فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
دستهایم بوی گل می داد…

دستانم بوی گل می داد مرا به جرم کندن گل مجازات کردند

اما هیچ کس فکر نکرد که شاید من یک گل کاشته باشم.

ارنستو چگوارا

Leave a Reply

آمار

ديدگاههاي اخير

  • s.p: جالب بود دیدگاهتون مرسی...
  • HaMed: منظور اون دوستمون این بود که مثل همه آدم های دیگه آسیب پذیر ...
  • farzan: ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ۞۞,ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ...
  • saba: salam.man bekhatere niche in matlabo khundam na tasa2fi be n...
  • عاشق تنها: خيلي جالب بود به منم سر بزن...