فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
شب

صندلی ها ی پر ,صندلی های خالی ,آنها می نوشند و می اندیشند ,آنها می نوشند و صحبت می کنند. اما جایگاه های خالی انتظار شب را کم کم دارند اجابت می کنند , آنها باید بروند ,آنها می روند به خانه …

اما ونگوگ با نور تاریک شب زیر سقف آسمان , تنها نقاشی می کشد. زیرا که خانه ی ونگوگ نقاشی است .

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • بهزاد: با سلام،اقا من وقتی یاد این عربها مخصوصا عراق و عربستانو و ا...
  • دان۶: تاریخ ترکمنها بیش از ۱۰۰۰۰ساله کتیبه اوزون درسلسله ی گوک تور...
  • ترکمن صحرا: یاشاسین تورک وتورکمنلر...
  • محمد: از هر دستی بدی از همون دستم میگیری...
  • HaMed: کار خوبی کردی...