فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات

تمام نوشته هاي مربوط به موضوع ’شعر‘ :

اتفاق (قیصر امین پور)

اتفاق
افتاد
آنسان که برگ
- آن اتفاق زرد -
می افتد
افتاد
آنسان که مرگ
- آن اتفاق سرد -
می افتد
اما
او سبز بود و گرم که
افتاد

 قیصر امین پور
» بدون ديدگاه
آفتاب می شود (فروغ فرخ‌زاد)

نگاه کُن که غم درون دیده‌ام
چگونه قطره قطره آب می‌شود
چگونه سایۀ سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می‌شود
نگاه کُن
تمام هستی‌ام خراب می‌شود
شراره‌ای مرا به کام می‌کشد
مرا به اوج می‌بَرد
مرا به دام می‌کِشد
نگاه کُن

» ادامه مطلب

» ديدگاه ۱
مبر طاعت نفس شهوت پرست

نگفتی که قبله ست راه حجاز

چرا کردی امروز از این سو نماز ؟

مبر طاعت نفس شهوت پرست

که هر ساعتش قبله ی دیگر است

سعدی
» بدون ديدگاه
طریق عاشقان

درد حاصل کن که درمان دردِ توست 

 در دو عالم داوریِ جان دردِ توست

در گذر از زاهدی و سادگی

درد باید درد و کارافتادگی

مرد باید تشنه و بی خورد و خواب

تشنه ای کاو تا ابد نرسد به آب

هر که زین شیوه سخن دردی نیافت

از طریق عاشقان گردی نیافت

 

عطار (منطق الطیر)
» ديدگاه ۲
زمانی که اعراب به ایران آمدند…

چو بخت عرب بر عجم چیره شد

همی بخت ساسانیان تیره شد

پُر آمد ز شاهان جهان را قفیز

نهان شد زر و گشت پیدا پشیز

ز می نشئه و نغمه از چنگ رفت

ز گل عطر و معنی ز فرهنگ رفت

ادب خوار گشت و هنر شد وبال

به بستند اندیشه را پر و بال

فردوسی
* قفیز: پیمانه
» ديدگاه ۲
یاران را چه شد ؟

یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد

دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست

خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد

» ادامه مطلب

» بدون ديدگاه
شعری از نیکیتا استانسکو

چه تنهایی عظیمی‌ست

وقنی هیچ معنایی نیابی

جایی‌که معنایی هست.

.

و چه تنهایی موحشی است

کوری، در نور کامل روز

و کری، در شکوه یک آواز

.

ولی، هیچ درنیافتن

آن‌جا که هیچ معنایی نیست،

و کوری در دل شب

و کری در کمال سکوت

آه، آری

تنهایی در دل تنهایی است!

.

نیکیتا استانسکو
منبع
» ديدگاه ۳
زندگی زیباست

زندگی زیباست ، ای زیبا پسند                   زنده   اندیشان  به   زیبایی   رسند

آنقدر زیباست این بی بازگشت                   کز برایش می توان از جان گذشت

به یاد یک دوست
» بدون ديدگاه
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی اگر…

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.
» ادامه مطلب

» بدون ديدگاه
یک بیت زیبا از مولانا که درد ما هم هست

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت

شیرخدا و رستم دستانم آرزوست

» بدون ديدگاه
دریا عروسی دارد امشب

صخره یا طوفان ؟ چه آمد ناگهان بر باد بانم
در شب دریا کدامین بر زمینم زد ، ندانم

کو نشانی از کسی تا سمت ساحل را بپرسم
تا کجا با این شکستن ، می شود آیا برانم

آخرین لنگر کجا باید بیندازم در این شب
سو سوی چشم نهنگی لرزه می ریزد به جانم

موج تا موج از خودم سر می روم در گریه هایم
دست هق هق می دهد بر شانه ی دریا تکانم

لک لک از برج دکل برخاست ، تا شاید بخواهد
آب پاکی را بریزد روی دست جاشوانم

طبل شیون را بزن ((دریا عروسی دارد امشب ))
ساحل چشم انتظارم ، ساحل دور از گمانم

ناخدا را با خدا بر عرشه تنها می گذارم
کم کم از چشم افق . . . دیگر نمی چرخد زبانم

شعری از بهمن ساکی
» بدون ديدگاه
آواره

آواره

نیمه شب بود وغمی تازه نفس،

ره خوابم زدو ماندم بیدار،

ریخت از پرتو لرزنده شمع،

سایه دسته گلی بر دیوار.

¨

همه گل بود،ولی روح نداشت!

سایه ای مضطرب و لرزان بود

چهره ای سردوغم انگیزوسیاه

گوِِیا مرده ی سرگردان بود

¨

شمع خاموش شد از تندی باد

اثر از سایه به دیوار نماند

کس نپرسید:کجا رفت؟که بود؟

که دمی چند در اینجا گزراند!

¨

این منم خسته در این کلبه ی تنگ

جسم در مانده ام از روح جداست!

من،اگر سایه ی خویشم ،یارب

روح آواره ی من کیست؛کجاست؟

¨

فریدون مشیری

» بدون ديدگاه
شعر زیبا و فلسفی مولانا در مورد تضاد

شب نبد نور و ندیدی رنگها                     پس به ضد نور پیدا شد ترا

دیدن نورست آنگه دید رنگ                   وین به ضد نور دانی بی‌درنگ

رنج و غم را حق پی آن آفرید                     تا بدین ضد خوش‌دلی آید پدید

پس نهانیها بضد پیدا شود                      چونک حق را نیست ضد پنهان بود

که نظر پر نور بود آنگه برنگ               ضد به ضد پیدا بود چون روم و زنگ

پس به ضد نور دانستی تو نور                  ضد ضد را می‌نماید در صدور

نور حق را نیست ضدی در وجود              تا به ضد او را توان پیدا نمود

مولانا
» بدون ديدگاه

آمار

ديدگاههاي اخير

  • s.p: جالب بود دیدگاهتون مرسی...
  • HaMed: منظور اون دوستمون این بود که مثل همه آدم های دیگه آسیب پذیر ...
  • farzan: ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ۞۞,ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ...
  • saba: salam.man bekhatere niche in matlabo khundam na tasa2fi be n...
  • عاشق تنها: خيلي جالب بود به منم سر بزن...