فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
دریا

حریق دریا رو ببین
ماهی های سوخته تو آب
ازتاول پوست زمین
گر می گیره مخمل خاک
شاعر بی چشم و زبان
گم شده در وزن زمان
شاپرکای بی غزل
مرثیه خون عاشقان
بزار ازین دنیای بد
دنیای کور نابلد
سفرکنم تا خواب تو
به اعتماد شونه هات
تکیه کنم تکیه کنم
بزار بشم خراب تو…
دنیا یه روز خراب تو
خراب خواب تو میشه
این همه آبادی بد
یه روز خراب تو میشه…

۳ Responses to “دریا”

  1. HaMed گفت:

    بعضی ها بی سر و صدا میان مطلب میزارن و میرن. با ما هم که کاری ندارن

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • بهزاد: با سلام،اقا من وقتی یاد این عربها مخصوصا عراق و عربستانو و ا...
  • دان۶: تاریخ ترکمنها بیش از ۱۰۰۰۰ساله کتیبه اوزون درسلسله ی گوک تور...
  • ترکمن صحرا: یاشاسین تورک وتورکمنلر...
  • محمد: از هر دستی بدی از همون دستم میگیری...
  • HaMed: کار خوبی کردی...