فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
افسانه

افسانه ای قدیمی منسوب به ایرانیان است به نام نارنج و ترنج که میگوید : روزگاری شاهزاده ای دلیر می زیست که قصد داشت با دختر شاه پریان ازدواج کند . پس جادوگری به او می گوید به نارنجستان دیوها برو و قبل از سپیده دم ، نارنجی از درخت بچین و آن را به دو نیم کن . آنگاه پری نارنج از آن بیرون می آید . شاهزاده چنین می کند و برای به دست آوردن همسر دلخواهش و رسیدن به نارنجستان دیوهای بی شماری را می کشد و رنجها و سختی های زیادی تحمل می کند . او دو بار تلاش می کند و موفق نمی شود اما بدون مایوس شدن به تلاش برای رسیدن به معشوق ادامه می دهد و در سومین بار موفق به یافتن پری و ازدواج با او می شود .

Leave a Reply

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: ایمیلت رو نگاه نمی کنی ؟...
  • HaMed: :D یه روز می خوره که دیگه دیره...
  • هدی: بهتر که نیومد.هنوز سرش به سنگ نخورده,...
  • هدی: سلام میگم حامدی انقدر دیر جواب میدی که آدم مجبور مبشه خودش...
  • HaMed: یه خورده خوندم. جالب بود. سعی میکنم بیشتر برم سراغ عبید.تو ...