فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
نمیدونم چرا

حالم عجیبه

نمیدونم چرا از تکرار بدم میاد؟
نمیدونم چرا دیگه نمیتونم یه چیز رو دوبار بگم؟
نمیدونم چرا نه دلم به خوندن میره و نه به نوشتن؟
نمیدونم چرا مثل یه سیب کال شدم که خیال رسیدن نداره
نمیدونم چرا هیچ دلیلی برای دو بار گفتن نمیبینم
نمیدونم چرا من نمیرسم اما عقربه ها زودی به من میرسن
نمیدونم چرا خوشبوترین رایحه ها فقط حکم یه عطر تکراری رو دارن
نمیدونم چرا هنوزم عطر میوه به برام بهتر از عطر بولگاری گرون قیمت پشت ویترینه
نمیدونم چرا حالم عجیبه؟؟؟؟؟عجیب………………………………

نوشته هدی

۶ Responses to “نمیدونم چرا”

  1. saye گفت:

    این فراموش کاری کار دسته همه داده اولین بار که این و خوندم سوالم تو ذهنم بود الان جندین بار خوندم یادم نمیاد 😀
    بازم بر میگردم

  2. هدی گفت:

    بله نویسنده خودم هستم
    ولی مبتلا شدم به فراموشکاری
    ویادم رفت اسم خودم رو پایین نوشته ام بنویسم
    تصمیم گرفتم سبکم رو از حالت شخصی و تک بعدی خارج کنم
    و قدری عمومی تر یا اجتماعی تر قلم بزنم
    نمیدونم
    این فعلا فقط یه تصمیمه
    و حالت اجرایی پیدا نکرده
    شاید موفقیتم تقریبا ۵۰ ۵۰ باشه تو این زمینه
    ولی خوب به امتحانش میرزه
    ممنون از تایید سایه عزیز
    خوشحال میشم هر چه سریعتر سوالات شما رو(saye)بشنوم؟

  3. HaMed گفت:

    هدی جان خیلی قشنگ بود.
    خیلی خوشم اومد.
    نمی دونستم از کیه.
    حدس زدم از خودته؟
    بابا قرار شد اسم نویسنده رو بنویسید

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...