فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
این جاده بى انتهاست

این جاده بى انتهاست یا من بى پایان
گلویم مى سوزد از واژه هاى گنگ
این نقطه ها…
مرا از خود مى پرسند!
غم چشمانت از چیست؟
ازچیست!؟؟

سایه سار §

۱۰ Responses to “این جاده بى انتهاست”

  1. هدی گفت:

    غم چشمانم این بار لو رفته
    یا شایدم دیگر پنهان کاری قدری لس شده
    اما فاصله بین من و شما فقط به اندازه همین چند تا نقطه است
    که گاهی نیز تفاوت ما به اندازه باریکی خط میان دو کاشی است
    بیا پنهان کنیم
    آنچه چشمانت را میسوزاند زین پس غم عشق نیست
    بوی تند اقاقی های سر در درگاهی است
    که به حقانیتش ایمان داریم
    خدایا خودم را به خودت میسپارم.

  2. saye گفت:

    من اکثر شعرام به …. می رسه یادمه وقتی این و نوشتم از نقطه ها خسته بودم یه عالمه حرف توقلمم بود
    امافقط نقطه ها..

  3. saye گفت:

    مممنونم از شما درگیری برای همه هست راحت باشید.

  4. سحر گفت:

    ودردناکترین احساس دوباره…………….
    بی انتهاست کرانه ی شب و تنهایی و………..سحر…..

    • HaMed گفت:

      چه عجب. معلوم هست این سحری که میگی کجاست؟
      از دستت ناراحتم.

    • سحر گفت:

      درامتداد این شب بلند زندگی..
      سکوت و وهم والتهاب وانتظار بی حد همیشگی…
      ببین ….
      سحر….نشسته درتمام تنهایی خویش…

      • HaMed گفت:

        آخ که این تنهایی چقدر آدم رو تنبل میکنه. اونقدر که جواب دوستهاشون رو هم نمیدن.
        اما با هم بودن همین دور هم بودن هامونه. نوشته های خودم رو بخون. آرومت میکنه.
        بخون

  5. HaMed گفت:

    بسیار زیبا.
    ببخشید از تاخیر. یه خورده درگیرم.
    دیدگاه های نوشته ی قبلیت رو بخون.

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...