فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
سروده ی فردوسی در مورد نوروز

بفر کیانی یکی تخت ساخت        چه مایه بدو گوهر اندر نساخت

چو خورشید تابان میان هوا            نشسته بر او شاه فرمانروا

جهان انجمن شد بر تخت او            فرو مانده از فر او بخت او

به جمشید بر ،گوهر افشاندند        مر آن روز را روز نو خواندند

به نوروز نو ،شاه گیتی فروز        بر آن تخت بنشست فیروز روز

بزرگان به شادی بیاراستند        می و رود و رامشگران خواستند

چنین جشن فرخ از آن روزگار       بمانده از آن خسروان یادگار

فردوسی

Leave a Reply

آمار

ديدگاههاي اخير

  • s.p: جالب بود دیدگاهتون مرسی...
  • HaMed: منظور اون دوستمون این بود که مثل همه آدم های دیگه آسیب پذیر ...
  • farzan: ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ۞۞,ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ...
  • saba: salam.man bekhatere niche in matlabo khundam na tasa2fi be n...
  • عاشق تنها: خيلي جالب بود به منم سر بزن...