فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
ترس از ندانسته ها

نمی دانم تا کی در پشت درهای ترس از ندانسته ها خواهیم لرزید ،سالهاست خبرش ترسناک است ، ای کاش در پس از مرگ بر این لحظات افسوس نخوریم.

۳ Responses to “ترس از ندانسته ها”

  1. فرزاد گفت:

    خسته نباشی حامد جان
    از این دست آدما مثل تو و با اندیشه های تو زیاد پیدا نمیشه!!! البته با گزیده گویی موافقم و اندیشه ات را به گمانم این دیدم که دوست داشته ای و نوشته ای!
    سربلند باشی و مانا هم.

    • HaMed گفت:

      درود بر شما دوست عزیز

      در مورد نوشتن : می شود گفت دوست داشتن
      می شود گفت بهانه ای برای فرار از خود
      حتی می شود گفت جرأتی برای رو در رو شدن با خود.
      فقط چیزی که مُسَلم است، این است که باید می نوشتم.

  2. نيما ** گفت:

    بادها می وزند و شنها را جا به جا می کنند. اما صحرا همیشه صحرا می ماند و این است افسانه جاودانگی!
    “دکتر شریعتی”

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...