فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
مینویسم

این جملات بر میگرده به حال و هوای امروزم
من کم مینویسم
موقعی مینویسم که حال و هوام بارونی باشه
موقعی که پاککن نداشته باشم
موقعی که حس کنم قلمم بدون اراده من میچرخه
موقعی که یاد …..

 

نوشته: هدی

۳ Responses to “مینویسم”

  1. raininggirl گفت:

    خواهش می کنم..

  2. هدی گفت:

    raininggirl جان
    متن شما بسیار زیبا بود و بسیار فداکارانه
    دلم گرم شد
    به احساسی که به راحتی تونستم در همین چند جمله منتقل کنم
    به شما که به آسانی فهمیدی پیام نوشته ام را

  3. raininggirl گفت:

    میان مشغله هایم گم شده ام…همانجایی که پناهگاه آشفتگی هایم است.
    من باران میان ابرهای از خودسرگردانتر,سرگردانم.
    وای به روزی که باران نیز به حال خویش بگرید.
    بگذار ببارم اما..
    بشویم از دیدگانت حلقه های بغض را
    وپاک کنم اشکهایت را
    بدون این که بدانم چه کسی غم از دیدگان و دلم می زداید.

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...