آزادی الهی ترین پدیده است.پس هرگز آزادی ات را فدای چیزی نکن حتی فدای عشق، زیرا هیچ چیز برتر از آزادی نیست. همه چیز را باید فدای آزادی کرد، حتی زندگی را. اما آزادی را نباید فدای هیچ چیز کنی.
آزادی خدای واقعی است. در آزادی زیستن، زندگی الهی است. اما قدیسان در اسارت زندگی می کنند. آنان انسان هایی آزاد نیستند. در واقع بزرگترین بردگان روی زمین اند. بردگان آرمان های مرده و آرمانگرایی مرده.
اُشو (از کتاب : جراغ راه خود باش)زمان در حال عبور است
و در هر ثانیه آبستن پاسخ های چراهایی است که سال ها در به در جوابشان بودیم.
بعد از اینکه داستین هافمن (که در این فیلم نقش یک بازیگر تازه کار را بازی میکند) به دنبال فیلمی می گردد که در آن بازی کند اما هیچ کارگردانی او را انتخاب نمی کند. و به خاطر یکاری و مشکلات مالی سرانجام تصمیم می گیرد خود را به شکل یک زن درآورد و در یک نقش تست دهد. که تصادفا در این تست قبول می شود و به عنوان یک زن بازی در یک فیلم را شروع می کند.
در یک مشاجره که (به خاطر بازی کردن نقش زن) با هم خانه ای اش دارد.
هم خانه ای اش به او می گوید : “به خاطر کارهایی که انجام می دی میری به جهنم”
و داستین هافمن یک جواب کوتاه و ساده، اما تاثیر گذار می دهد:
” من به جهنم اعتقاد ندارم، اما به بیکاری اعتقاد دارم“
Tootsie
بهترین راحتی و آسودگی، بی توقعی از مردم است.
امام صادقهرگز نخواب کورش، میهن جوان ندارد
حتی دگر دماوند، آتشفشان ندارد
دارا کجای کاری؟ دزدان سرزمینت
بر بیستون نوشتند: اینجا خدا ندارد
دیو سیاه در بند، آسان رهید و بگریخت
رستم در این هیاهو، گرز گران ندارد
روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد
بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما، تیرو کمان ندارد
دریای مازنی ها بر کام دیگران شد
اما چه سود اینجا نوشیروان ندارد
کو آن حکیم توسی، شاهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما ، دیگر بیان ندارد
هرگز نخواب کورش، ای مهر آریایی
بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد
ما بی چرا زنده گانیم
و آنان
به چرا مرگ خود آگاهانند…
ای مالک! اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش مکن ، شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی.
گر پیاده هم شده است سفر کن ، در ماندن می پوسی.
آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از آنچه هستند تصور میکند.
مونتسکیوبدترین حسرتی که در زندگی میخوریم از این نیست که چرا اعمال خطایی انجام داده ایم.
بلکه از این است که چرا اعمال درستی را برای کسی که لیاقتش را نداشت انجام داده ایم.
هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق
هم دعا کن گره ی تازه نیفزاید عشق
شمع روشن شد و پروانه در آتش گل کرد
شمع حق داشت ، به پروانه نمی آید عشق