فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات

تمام نوشته هاي مربوط به موضوع ’ادبيات‘ :

ﺷﻼق

 ﺳﻮﺯﺵ ﺷﻼﻗﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭﻡ ﮐﻨﺪ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﺩﺳﺘﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﮐﻨﺪ ..

فکور

» ديدگاه ۲
شجاعت

شجاعت از جا بلند شدن و حرف زدن است،
اما برجا نشستن و گوش دادن هم هست.

وینستون چرچیل

وینستون چرچیل
ترجمه: عباس مخبر

» بدون ديدگاه
تجربه نوعی شکست است

انسان‌ها نمی دانند که تجربه نوعی شکست است.
باید همه چیزت را از دست بدهی تا ذره ای بفهمی.

آلبر کامو

 آلبر کامو
ترجمه: لاکولور روژ
» بدون ديدگاه
خودت را بهتر کن

خودت را بهتر کن
این است همه ی کاری که
برای بهتر کردن ِ جهان می توانی بکنی…

فکور

لودویگ ویتگنشتاین
» بدون ديدگاه
روز موعود

ما به روز موعود معتادیم.

شهر شلوغ

 
علیرضا قنبرپور
» بدون ديدگاه
بعضى از دقایق

باید قبول کرد که به خاطر بعضى از دقایق، مى ارزد آن که انسان ماه ها و سال ها را از دست بدهد.

آنتوان چخوف

  آنتوان چخوف
» ديدگاه ۲
نام خدای خویش را به باطل مبر

نام خدای خویش را به باطل مبر و از آن سوء استفاده نکن زیرا آن که نام خداوند را (به باطل) بَرد بدون مجازات نخواهد ماند.

فرمان سوم از ده فرمان موسی – عهد قدیم
» بدون ديدگاه
مسیر آرزوها

در مسیری که برای رسیدن به آرزوهایتان طی می کنید، به شخص جدیدی بدل می شوید
شخص جدید به آرزوهای آدم قبلی میرسد.

 

هادی پاکزاد
» بدون ديدگاه
از یاد نبر که از یاد نبردمت!

از یاد نبر که از یاد نبردمت!
از یاد نبر که تمام این سال‌ها،
با هر زنگِ نا به هنگام تلفن از جا پریدم،
گوشی را برداشتم
و به جا صدای تو،
صدای همسایه‌ای،
دوستی،
دشمنی را شنیدم!

«ناگهان گریه‌ام گرفت!» 

یغما گلرویی
از مجموعه شعر «مگر تو با ما بودی !؟»

پل

» بدون ديدگاه
زندگی مثل چاقو میمونه

زندگی مثل چاقو میمونه با دولبه

لبه تیز: برای بریدن کنار گذاشتن دل کندن قاطع بودن تیز و زیرک بودن به هرریسمانی چنگ زدن قاطی کردن مستاصل بودن

لبه کند:برای گذشتن باقی گذاشتن اشتباه کردن تاب آوردن گاهی اوقات نبودن زیر سیبیلی رد کردن چشم پوشی کردن فراموش کردن ناتوان بودن

آنچه وجود دارد بریدن است بریدن با لبه تیز یا لبه کند؟

 

اگرزندگی کردن همانند بریدن با چاقو باشد وزندگی مثل یک چاقو

به طورمطلق بریدن با لبه تیز چاقو یا لبه کند آن بزرگترین چالش زندگی انسان است

 

هدی
» ديدگاه ۴
تلاش

– دارم تلاش می کنم.
– تلاش برای چی؟
– تا باشم.

جاناتان سافران فوئر
 ترجمه اختصاصی از : لاکولور روژ
» بدون ديدگاه
لذت بخشش

ما با هر چه که بدست می آوریم عمر می گذرانیم
اما با هر چه که می بخشیم زندگی می کنیم

» بدون ديدگاه
مردن

گاه آدمی در بیست سالگی می میرد ، ولی در هفتاد سالگی به خاک سپرده می شود…!!

صادق هدایت
» ديدگاه ۱
مگر ﺁﺩﻡ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧد؟

مگر ﺁﺩﻡ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﭼﺸﻢ ﻫایش ﺭا ته ﺭﻭﺩخانه ﺑﺎﺯ ﮐﻨﺪ؟ ﺁنجا تاﺭﯾﮏ ﻧﯿﺴﺖ؟ ﮔیاه ﻧﺪﺍﺭﺩ؟ ماﻫﯽ ﭼﻄﻮﺭ؟ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺯﯾﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺁﺳمان ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺣﺘﻤﻦ ﺁﺑﯽ ﻧﯿﺴﺖ. ﺗﻪ ﺁﺏ ﭼﻄﻮﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭼﻨﺪ ﺷﻨﺒﻪ ﺍﺳﺖ؟ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﺪاهاﯼ ﺯﯾادﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ . ﺁﻧﺠﺎ ﮔﻮﺵ ﻫﺎﯼ ﺁﺩﻡ ﭘﺮ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﮐﺮﻡ ﻫا و ﻣارﻣﻮلک ها توی ﺩهاﻥ ﺁﺩﻡ ﻭﻭﻝ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ . ﺯﯾﺮ ﺳﻘﻔﯽ ﺑﺎ گچ ﺑﺮﯼ ﻫاﯼ ﺁﺏ، ﺩﺭ ﺍتاق ﻫﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﺩﯾﻮاﺭﻫﺎﯼ ﺁﺏ، ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ …


ﯾﻮﺯپلنگاﻧﯽ که با ﻣﻦ ﺩﻭﯾﺪﻩ ﺍﻧﺪ ….

بیژن نجدی

» بدون ديدگاه
زندگی…

زندگی شاید همین باشد
یک فریب ساده و کوچک آن هم از دست عزیزی که
تو زندگی را جز برای او و جز با او نمی خواهی.

اخوان
» ديدگاه ۲

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • بهزاد: با سلام،اقا من وقتی یاد این عربها مخصوصا عراق و عربستانو و ا...
  • دان۶: تاریخ ترکمنها بیش از ۱۰۰۰۰ساله کتیبه اوزون درسلسله ی گوک تور...
  • ترکمن صحرا: یاشاسین تورک وتورکمنلر...
  • محمد: از هر دستی بدی از همون دستم میگیری...
  • HaMed: کار خوبی کردی...