فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
رهنورد

در پهنه ی دشت رهنوردی پیداست

وندر پی آن قافله، گردی پیداست

فریاد زدم:((دوباره دیداری هست؟))

در چشم ستاره اشک سردی پیداست…

فریدون مشیری

یک دیدگاه برای “رهنورد”

  1. نیما ** می‌گه:

    بر خاک چه نرم می خرامی ای مرد
    آن گونه که بر کفش تو ننشیند گرد
    فردا که جهان کنیم بدرود به درد
    آه آن همه خاک را چه می خواهد کرد

    “زنده یاد مشیری”

Leave a Reply

آمار

ديدگاههاي اخير

  • s.p: جالب بود دیدگاهتون مرسی...
  • HaMed: منظور اون دوستمون این بود که مثل همه آدم های دیگه آسیب پذیر ...
  • farzan: ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ۞۞,ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ...
  • saba: salam.man bekhatere niche in matlabo khundam na tasa2fi be n...
  • عاشق تنها: خيلي جالب بود به منم سر بزن...