فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
تبریک روز معلم به زبان ساده

روز معلم

یادمه کلاس اول که بودم

همش تو دلهره بودم
دلم می خواست داد بزنم
یاکه شلوغی بکنم
اما همش میترسیدم
معلمم اخم بکنه، ابروهاشو تو هم کنه
بهم بگه بی تربیت، جرا تواذییت می کنی؟

اما حالا که سال آخرم
دلم می خواد اول بودم
پیش معلمم بودم
اگرکه اخمی کرد برام
می خواست که من یاد بگیرم
حالا که خوب فکر می کنم ،اوناهمه بد نبودن
برای من یه شب بودن که با سحر تموم شدن
ببین منم مرغ سحر
که از سحر دم میزنم
بین ستاره های شب من از تو دم می زنم
دلم می خواد گریه کنم از غم بی غمام بگم
اماچشام اشک نداره،قلبم دیگه نا نداره
اما با این حالم بازم
خیلی دوست دارم عزیز
اگرچه خیلی تنبلم..

نوشته : سایه سار…§
تقدیم به همه معلم ها خصوصا خانم کاظم پور

 

۷ Responses to “تبریک روز معلم به زبان ساده”

  1. saye گفت:

    سحر توی شعرم و میگم

  2. saye گفت:

    سحر منماااااااا

  3. saye گفت:

    مال خیلی وقت پیشه

  4. HaMed گفت:

    روز معلم هم مبارک

  5. HaMed گفت:

    آماتور بود. اما ساده و قشنگ.
    سپاس

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...