نویسنده
ramin, در تاریخ مرداد ۳۰م, ۱۳۸۹ در دسته
با هم بیاندیشیم,
داستان هاي كوتاه
افسانه ای قدیمی منسوب به ایرانیان است به نام نارنج و ترنج که میگوید : روزگاری شاهزاده ای دلیر می زیست که قصد داشت با دختر شاه پریان ازدواج کند . پس جادوگری به او می گوید به نارنجستان دیوها برو و قبل از سپیده دم ، نارنجی از درخت بچین و آن را به دو نیم کن . آنگاه پری نارنج از آن بیرون می آید . شاهزاده چنین می کند و برای به دست آوردن همسر دلخواهش و رسیدن به نارنجستان دیوهای بی شماری را می کشد و رنجها و سختی های زیادی تحمل می کند . او دو بار تلاش می کند و موفق نمی شود اما بدون مایوس شدن به تلاش برای رسیدن به معشوق ادامه می دهد و در سومین بار موفق به یافتن پری و ازدواج با او می شود .