فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
یک عمر سکوت !

نیمکت

به انزوای این خیال
به هپروت این برهوت
به تعفن این همه جنس ناجنس
به تقدس کشتار انسانیت
به تقبل این همه سرکوب
به خفقان و سلول و سرب
به لبخند دیپلومات‌های بی‌نشان
به خودم
می‌خندم.
***
به افتخار این همه آرزو
که در زندگیم مدفون کردم !
به افتخار تمام نبودن‌ها و نداشتن‌هایم
یک بغل غصه
به افتخار زنده به گور شدن احساسم
در لابه‌لای کتاب‌های اندیشه و سیاست!
درسوگ روح از دست رفته‌ام
مارش نظامی می‌نوازم !
امروز
بعد از یک عمر دوووور
درآینه به خود نگریستم
و
نشناختم آن کس که
در آینه پیدا بود !
هرگز نفهمیدم مزمزه کنم
حس زیبای عاشقی و دلهره و اشک.
زانو میزنم به درگاه درونم
و
به قداست اشک‌های مادرم
که همیشه درانتظار جاری بود،
اعلام می‌کنم ؛
لطفا
یک عمر سکوت !

۳ Responses to “یک عمر سکوت !”

  1. raininggirl گفت:

    سلام.براتون مطلب می زارم ولی چرا نمایش داده نمیشه.

    • HaMed گفت:

      سلام. دوست عزیز نظرات درانتظار تائید ما میمونند. تا از انتشار سخنان ناشایست جلوگیری بشه.

      با سپاس فراوان از شما

  2. HaMed گفت:

    با سپاس از حدیث

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...