را ندانستی فریب و فن
الا باکوییا انصاف میکن خر تویی یا من
چرا با دوست دارانت ، عناد و کین و لج باشد
چرا آران و آذربایگان ، جزء لاییک باشد
مگر پنداشتی آذری و آذران بهر لاییک باشد
هنوز از ماست آران ، یقین روزی فرج باشد
تو گل را خار می بینی و گلشن را همه گلخن
الا باکوییا انصاف میکن خر تویی یا من
تـــــو را تــا آذری بـــود و تا آذرســـتــان بــود
کجا بارت بدین سنگینی و کارت بدینسان بود
چه شد آرانی و ارمن ، کزو هر مشکل آسان بود
کجا شد آذری آرین ، کزو دشمن هراسان بود
کنون ای پهلوان پنبه ، ترک هستی یا آرین ؟
الا باکوییا انصاف میکن خر تویی یا من
کنون گندم نه از سمنان فراز آید نـه از زنگـان
نه ماهی و برنج از رشت و نی چایی ز لاهیجان
از این قحط و غلا مشکل توانی وارهانـدن جان
مگر در قصه ها خوانی حدیث زیره و کرمان
دگر انبانه از گندم تهی شد دیزی از بنشن
الا باکوییا انصاف میکن خر تویی یا من
× × ×
۱- گوز تی وی Gooz tv یا همان گوناز تی وی ، کانال تلویزیونی که بی دینان ترک ( لاییک ها ) زده اند و علیه بومی های آسیای کوچک ، ارمنی ها ، کردها ، ایرانی ها ،روس ها ،آذری های پارسا ، ســنی ها و شیعه ها و مسیحی ها و … سخنان بیهوده و ریچار می گویند.
×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
دوست شهناز غلامی ، سیما دیدار و لیلا مجتهدی
& Gayande e SHAHNAZ GHOLAMI ، SIMA DIDAR & LEILA MOJTAHEDI
شما دشمنان تاریخ و زبان و فرهنگ و تمامیت ارضی کشور ایران سه حالت بیشتر نیستید: ۱٫پانترکها (که جدیدا خیلی فعال شدند و پررو !!) ۲٫مذهبیون تند رو یا عرب پرستان (از نوع طالبانی ) ۳٫کمونیستها و تودهایها…….جالبه که همتون با هم موازی کار میکنید و منابع تان نیز مشترک است چیزی که کمونیست میگه پانترک هم بلغور میکنه ..چیزی که مذهبی تند رو میگه پانترک از مزخرفاتش سواری میگیره!!!!! این اتحاد شوم را ایران و ایرانی نابود خواهد کرد ما هشیاریم..
چکامه ی ترک بارس – Bars
××××××××××××××××××××××××××××××
ســـخــن را مـــران از تـرکان بی رگ ۱
که این قومک ، زخـر بـودن شده سگ ۲
الـــــــهــی تــرک خــــر آواره گـــردی
بــروی « سین کیانگ۳» بیچاره گردی
بــــیـاوردی زتـــرکــی ، واژه ی « بـــارس۴»
کـه تـا تـحــقــیـر کــنی ، تـو مـــردم پـــارس۵
-
بگــفــتــی پـارســی نــیــسـت پارســـا ، هـــســت بـارس
مــــا هــــم ، ور مـــی زنــــیــم ، کــی بـــه کــی هــاس
آخـــه ای تـر ک خــر، چه قـدر خـــری تو
ز خـر بودن ، نـفـهـمی با کی طـــرفی تو ؟
که ایـن تـف سـربالا شـود بـــیـفـتـد روی تـرک ها
تــرک ها، هـاپ هـاپ کـــنـنـد ، مـانـنـد سـگ ها
زخــــوی ســــــگ بـــــودن، تـــــرکــان بــــی رگ
هــمی هـاپ هـاپ کـنـنـد ، نکــنـنـد واقـعــیـت درک
الا ای تـــرک ســـگ ، مــــشـــت تـــو واشـــد
هــــــمـــه آتـــــیـــش تـــو دود هــــــوا شــــــد
چــو مـی دانــیـم کـه « بـارس » زبـان تــرک اســــت
هـــمـه گــویـــیـم که «ســـگ» در خــور تـرک اسـت۶
بــرای مــردمــان ، پـارســی پـارســاســت
زبـان تــرکــی هـــم ، زبــان ســگهاسـت
خـــدایـــا ، بـــه حــــق هــــشــــت و چـهــار۷
پــــدر ز هـــــمــه تـــرک هــا در بــــــــیــار
تــا تــرکــان خــــوی تــــرکـانـه۸ دارنـــد
تــــو ســـــر، فــکــرهای ویــرانــه دارنــد
بــــیــا ، از خـــوی تـرکـانـه بـِکــش دســـت
اگــر در خـون تو، انــدک غــیرتـی هــســت
هــــزار و انــــدی ســــا ل ، آمـدی ایـــران۹
بـــیـا خـوی سـگـی از خـــود بـــــتــــکــان
چــرا تـــو، خــون مــردمــان مــی ریــزی ؟
چـــرا خـــوی ســــگـــی را دور نــریــزی ؟
چـــرا تــــوهـــیـــن کــنـــی تــو کـــشـــــورم را ؟
چــــــرا آجـــــر کـــنــــی ، تـــو نــان خــــود را ؟
تـو بـی شــرمـانــه کـُــشــتـی، قــوم هـای آریــا۱۰
کـه پــا بــر جــا کـــنــی تـــر کــــهــای خـــر را
تــو قـــــوم ارمـــــنــی ایـــن قــــــوم آریــــا
تــو نــســل کـُـشــی بکــردی دیـــن تــرســـا
بکـُــشــتی هـــفــت مـــیــلــیــون ارمـــنـی را
نـــتــــــرســـیــــدی تــــو از نــــژاد آریـــــا ؟
مـی ارزد تــار مـــــویـــی ز یــک ارمــنـی
از هــزاران هـــزار ، تــرک اهــریـــمـنـی
نـــژاد بـــــومــــی کـــــردهــــای آریــــــا
زدی کــنـار، آوردی تــرک هــای خـــر را
تــو قـــوم آذری ایـــن قـــوم پـــارســــا۱۱
بــخــواهـــی بـکــــنـی جــز لایــیـک هـا ؟
بـــرو ای تـــرک خـر « تـرکــــیـــه » جــعـلـی اسـت۱۲
هــمه خـاکـش بـرای کــرد و یـونـان و ایــــرانـی اسـت
تـــو جــوک ســـاخــــتــــی ؛ بـرای آبــادانــی
تـــو جـــوک ســـاخـــتـی بـــرای تـالکــانـی۱۳
تـــو جــوک سـاخــتـی بـرای مـــردم رشــــت
کـه شـایـد « بــی رگـی » از تـرک بـرگـشـت
تــو جـــوک ســاخــتی بــرای اصــفـهـانـی
کـه تــا خـِــسـّــت ز تــرکـان ، تــو بــرانـی
هـــمـان روزی کـه تـــوهـــیــن نــمـودی گــیــلـکی را
می بایست روشــــن مــی کردیـــم تـکـــلــــیـــفــت را
چــــنــان گـــســتـــاخ و بــی افــــســار شـــدی تــــو
کـه جــوک ســاخـــتـی بــرای لـــر و مــشــهــدی تـو
کـــنــون بــی چــشــم و بـــی رو گــــشـــتـــه ای تــو
کــه تـــوهــــیــن بــه ایــــرانــــی مـــــیــکــنــی تــو۱۴
خــسـیــسی ، بـی رگ ، خـر بـودن و مـانـنـد ایـــنـهــا
هـَــمَــش در خـــور تـرک اســت ، تـــنـهــا و تـــنـهـا
هــــمــه جـــهـــان گــویــنــد جــوک هــای تــرکــی
مـی خـوای بـه کی بگـی ، نـگو جـوک های تـر کی
تـو مــی دانــی کـــه ایــــران آریـــایـی اســـت
دگـــر جـــایــی بـــرای پـاریــا۱۵ نـــــیـــســـت
بـــــــــپــــا خــــیـــزیـــد هــــمــه مــردان ایــران
کــه تــا ویـــــــــران نــکـــردنـــد کــــشـــورتــان
بـــــپـــا خـــــیــزیــــد هـــــمــه مـــردان آریــا
بــگـــیـــریــد، جـــلـــوی ســـــگــان تــرک را
زنـــیـــد تـــرک را نــــهـــیـــپ ، از راه تــر کــان
کــه تـــا فـــکــرش شـــود پـــــیــشــرفــت ایــــران
اگــر تـــرکــــی اگــــر ســـــگــی اگـــر مــــــوش
بـــــیـا ایـــن گـــفــت « آذری » بــکــن گــــوش :
اگــــر تـــرکــــی ، بـــرو در کـــــشـــور خــویـــش
رهـــا کـــن ایـــــران و بـــا خــوب و بــد خـــویــش
×××××××××××××××××××××××××
یاد آوری و راهنمایی :
۱- ترکان بی رگ : ترکان بی غیرت
۲-که این قومک ز خر بودن شده سگ : ترکها از خر بودن و نفهمم بودن، خود غلام و برده قوم های دیگر به ویژه تازیان شدند و تازیان بدون عقد و صیغه جلوی چشم پدر خانواده ی ترک ، با دختر و زن ترک همستر می شدند و ترک ها بی رگ (بی غیرت ) شدند و بعدها از نبوغ قوم آذری پارس فهمیدند که این همبستر شدن تازی با زن و دختر ترک ، بی غیرتی است ؛ برای کم کردن سنگینی بار بی غیرتی خود به قوم های ایرانی مانند گیلک ها و لرها و . . . گیر داده ؛ گیلک ها را بی غیرت و لرها را خر نامیده اند .
۳- سین کیانگ : ترکستان خاوری یا ترکستان چین و ترکستان با ختری یا ترکستان روس ، زادگاه ترک .
۴- اعتراض به توهین به بزرگترین شخصیت های جهان و نژاد ایرانی توسط یک وبلاگ
۵- « پارس = Pars» فارس ، فارسی زبان ، مردم ایران و مردمان فارس زبان دیگر کشورها .
۶- چون می دانیم که بارس( Bars ) زبان ترک است . این مصرع ، دو برداشت دارد :
برداشت الف) واژه ی « بارس = Bars » از واژه های زبان ترکی است .
برداشت ب) بانگ سگ، زبان ترک هاست .
معنی بیت : چو می دانیم که « بارس » زبان ترک است ///همه گوییم که « سگ » در خور ترک است :
چون واژه ی « بارس » از واژه های زبان ترکی است ؛ و « بارس »( بانگ سگ ) زبان ترک است ، پس همه می گویند: سگ بودن شایسته ی ترک هاست نه قوم های دیگر .
۷- هشت و چهار:۴+۸ ، یعنی دوازده پیشوای شیعیان .
۸- ترکانه : مانند روش ترک ها ،روش های غیر انسانی ، خوی خون خوار، خوی خون ریز ، کشت و کشتار بی رحمانه ی انسان های غیر تر ک .
۹- تازیان پس از شکست دادن ما ایرانیان زمانی که به ترکستان رسیدند تر ک ها را به عنوان غلام خود شان به ایران آوردند برای هدف های خاص خود :الف) استفادههای جنسی از زنان و دختران ترک ۲- سرکوب جنبش های ملی ایرانیان ۳-اختلافات قومی ایرانیان و ترک ها که ایرانیان متوجه دشمن اصلی یعنی تازیان نشوند یا انرژی ایرانیان کاسته شود و . . .
۱۰- کشتار بیرحمانه ی ارمنی ها و کردها و دیگر قوم های آریایی توسط ترک ها ، در کشور ترکیه .
۱۱- آذری قومی ایرانی و آریایی است که ترکان عثمانی ، ما آذری های فارس را ترک خواندند و لاییکهای ترکیه این سیاست را دنبال میکنند وهم اکنون بسیاری فکر می کنند که ما آذریها، ترک هستیم .
۱۲- « ترکیه» کشوری جعلی است و باید به صاحبان اصلی آن یعنی بین یونانیها ، ایرانیها،کردها،ارمنیها و اروپاییها برگردانده شود.حیف است با آن همه آثار یونانی و آریایی، دست ترکان خونخوار عثمانی که هماکنون لاییک شدهاند، باشد.
۱۳- تالکانی : ( طالقانی ) منسوب به طالقان، یکی از مناطق خوش آب و هوا در باختر کرج ، در شهرستان هشتگرد . تالکان درست است ( تال + کان ) تال یا تول در زبان تالکانی به معنی گــِــــل ؛ و کان پسوند نام مکان است . پس معنی تالکان به معنی گــِــلزار =زمین مناسب برای کشاورزی .
بد بختانه ، تالکان را امروزه به اشتباه طالقان می نویسند .
۱۴- ترک ها در آغاز هنگامی که علیه ایرانی ها تبلیغات سو و بد به راه انداختند همه ترک علیه یک قوم ایران تبلیغات سو، می کردند مثلا جوک هایی علیه گیلک ها می ساختند یا بعدها جوک ها علیه لرها می ساختند یا در تهران علیه تالکانی ها (طالقانی ها ) تبلیغات سو می کردند و جوک می ساختند که این موجب می شد اقوام آریایی دیگر نیز فکر کنند که این ها جوک و لطیفه است و فقط برای خنده است در نتیجه برخی آریایی نیز فریب ترک ها را می خوردند به صورتی که جوک های گیلکی و لری و تالکانی رایج شد . ولی امروزه ، دیگر ترک ها ، آن چنان بی چشم و رو شده اند که با حمله های همه جانبه علیه ایران و نژاد آریا و مسلمانان جوک ، می گویند و تبلیغات می کنند . بنابراین بایید آریایی ها ومسلمانان یک پارچه شوند و دین ترک (بی دینی و کشت و کشتار بی رحمانه ی انسانهای غیر ترک) را بر اندازند ۰ امروزه پیش از آن که « ترکی » زبان یا قوم باشد یک دین است ؛به نام « دین ترکی » یاهمان « دین خرکی ».
دین ترکی یا همان دین خرکی چیست ؟ یعنی مانند بوقلمون باش ، ترک = Turkey به معنی : بوقلمون، شکست خورده ، وا خورده، (کشور ترکیه در راس آن هاست) . به بیان دیگر ظاهر سازی کن ولی در باطن پایبند دین خرکی باش ؛ برای نمونه اکر در کشور ایران هستی ، در ظاهر شیعه باش ولی در باطن برای دین خرکی ( کشت وکشتار بی رحمانه انسان های غیر ترک ) داشته باش .
۱۵- پاریا : غیر آریایی ، نژادی که نژادش آریایی نیست۰
×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
درود بر ایران و ایرانی
بنده یک سوال از ترکان داشتم چرا در تمام موزهای دنیا که میگردی اثری از تاریخ شما نیست؟
in ashkan harchi ke shere torki bode bargardonde farsi karde aleyhe khode torkaaa
dar zemn yekam deghat konin mifahmin hameye commenta ke aleyhe torkast hamash fohshe ke neshoneye shakhsyate doshmanaye mast
دوست عزیز اینجا کسی با کسی دشمن نیست
فقط دوستان با هم بحث می کنن و بحث معمولا به رشد دو طرف کمک میکنه
اما این وسط تعصب کورکورانه باعث یک سری مشکلات شده
سلام من امروز یک مطلب بسیار جالب و تکان دهند براییتان اورده ام کامنتی که در باره کوروش نوشته بودم را به خاطر دارید امروز مدرک بسیار جالبی برایتان دارم کتاب ناصر پورپیرار البته من این کتاب را شخصا نخوندم و از یه وب لاگ برداشتم اما نکته تکان دهند این است که این کتاب توسط یک فارس نوشته شده و حتی نویسنده وب لاگ هم یه فارسه من ادرس این وب لاک را قبلا داده بودم ولی امروز مطالب بسیار متفاوتی با کلی مدارک و منطق ارائه کرده که خیلی جالب است حتما ببینید و مخصوصا یک نقاشی از نقاش بزرگ هندی بنام پترپال رینز که پرده از روی کوروش برداشته و خون خوار بودن کوروش را به جهانیان به نمایش گذاشته گفتم هندی که نگید پانترکیسم بوده بسیار جالب است که این نقاشی به گفته نویسنده وبلاگ زمانی در نمایشگاه کتاب تبریز به صورت یک پوستر بسیاز بزرگ گذاشته شده بود و جالب است مورد انتقاد هیچ کدام از دانشجویان و اساتید قرار نگرفته ضمنا این وبلاگ برای ازدواج کوروش با مادرش کلی مدرک اورده از دست ندید من با خواندن مطالب این و بلاگ کلی حال کردم چون میدونم اشکان با اگاهی از این مطلب دست پای خود را گم خواهد کرد جالب بود مگه نه
http://korush1.persianblog.ir/
ما همه ایرانی هستیم هم فارس هم ترک و وطن پرستی تو خونمونه
ممنون آقا بهروز. و اینو واسه اطلاع دوستان مگم که ریشه زبان آذری و کردی و فارسی هر سه از زیان پهلوی ایران باستانه و زبان ترکی ترکیه هم به دلیل اشغال این منطقه توسط مغول آمیخته آذری و مغولی است که گاها کلمات انگلیسی هم در اون وارد شده.پس ریشه زبان همه قومهای ایران زمین یکی این همه حرص و جوشه الکی نزنیدو تعصب کورکورانتونو بذارین کنار. ما همه ایرانی هستیم و بشر که باید به بشریت و انسانیت و کمک به همه آدمها برای شاد بودن افتخار کنیم
دوست عزیز از کامنتی که گذاشتی ممنونم
اما این یه سایت فرهنگیه و من نمی تونم همچین کامنت هایی رو تو سایت بذارم
و از شما هم خواهش می کنم به دور از توهین به شخص یا قوم خاصی، در بحث ها شرکت کنید.
با تشکر از شما
مدیر سایت
این هم شعر تهران تهرانی شهریار که زمانی که در روزنامه ایران به ترکها توهین شد یک از نماینده گان ترک در مجلس تا اخر تونست بخونهاین را نوشتم تا اشکان بیکار نمونه و براداره این را هم مثل شعر در محضر ترک دستکاری کنه تا یکم خندم بگیره
تهران و تهرانی
الا ای داور دانا تو میدانی که ایرانی
چه محنتها کشید از دست این تهران و تهرانی
چه طرفی بست از این جمعیت ایران جز پریشانی
چه داند رهبری سر گشته صحرای نادانی
چرا مردی کند دعوی کسی کو کمتر است از زن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
تو ای بیمار نادانی چه هذیان و هدر گفتی
به رشتی کله ماهی خور به طوسی کله خر گفتی
قمی را بد شمردی اصفهانی را بتر گفتی
جوانمردان آذربایجان را ترک خر گفتی
تو را آتش زدند و خود بر آن آتش زدی دامن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
تو اهل پایتختی باید اهل معرفت باشی
به فکر آبرو و افتخار مملکت باشی
چرا بیچاره مشتی وحشی و بی تربیت باشی
به نقص من چه خندی خود سراپا منقصت باشی
مرا این بس که میدانم تمیز دوست از دشمن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
گمان کردم که با من همدل و همدین و همدردی
به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی
چه گویم بر سرم با ناجوانمردی چه آوردی
اگر میخواستی عیب زبان هم رفع میکردی
ولی ما را ندانستی به خود هم کیش و هم میهن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
به شهریور مه پارین که طیارات با تعجیل
فرو میریخت چون طیر ابابیلم به سر سجیل
چه گویم ای همه ساز تو بی قانون و هردمبیل
تو را یک شب نشد ساز و نوا در رادیو تعطیل
ترا تنبور و تنبک بر فلک میشد مرا شیون
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
بدستم تا سلاحی بود راه دشمنان بستم
عدو را تا که ننشاندم به جای از پای ننشستم
به کام دشمنان آخر گرفتی تیغ از دستم
چنان پیوند بگسستی که پیوستن نیارستم
کنون تنها علی مانده است و حوضش چشم ما روشن!
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
چو استاد دغل سنگ محک بر سکه ما زد
ترا تنها پذیرفت و مرا از امتحان وا زد
سپس در چشم تو تهران به جای مملکت جا زد
چو تهران نیز تنها دید با جمعی به تنها زد
تو این درس خیانت را روان بودی و من کودن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
چو خواهد دشمنی بنیاد قومی را براندازد
نخست آن جمع را از هم پریشان و جدا سازد
چو تنها کرد هریک را به تنهایی بدو تازد
چنان اندازدش از پا که دیگر سر نیفرازد
تو بودی آنکه دشمن را ندانستی فریب و فن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
چرا با دوستدارانت عناد و کین و لج باشد
چرا بیچاره آذربایجان عضو فلج باشد
مگر پنداشتی ایران ز تهران تا کرج باشد
هنوز از ماست ایران را اگر روزی فرج باشد
تو گل را خار میبینی و گلشن را همه گلخن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
تو را تا ترک آذربایجان بود و خراسان بود
کجا بارت بدین سنگینی و کارت بدینسان بود
چه شد کرد و لر و یاغی کزو هر مشکل آسان بود
کجا شد ایل قشقایی کزو دشمن هراسان بود
کنون ای پهلوان پنبه چونی نه تیر ماند و نی جوشن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
کنون گندم نه از سمنان فراز آید نه از زنجان
نه ماهی و برنج از رشت و نی چایی ز لاهیجان
از این قحط و غلا مشکل توانی وارهاندن جان
مگر در قصه ها خوانی حدیث زیره و کرمان
دگر انبانه از گندم تهی شد دیزی از بنشن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
سلام برادر عزیزم جناب آقای آریوبرزن حرف شما کاملا درست است چون من هر چقدر برایشان دلیل
می آوردم در کتشان نمی رفت اما چه کنم این انجام وظیفه بود گفتم شاید چهار نفر بخوانند
نظرهایشان عوض شود
اشکان بختیاری از خوزستان
با سپاس از شما جناب اشکان بختیاری همواره کسانی با گفته های درست مشکل دارندکه از بزرگی
گذشتگان ما در رنج اند البته این را باید به حساب نداشتن آگاهی و دانش آنها گذاشت ، همین
باعث خود فریبی می شود .
آریوبرزن وزیری از آبادان
سلام خسته نباشید ممنون از مطالبتون البته من با نظرات کاری ندارم فقط میخواستم بپرسم که شما وب لاگ تون را از طریق چه سایتی باز کردید اخه من هم میخوام یه وب لاگ باز کنم که این سیستم نظر خواهی را داشته باشه اما متاسفانه سایت های ایرانی این امکانات را ندارند اگه میشه سایتی که از طریق اون این وب لاگ را باز کردید برای من معرفی کنید ممنون
علیرضا جان من با کمک سایت http://wordpress.com/ این وبلاگ رو راه اندازی کردم
عزیز من هر چی می دونستم آوردم میخوای باور کن میخوای نکن این شاعرای بدبخت
این همه نوشتن برای امثال من تو بفهمیم کی هستیم عزیز این قطران تبریزی الکی
شعر که نگفته یا نظامی گنجوی خاقانی شیروانی-شهریار-الکی چیزی نگفتن بابا می دونستن
که از نژاد ترک نیستن عزیز اصلا نژاد ترک تو ایران نداره تازه جمهوری آذربایجان و ترکیه
که اصلا ترک نیستن ترکا همونای هستن که داخل سین کیانگ چین زندگی می کنن ترک ایغوری اونا
ترک هستن چون ترکا چشماشون باید بادامی باشه باید زرد پوست باشن اما ترکمن های ایران
اونا ترک هستن از مادر ایرانی هستن ولی از پدر نه چرا الکی برا خودتون تاریخ درست مکنین
هر کی گفته زبان آذری وجود نداشته واقعا باید بره خودشو بکشه خدایی راست می گم عزیز
می دونی چرا سمچی هی میگی من ترکم چون با این عقیده بزرگ شدی برات مشکله بفهمی ترک نیستی
چون واقعا هم نیستی عزیز این زمان می بره تا درست شی اما به نظر من نظر خودتو عوض کن
چون باید بفهمی که ترک نیستی بازم میگم شاعرا الکی به ترکا چیزی نگفتن
من در عجبم چگونه ۸۰ میلیون ترک چین تونستند زبان ۸۰۰ میلیون نفر از جمعیت دنیارا به ترکی تغییر دهند(ایران ترکیه ترکمنستان قرقیزستان ازبکستان مغولستان ترکستان و….. ) ان هم بدونه هیچ گونه امکاناتی اما شما فارسها هنوز نتونستید زبان اذربایجان در ایران را به فارسی تغییر دهید ان هم با این همه امکانات قرن ۲۱ و در عجبم چرا کشوری مثله افغانستان و تاجیگستان که کلا فارس هتند چرا عقب مانده ترین ملت زمین هستند و بسیار تعجب میکنم چرا شما به ترکهایی توهین میکنید که به قول خودتان اصلا وجود ندارند و باز تعجب میکنم که چرا شما با رسمی کردن فارسی خودتان را نسبت به ۱۰ ها کشور با جمعیت ۸۰۰میلیون نفر لال کرده اید و چرا دوست دارید از زبان عقب مانده ترین کشورهای دنیا افغانستان و تاجیگستان دفاع کنید و باز تعجب میکنم که شما که از ترک متنفر هستید و همیشه به ترک توهین میکنید به فرض این که ما ترک نباشیم چرا هیچ وقت مرگ بر ترکیهیا سین کیانگ نمیگید در اخر این که تو به همه میتونی دروغ بگی اما به یک نفر نمیتونی دروغ بگی نه اشتباه نکن ان یک نفر من نیستم ان یک نفر خودتی هرچه قد هم تلاش کنی شاید بتوانی منو قانع کنی اما خودت چی خودت که میدونی کی هستی
هیچگاه کسی قصد نداشته زبان اقوام ایرانی را تغییر دهد چون ایران از اقوام مختلف با زبان و لهجه های مختلف زیبا تشکیل شده است و هر کشوری که دارای چند زبان یا لهجه باشد همیشه یک زبان ملی دارد و آن هم به کسی تحمیل نمیشود بلکه زبان سیستم آموزشی و ارتباطی اقوام است و همه میتوانند در شهر و خانه ی خود به لهجه و زبان خود حرف بزنند.دوم اینکه اگر کمی فکر کنی متوجه میشوی که عقب ماندگی هیچ کشوری به زبان آن کشور ربطی ندارد و افراط در دین و مذهب است که باعث عقب ماندگی کشورها میشود و از افراط دینی بدتر نا آگاهی برخی از هموطنانی چون تو که با شنیده های دروغین اتحاد ملی را میخواهید سست کنید اما ملت ایران و آذری های عزیز همیشه هوشیارند
ممنون دوست عزیز از تعاریف کلی و دقیقت
تمام حرف هایی که زدی درسته و خوشحالم که حداقل شما منظور ما رو فهمیدید
ما مردیم اینقدر از ملی فکر کردن گفتیم، اما دوستان با کج فهمی ها و تعصب به هیچ کدوم از حرف های ما توجه نکردن.
باز هم ممنون
شاد باشید
هر کی میخواد داخل نادانی بمونه دست خودشه عزیز کل دنیا میدونن ترک تو ایران وجود نداره
بعد تو خودت دم از ترک ترکی می زنی داخل همه سایت ها داره از با پان ترکیست مبارزه میشه
دیگه مردم آگاه شدن می دونن که ترک نیستن شما به جای که با پان ترکیست ها مبارزه کنین
تازه دارین بهشون کمک می کنین تازه پان ترکیستا خودشون آذری هستن الکی خودشونو به ترکا
می زنن اون ترکیه جعلی که اصلا ترک نیست چه به رسه به جمهوری آذربایجان قلابی اما خدایی
مطالعه کنین تا ریشه ی خودتونو پیدا کنین بفهمین که از چه تباری هستین
پاینده ایران زمین و مردم دلاورش از قوم های آریایی تبارش (آذری-لر-بختیاری-بلوچ و….)
تاریخچه ی آذرپادگان و مردمان آذربایجان سورنا فیروزی « بخش سوم » تبار مردمان آذربایجان بر پایۀ ویژگی های ظاهری
بر پایۀ توضیحاتی که پیرامون خصوصیات و صفات نژادی
ترکان و آریایی ها راائه شد، می توان نژاد مردمان آذرپادگان را بررسی کرد.
آنچه امروز به وضوح مشاهده می کنیم، این مسئله است که در میان این افراد، هیچ یک از صفات زردپوستان شمالی نظیر چشمان بادامی ( اپی کانتوس )، پوست زرد روشن، گونه های برجسته و غیره که از بارزترین مشخصات ترکان بوده است دیده نمی شود. مواردی که تمامی آن ها در سایر گروه های ترک تبار و زرد شمالی نظیر قرقیز، قزاق، ازبک، و از همه مهمتر ترکمن که هنوز نام ریشه و تبار خود را به همراه دارند، مشاهده شده است.
اما در مقابل، نه تنها تمام ویژگی های نژادهای سفید همانند، چشمان درشت، پوست سفید، سر دلیکو سفال وگونه های غیر برجسته در آذری ها نظاره می شود، بلکه بسیاری از آنها هنوز و در پی گذراز سالیان متمادی
از یورش اعراب ( که احتمال آلودگی و آمیزش نژادی بین ایرانیان آریایی و اعراب متجاوز بالا بوده است )، هنوز هم بسیاری از صفات خاص نژاد آریایی چون چشم ها و موهای روشن را دارا می باشند.
از طرف دیگر بر پایۀ قوانین حاکم بر دانش وراثت و ژنتیک می دانیم که کلیۀ صفات نژاد زرد بر سفید غالب است. این بدان معنا خواهد بود که اگر یک فرد ترکمن با ظاهر مغولی، با یک فرد سفید پوست و روشن موی آریایی آمیزش نماید، فرزند حاصله چهره ای متمایل به نژاد زرد را خواهد داشت.
بر این اساس، حتی اگر گروه های تجزیه طلب پان ترکیست این ادعا را مطرح نمایند که در اثر اختلاف نژادی، ویژگی های ظاهری دچار دگرگونی شده است، این دگرگونی ها باید مشمول مردمان آریایی می شد نه ترکان زردپوست چشم بادامی.
بنابراین ترک تبار بودن مردمان آذربایجان از دید صفات نژادی کاملاً مردود بوده و بر عکس کلّیه مدارک و شواهد، دال بر آریایی بودن این مردمان کهن می باشد.
تبار مردمان آذربایجان بر پایۀ شاخص های ژنتیکی
پژوهش هایی که در طی این ۶سال اخیر ( از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶ میلادی ) توسط یک تیم تحقیقاتی به سرپرستی یک دانشمند آذری ایرانی با نام دکتر مازیار اشرافیان بناب از دانشگاه کمبریج صورت گرفت، نشان داد که نه تنها کلیۀ تیره های ایرانی ( اعم از بلوچ، کرد، لر، پارسی، آذری و غیره ) از نظر مادری با هم خویشاوند و از یک تبار می باشند، بلکه حتی مردمان کشور ترکیه نیز ترک نژاد نیستند. به عبارت دیگر بر پایۀ این پژوهش های دقیق علمی که بر پایۀ بارزترین دستاوردهای دانش ژنتیک صورت گرفتند ثابت نمودند که مردمان ساکن در کشور کنونی ایران همگی آریایی نژادند و اگر برخی از آنان به زبان های غیر آریایی، مثل ترکی در میان مردمان آذربایجان، صحبت می کنند، به علت سلطۀ چند صد سالۀ ترکان مهاجم و متجاوز بر منطقۀ مذکور بوده است. بنابراین زبان هرگز معیار تعریف نژاد یک گروه نیست.
پژوهش های دکتر اشرافیان بناب نشان داد که آذری های ایران هیچ گونه مشابهت خاصی از نظر مارکرها یا شاخص های DNA مادری یا mtDNA نظیر FST با ترکان ساکن در آناتولی ( چند درصد ترک واقعی کشور ترکیه ) و یا ترکان ساکن در اروپا ( نظیر گروه هایی از مردمان بلغارستان و مجارستان ) ندارد.
بلکه بر عکس Fst و سایر صفات ژنتیکی آن ها همانند MRca همسان با پارسیان و دیگر تیره های ایرانی می باشد.
برای اینکه کمی بهتر درک کنیم که چرا تیم پژوهشی دکتر بناب، DNAمادری را به جای DNA پدری مورد بررسی قرار داد، این مسئله است که در طول تاریخ، هر گاه ارتش یک کشور بر سرزمینی دست می یافت، مردان فاتح بر زنان مغلوب دست درازی می نموده و به این صورت، فرزند حاصل از نظر پدری، خون بیگانه را دارا می شده اما وراثت مادری وی همچنان حفظ می گشت. بنابراین اگر شما خط ژنوم مادری در طی نسل ها را دنبال کنید، حتی اگر در طول تاریخ یک ملّت بارها به زنان آن ملت یورش برده شده باشد، باز هم این خطّ وراثت مادری دست نخورده به فرزند منتقل خواهد شد. بر این اساس مشابهت DNA مادری مردمان آذری با سایر تیره های ایرانی این مسئله را روشن کرد که آذری ها نیز همانند سایر ایرانیان دارای تباری آریایی بوده و بنابراین در کنار آن ها در تاریخ کهن این سرزمین آریایی مشترک و سهیم هستند.همچنین باید اشاره کرد که تیم بناب حتی اعلام نمود که ترکمن های ساکن در ایران نیز از نظر مادری ایرانی بوده و بنابراین علّت زردپوستی بودن چهره های آنان، آمیختگی نیاکان مادریشان با متجاوزان ترک زردپوست می باشد.
این مورد نیز به مفهوم این بود که اگر مردمان آذری ( چه آذرپادگان ایران چه جمهوری آذربایجان) و چه حتی مردمان ترکیه، به راستی ترک نژاد بوده اند، بایستی همانند ترک های ایرانی، دارای چهره ای زردپوستی می شدند، اما چنین نیست و بنابراین هیچ یک از آنان ترک نژاد نیستند.
نتایج تیم پژوهشی کمبریج در کنار موارد ذکر شده پیرامون خصوصیات نژادی، ثابت نمودند که کلّیۀ مردمان آذرپادگان از تباری آریایی برخوردار بوده و بنابراین تمامی ادعاهای جریان های تجزیه طلب و غیر علمی پان ترکیست پیرامون هم تبار بودن آذری ها با ترکان پوچ است.
نکتۀ جالب اینجاست که حتی داعیان این جریان های فکری، خود ترک تبار نیستند، و چه بسا با انجام آزمایش های مشابه گروه بناب ( اگر خصوصیات ظاهری آنان نظیر چشم ها و موهای روشن، این مسئله را ثابت نکند) آریایی می باشند، اما به طور پیوسته و با شور عجیبی دم از اتحاد ترک تبارها می زنند!!!
از طرف دیگر پژوهش هایی که موسسۀ ژنتیک عمومی فافیلوف Vavilof از آکادمی علمی روسیه انجام داد، مشخص نمود که مردمان آذرپادگان به دو نظر توزیع فراوانی شاخص های ( نظیر Kell -Chellano , Lewis , -E , P , Rhesus – D , – C, MN, ABO) و همچنین بیوشیمیایی ( نظیر HP, ACP1, ESD, GLO1, 6PGD, TF, C’3, GC, PGM1) کاملاً مشابه وضعیت موجود در پارسیان، کردها، اوستی ها و تاجیک ها هستند که این مورد نیز به نوبۀ خود روشن گر یکسانی تبار تمامی تیره های نامبرده شده و در نتیجه آریایی بودن آنان می باشد.
از طرف دیگر اگر هم پایه دعاوی گروه های پان ترکیست، بر یکسانی زبان تکلم و یا نام های رایج میان مردمان ترک زبان باشد و نه نژاد یکسان، باید چنین اذعان کرد که کلّیه کاوش های باستان شناسی انجام گرفته در منطقۀ آذرپادگان، منتج به یافته شدن آثار آریایی شده است. آثاری که دست کم چند هزارسال از ورود نخستین دستجات ترک سلجوق به منطقۀ یاد شده کهن ترند.
همچنین ما هنوز اسناد بی شماری داریم مبنی بر آنکه تا همین چند سدۀ قبل، زبان برخی نقاط آذرپادگان هنوز پهلوی بوده و علی رغم فشارهای وارده، مردمان متمدن آریایی آذری، همچنان زبان با اصالت خودشان را حفظ نموده بودند. ( نظیر اظهارات اولیا چلبی، پژوهشگر دولت عثمانی در سدۀ هفدهم میلادی که از رواج زبان پهلوی در میان مردمان مراغه و نخجوان یاد کرده بود.)
همچنین گزارش های متنوع و متعدد مورخان کهن نظیر استرابو، استخری، مقدّسی، مسعودی، ابن ندیم، تبری، یعقوبی و دیگران پیرامون رواج زبان های آریایی مثل پارسی در میان مردمان آذری به دورۀ خود از دیگر مدارک غیر قابل انکار پیرامون زبان شایع میان آذری های آریایی تبار در سده های دور می باشند.
در کنار موارد ذکر شده مشاهدۀ بسیاری از مناطقی که هنوز نام هایی با ریشۀ زبان پارسی دارند ( همانند: گنجه، باکو، تبریز و یا حتی اردبیل ) همگی دال بر رواج زبان پارسی در سده های پیش در این منطقه می باشند.
و یا آنکه کلّیه فرهیختگان آذری نظیر شمس تبریزی، قطران تبریزی، نظامی گنجوی و یا خاقانی خسروانی همگی آثار خود را چه در دوران پیش از یورش ترکان و چه در دوران استیلای متجاوزان زردپوست یاد شده به زبان آریایی پارسی نگاشته اند.
تمامی این موارد نشان دهندۀ وجود تبار و فرهنگ آریایی میان مردمان کهن و متمدن آذری می باشند که باید از آنها در جهت دفاع از ارزش های ملّی به طور پیوسته یاد کرد.
این سایت آذربایجانی هست از این سایت براتون گذاشتم
http://azarpadegan.com
آقا اشکان گل و گلاب ریشه و اصل و نصب ما مشخصه این شما هستین که به دنبال ریشه یابی خودتون گم شدین
یاشاسین آنا دیلیم
ای ترک خرِ خانه ی شیران
ای برده ی مغول و تازی
آخه تو یکی به چه می نازی
بازی ننمای با دم شیر
هر چند به دست اوست زنجیر
توهین ننما به سُــنی و شیعه
کز هر جهتی، تویی بی ریشه
در کشور فارس، ادب نگه دار
سر خم کن و حرمت و ادب دار
ما با ادبیم ، با ادب باش
از بی ادبی، گزیده لب باش
ما ملت قهرمان ایران
ما مرد م سرزمین شیران
کورد و لر و آذریِ فارس
از هر جهتی سرور دنیاس
ما گیلک و فارس، قهرمانیم
ما سَـرور مردم جهانیم
ای برده ی تازی « ای ترک »
ای برده ی مغول « ای ترک »
پا چون به حریم ما گذاشتید
ساکت شوید، عرعر نمایید
روی تو اگر کمی حیا داشت
اندیشه ی تو اگر صفا داشت
گر« کره خر» و « بی رگ » نبودی
درمانده و بی نوا نبودی
کرده تورا بی رگ، مغول و تازی
آخه تو چرا به فارس می تازی !
تو هم ازپاپَکی، باید اهل معرفت باشی
به فکر آبرو و افتخار کشورت باشی
کجا پاپَک دَم زد از ترک و خر و ترکی
کنون ترکانه می تازی، برای گویش ترکی
در خانه ی دل ترا چو کسبود
این گفتِ حکیم نظامی بس بود :
ترکی صفت وفای ما نیست
ترکانه سخن سزای ما نیست
اما چه کنم که بی حیایی
تو مظهر جوری و جفایی
خود بند ادب گسسته خواهی
خود حرمت خود شکسته خواهی
ای مظهر هر فساد و پستی
هان حرمت عارفان شکستی
بنگر که چه بی اصالتی تو
بی حرمت و بی لیاقتی تو
در اوج کلاس بی کلاسی
تو وصله ی زشت یک لباسی
خوبست بگویمت خری تو
ترک خری و سگ صفتی تو
آویزه گوش کن، از این پس
هر روز و زمان و پیش هر کس
زین پس به هر کجا رسیدی
هر جا که نشان زفارس دیدی
برخیز و وفای خود نشان ده
درکشور فارس دُم تکان ده
یادت نرود هر از گاهی
این گفته ماندگار شاهی
این رو یکی از دوستام از آذربایجان برام فرستاده
به « ترک بی دین » هم سر بزنید : http://www.torkebidin.blogfa.com
با سپاس فراوان
پــــــــــاپـــــــــــــک آذر بایگان = Paapak e Azarbaigan
سلام بعد از مدتها بازم امدم تا سری بزنم اما ( خندم میگیره) کامت ها بسیار جالب هست البته ارزش جواب دادن ندارند ولی چون قبلا با اشکان یک بحث انسانی داشتیم خواستم باز هم بهش جواب بدم خیلی جالب هست تا به حال فکر میکردم اشکال بر خلاف دیگر فارس ها برای کامت هایش فکر میکنه امروز فهمیدم نه باباااا با دیگر فارس ها تفاوت نداره فارسها دائما در حال جعل کردن چیزهایی هستند که تورک ها دارند نمیخوام دور برم یک نمونه بسیار اشکار از همین کامت ها دارم همین شعر در محضر ترک است که اشکان اون بلا را به سرش اورده همه فارسها دائما به همین گونه در حال جعل کردن داشته های ترکها برای خودشان هستند اما بدبختی اینجاست که به خاطر کوتاه فکری هیچ وقت نمیتوند درست جعل کنند و برای همین باعث خنده دیگران نسبت به خودشان میشوند اشکان چه قدر فکر کرده که تونستی این شعر شهریار را به این روز دربیاری چه قد هم خوش به حالش شده و گفته جاااااان حال ترک ها را گرفتم ای بابا (خندم میگیره) شاید انقد رو داشته باشه بیاد بگه نهههههه این شعر شهریار نیییییست به هر حال شعری است که ترکها ساختن شاید اگر رسانه ای مانند اینترنت نبود شما می امدید و این شعر را به همین صورت به مردم قالب میکردید اما افسوس که دیگر مثل گذشته نمیتوانید داشته های تورک ها را به نام خودتان بزنید این شعری هست که همه فارسها را مثل زلزله بم تخریب کرد و برج های توهین فارسها که ۸۰ سال برای انها زحمت کشیده بودنند با خاک یکسان کرد حال اشکان فکر میکنه میتونه با تغییر کلماتش ان هم بصوت مضحک به ترکها برگردونه و برج هاشون را دوباره بسازه واااااای واااااای ( خندم میگیره) من این شعر را که به صورت فایل صوتی است همیشه در مبایلم دارم و میدونم حتی شما فارسها هم دراید اما بد نیست اینجا هم داشته باشیم تا اقا اشکان هم با شعر خودش مقایسه کنه و بفهمه چرا خنده دار جعلش کرده در مورد ماد هم میدونم از کدوم سایت کپی کردی و بعد با دستکاریش به مثل همون شعر به نفع خودت تموم کردی (خندم میگیره)
ای هرزه گیاه باغ ایران
ای روباه سرزمین شیران
بازی ننمای با دُم شیر
هر چند به دست توست زنجیر
توهین ننمای به قوم و کیشم
کز هر جهتی من از تو بیشم
در محضر ما ادب نگه دار
سر خم کن و حرمت و ادب دار
ما با ادبیم با ادب باش
وز بی ادبی گَزیده لب باش
ما ترک غیور و قهرمانیم
ما سرور مردم جهانیم
ما ملت قهرمان ترکیم
ما زاده سرزمین گرگیم
پا چون به حریم ما گذارید
ساکت شده پارس کم نمایید
روی تو اگر کمی حیا داشت
اندیشه تو اگر صفا داشت
گر احمق و بی حیا نبودی
درمانده و بینوا نبودی
در خانه دل تو را چو کس بود
فرمایش شهریار بس بود
اما چه کنم که بی حیایی
تومظهر جوری و جفایی
خود بند ادب گسسته خواهی
خود حرمت خود شکسته خواهی
ای مظهر هر فساد و پستی
هان حرمت عارفان شکستی
بنگر که چه بی اصالتی تو
بی حرمت و بی لیاقتی تو
در اوج کلاس بی کلاسی
تو وصله زشت یک لباسی
حیف است که بگویم خری تو
تهرانی لوس و انتری تو
آویزه گوش کن از این پس
هر دوره زمان و پیش هر کس
زین بعد به هر کجا رسیدی
هر جا که نشان زترک دیدی
برخیز و و فای خود نشان ده
در محضر ترک، دم تکان ده
یادت نرود ولو به گاهی
وین گفتۀ ماندگار شاهی
این را تا اخر بون تا بفهمی چه قد شعر را مضحک جعل کردی
میدونی رفیق یه فرق دیگر ما ترک ها با شما فارسها چیه وقتی شما فارس ها چیزی را جعل میکنید ما زود ثابت میکنم که جعلی است و به اسم خودمون در نمیاریم مثل همون شعر در محضر ترک اما شما نمیتونید این کار را بکنید چون چیزی ندارید که ما بخوایم به اسم خودمون بزنم تا بعد شما بیاین جعلی بودنش را ثابت کنید مثل همون شعر در محضر ترک شهریار دیدید شعر واقعی هست و هر چه زور زدید دیدید نمیشه واقعی بودنش را جعل کرد اومدید به نفع خودتان تغییرش دادید اما ان را هم نتونستید و شعر مضحک شده و از شعر بودن خارج شده اصلا نامفهوم شده برو به سایت ها فارس نگاه کن به ترک و لر و کورد و رشتی توهین کردید بعد وقتی شعر را جعل کردی یادت رفته به ترک نگی بی ادب الان ایران دست فارس است مثل این است که ترک ها شیر باشن زنجیرش دست فارس باشه برای همین شهریار گفته (گرچه بدست اوست(ترک)زنجیر ) و توهنگام جعل کردن یادیت رفته ان قسمت را حذف کنی چون در ایران دست ترک بسته است از کارهایی که میخواد انجام بده (مثلا زبانش را رسمی کنه) به عبارتی زنجیر دست ترک بسته شده نه فارس به عبارت دیگر کشور دست فارس است نه ترک و این مضحک است که به فارس بگی گرچه به دست اوست زنجیر برای همین میگم جعل کردن شما باعث خنده دیگران نسبت به خودتان است
آقا آراز شاید بین فارسها آدمهای کم مقداری مثل… باشه.ولی کسایی مثال حافظ و سعدی و فردوسی و…است.
پس به خاطره کل انداختن با اینها اجازه ندین سنده ایرانو به نامه خودشون بزنن.ماشاید ترک یا آذری باشیم ولی قبله اینا ایرانی و آریایی هستیم
این از سایت رشد این از شبکه ی ملی مدارس منبعش خیلی معتبره
مادها
مادها قومی آریایی نژاد بودند که در آغاز قرن هفتم تا پایان قرن هشتم پیش از میلاد دولت ماد را تاسیس نمودند.
آنها سرزمین ماد را به دو قسمت تقسیم کردند:
نخست ماد بزرگ که مشتمل بر نواحی مرکزی و غربی ایران تا حدود کردستان و کوههای زاگرس می گشت و به آن گاهی مادراگیانا که ری و اطراف آن را در بر داشت نیز اطلاق می کردند.
دوم ماد کوچک که شامل آذربایجان می گشت. نام قوم ماد و کشور ایشان مکرر در کتیبه های آشوری آمده است.
حاکمان ایشان در اوایل کار دست نشانده ی دولت بزرگ آشور بودند و به پادشاهان آن باج می دادند.
دولت ماد شکل می گیرد
بنیانگذار دولت ماد امیری به نام دیااکو است.
وی در آغاز مردی دهقان بود و چون رفتار و کرداری نیک داشت و به عدالت در میان مردمان رفتار می کرد ، مردم او را به پادشاهی برگذیدند. وی همدان را به پایتختی خود اختیار کرد و در آن بر روی تپه ی هفت قلعه ی تو در تو ساخت و هر یک را به رنگ مخصوصی در آورد.
نام این شهر در کتیبه های آشوری آمادانه آمده و چون آشوریها مادها را آمادا می خواندند لفظ آنه در آخر این کلمه ، پسوند مکان است و بنا بر این یکی از نظرات بر این است که همدان به معنی جایگاه و محل مادها می باشد. همدان را به زبان پارسی هخامنشی ( هگمتانه ) می گفتند.
دیااکو پنجاه سال بر قوم خود حکومت کرد ودر این مدت به متحد ساختن طوایف پراکنده ی مادی پرداخت ملی چمن آشوری ها بر ایران تسلط داشتند از اتحاد اقوام ایرانی نا را ضی بودند ، دیا اکو را از حکومت برداشته و او را به شام تبعید کردند.
بعد از او پسرش فرورتیش بر تخت پادشاهی نشست. در صدد اتحاد با دولت اورارتو بر ضد آشور افتاد ولی در نبرد مقابل سپاه جنگ آزموده ی آن دولت تاب مقاومت نیاورد و شکست خورده در میدان نبرد کشته شد.
دولت ماد در اوج قدرت
هووخشتره بزرگترین پادشاه ماد است. از شکست پدرش در برابر آشور درس عبرت گرفت و دانست که باید به فکر آماده کردن ارتشی منظم باشد.
پس از تشکیل سواره نظامی نیرومند بر آن شد که کشور ماد را از تسلط آشوریان برهاند. از این رو به آشور تاخت و پایتخت آن کشور را که نینوا نامیده می شد و در نزدیکی کشور موصل امروزی بود محاصره کرد. نزدیک بود که شهر سقوط کند که ناگهان خبر رسید که آریاهای نیمه وحشی سکایی از دربند های قفقاز گذشته و به آذربایجان تاخته اند. هووخشتره محاصره ی نینوا را رها کرده و به جلوی آنها شتافت.
در شمال دریاچه اورمیه نبرد سختی با آنان کرد ولی شکست خورد.
سپس سکها آذربایجان و آسیای صغیر را تا دریای مدیترانه در زیر سم ستوران خود درنوردیدند و در همه جا به غارت وکشتار پرداختند. سکاها مدت بیست و هشت سال در کشور ماد تسلط داشتند تا اینکه هووخشتره ، مادیس سردار ایشان را با گروهی از سرداران آنان به مهمانی دعوت کرد و در حال مستی همه ایشان را کشت و لشکر آنان را از ایران براند. این سکها همان آریاهای نیمه وحشی شمال بودند که در داستانهای ملی تورانی خوانده شده اند.
تسخیر نینوا: هووخشتره پس از راندن سکها با کمک نبوپولاس سارفرمانروای بابل ، که از طرف غرب آشور را مورد حمله قرار داده بود ، ازطرف مشرق به کشور آشور حمله آورد و نینوا را محاصره کرد.
ساراکوس پادشاه آشور چون دید در مقابل حمله ی ماد ها تاب مقاومت ندارد ، خود و خانواده اش را بسوخت و این شهر نامی که یکی از شهر های بزرگ دنیای قدیم بود در سال ۶۱۲ ق.م به دست ایرانیان مادی سقوط کرد و دولت نیرومند و ستمگر آشور از روی زمین بر افتاد.
زبان مادها
از پادشاهان ماد تا کنون هیچ گونه نوشته و کتیبه ای بدست نیامده است ولی آنچه محقق است آن است که زبان مادی که زبان شمال ایران بوده است با زبان ایرانیان دوره ی بعد که پارسی باستان یا زبان جنوب ایران باشد ، تفاوت فاحشی نداشته است. هرگاه زبان مادها که بخش بزرگی از ایران را تا حدود خراسان را در دست داشته اند با زبان پارسی هخامنشی تفاوتی کلی می داشت ، هر آینه داریوش و دیگر پادشاهان هخامنشی در کتیبه های خود که آنها را به سه زبان پارسی باستان و آشوری و عیلامی نوشته اند زبان مادی را هم می افزودند تا بخش بزرگی از کشور ایران از فهم آن نوشته ها بی خبر و محروم نمانند. تنها اختلافی که در میان زبان مادی و پارسی بوده اختلاف لهجه است.
قطران تبریزی :
چه ارزد غدر با دولت چه ارزد مکر با دانش // اگرچه کار ترکان هست مکاری و غداری
خاقانی شیروانی :
آشنای دل بیگانه مشو // آب و نان از درِ بیگانه مخور
نان ترکان مخور و بر سرخوان // با ادب نان خور و ترکانه مخور
خون خوری ترکانه کاین از دوستی است // خون مخور ، ترکی مکن ، تازان مشو
کشتیم پس خویشتن نادان کنی // این همه دانا مکش ، نادان مشو
نظامی گنجوی :
ترکی صِفتی وفای ما نیست // تُرکانِه سخن سزای ما نیست
آن کز نسبِ بلند زاید // او را سخنِ بلند باید
به نفرین ترکان زبان برگشاد // که بی فتنه ترکی زِ مادر نزاد
زِ چینی بِجز چینِ ابرو مخواه // ندارند پِیمان مردم نگاه
سخن راست گُفتند پیشینیان // که عهد و وفا نیست در چینیان
همه تنگ چشمی پسندیده اند // فراخی به چشمِ کسان دیده اند
خبر نی که مهر شما کین بود // دل تُرکِ چین پُر خم و چین بود
اگر تُرک چینی وفا داشتی // جهان زیرِ چین قبا داشتی
(ضمن بدگویی و نفرین ترکان به سرزمین و نژاد اصلی آنان و خصوصیات فیزیکیشان نیز اشاره می کند که همین آنها را از ایرانیان متمایز می کند.)
آری نام ترک در تاریخ ما همواره به بدی یاد شده است. چه در زمان نظامی و چه در دوران معاصر که ملک الشعرا بهار چنین میسراید :
آنچه کورش کرد و دارا و آنچه زرتشت مهین // زنده گشت از همت فردوسی سحر آفرین
نام ایران رفته بود از یاد تا تازی و تُرک // ترکتازی را برون راندند لاشه از کمین
ای حکیم نامی ای فردوسی سحر آفرین // ای بهر فن در سخن چون مرد یک فن اوستاد
شور احیای وطن گر در دل پاکت نبود // رفته بود از تُرک و تازی هستی ایران به باد
خلقی از تو زنده کردی ملکی از نو ساختی // عالمی آباد کردی خانه ات آباد باد
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را/به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
ترکها هیچ وقت برای ایران منفور نبودن. ولی آدمهایی مثل شما که بین هر قومی تک وتوک پیدا مشه شاید!!!
من نمی دونم چی میگی اما شهریار هر چی گفته راست گفته من خیلی شهریار رو قبول دارم
هیچ نمی تونی انکار کنی اگه خودتم بکشی نمی تونی شعرای شهریار رو انکار کنی
ای خدا اینا دیگه کین من اگه بمیرم خودمو به شما نمی زنم چه برسه به بقیه یه مشت آدم
چپلین که اگه کج شدین دیگه راست نمی شین اصلا آدمای انتقاد پذیری نیستین میخوای باور
کن میخوای باور نکن داخل آذربایجان دو حزب هست یه عده میگن ترکیم یه عده میگن آذری
هستیم ولی خدایی آدما از شماها سیر میشن خودتون تنها برا خودتون خوبین چون حالم ازتون
بهم میخوره یه مشت آدم احمق کله شق که فقط حرف خودشونو می زنن برید جمع کنید بی هوییتا
خودتون نمی دونید اصلیتتون چیه فقط الکی فک می زنین فقط بلدید چیزا رو رد کنین تو احمقی
خودتون بمونید خیلی خوبه واقعا همه ی قوم های ایران بهتره شماها هستن چون هیچ وقت چیزی ازشون
ندیدم شماها آدمای مغرور بی معرفت سنگدل و خیلی چیزای دیگه هستین کل سرزمین ایران
فارسه از کرد-لر-بلوچ-تالشی-بختیاری-و… به جز شماها اینقد ترکی ترکی کنید تا جونتون
در بیاد آدمای آشغال حالم ازتون بهم میخوره آشغالا برید گمشین میخوام سر به تن همتون نباشه
آشغالای کثافت
آقا مهرشاد شما شاید ایرانی وبه قول خودتون فارس باشید ولی نهایتا کسی مثل افشین هستید که به هم وطنه دلیر خودش یعنی بابک ترک یا آذری خیانت کرد.ما همه اقوام ایرانو دوست داریم به جز قوم خائنی مثل شما و افشین و … که با هم وطناتون اینطوری حرف می زنید
ای خدا اینا دیگه کین خدا تو این دنیا چی گذاشتی
عزیز اون سایتی که دادم از بچه های آذربایجان هست برو نگاش کن اونایی که میگن آذریها
به خلیج پارس میگن خلیج عربی خیلی در اشتباه هستن برو داخل سایت عکس رو نگاه کن مردم
عزیز آذربایجان برای اسم خلیج همیشه پارس اومدن بیرون اینای که میان اینجا حرف می زنن
نماینده ی همه ی آذریهای عزیز نیستند همشون پان ترک هستن درباره ی شعر هاهم باید بگم
شهریار رو زیر سئوال بردی حیف از این شاعر بزرگ واقعا برات متاسفم
پاینده سرزمین اهورایی ایران زمین و مردم عزیزش
من نمدونم این فاسها تا کی میخوان این گونه بلا تکلیف زندگی کنند خوب عزیزان فارس به جای این که دنبال این باشید که خودتونو به کسی بچسبونید برید شما هم افتخار افرینی کنید این گونه مجبور نیستید خودتونو به کسی بچسبونید بلکه دیگران سعی میکنند خودشونو به شما بچسبونند این فقط یک نصیحت برادرانه بود موفق باشید
من آذری هستم و مخالف پان ترکهای کثیف بی هویت . پان ترکا یه عده آدم بیسواد بی هویت فریب خورده ان که ایران رو با اونهمه عظمت و تاریخ پر افتخار به یه مشت ترکیه ای خر آشغال میفروشن. یاشاسین ایران
سلام به همه دوستان من با خوندن این کامت ها به ترک بودنم بیشتر از گدشته افتخار میکنم چون متوجه شدم که فارسها دائما در حال تعقیب هستن و ترک ها هم دائما در حال گریز فارس ها میخوان خودشون رو به ترک ها بچسبونند و ترک ها هم دائما فرار میکنند تا به قول شهریار این وصله زشت بهشون نچسبه خدارا شکر که فارس نیستم و مجبور نیستم کسی را تعقیب کنم خدایا شکر که این نعمت ترک بودن را بی حساب به من ارزانی داشتی
زهرا خانم من ترکم ولی از اینکه آدمهایی مثل شما به واسطه ترک بودن ایرانی بودن خودشون و بابک رو فراموش می کنند شرمم می شه.ما باید به فرهنگه ترکی وقهرمانان ترک افتخار کنیم به شرطی که ایرانی بودنمون رو از یاد نیریم
عزیز نمی دونستی چی بگی میگی الکیه من خیلی این کارتو دوست دارم ادامه بده تا موفق شی
چون تو آدم انتقاد پذیری نیستی از روی تعصب حرف می زنی هر کی از روی تعصب حرف بزنه
همیشه باخته اینو بدون