خسته نباشی حامد جان
از این دست آدما مثل تو و با اندیشه های تو زیاد پیدا نمیشه!!! البته با گزیده گویی موافقم و اندیشه ات را به گمانم این دیدم که دوست داشته ای و نوشته ای!
سربلند باشی و مانا هم.
در مورد نوشتن : می شود گفت دوست داشتن
می شود گفت بهانه ای برای فرار از خود
حتی می شود گفت جرأتی برای رو در رو شدن با خود.
فقط چیزی که مُسَلم است، این است که باید می نوشتم.
خسته نباشی حامد جان
از این دست آدما مثل تو و با اندیشه های تو زیاد پیدا نمیشه!!! البته با گزیده گویی موافقم و اندیشه ات را به گمانم این دیدم که دوست داشته ای و نوشته ای!
سربلند باشی و مانا هم.
درود بر شما دوست عزیز
در مورد نوشتن : می شود گفت دوست داشتن
می شود گفت بهانه ای برای فرار از خود
حتی می شود گفت جرأتی برای رو در رو شدن با خود.
فقط چیزی که مُسَلم است، این است که باید می نوشتم.
بادها می وزند و شنها را جا به جا می کنند. اما صحرا همیشه صحرا می ماند و این است افسانه جاودانگی!
“دکتر شریعتی”