فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
آسیب

در واقع، در نور پرشکوه ریو، این اندیشه که ما به دیگران از لحظه ای که نگاه‌مان به آن‌ها می‌افتد آسیب می‌رسانیم، مرا گرفتار کرده بود. باید اعتراف کنم که رنج دادن به دیگران مدت‌ها برای من مسئله‌ای بی‌اهمیت بود. آنچه در این زمینه فکر مرا روشن می‌کرد عشق بود. حالا دیگر تحمل این فکر را ندارم. از جهتی بهتر است آدم کسی را بکُشد تا اینکه رنجش بدهد. آنچه دیروز به وضوح برایم مسلم شد این است که می‌خواهم بمیرم.

 آلبر کامو : یادداشت‌ها

۵ Responses to “آسیب”

  1. هدی گفت:

    از جهتی بهتر است آدم کسی را بکُشد تا اینکه رنجش بدهد. آنچه دیروز به وضوح برایم مسلم
    شد این است که می‌خواهم بمیرم.
    به خاطر این جملات نوشتم.منظورم شما نبودی!!!

  2. هدی گفت:

    خوب برو بمیر.

  3. simin گفت:

    عالی بود کوتاه و مختصرامامعنادار…………………………..

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • بهزاد: با سلام،اقا من وقتی یاد این عربها مخصوصا عراق و عربستانو و ا...
  • دان۶: تاریخ ترکمنها بیش از ۱۰۰۰۰ساله کتیبه اوزون درسلسله ی گوک تور...
  • ترکمن صحرا: یاشاسین تورک وتورکمنلر...
  • محمد: از هر دستی بدی از همون دستم میگیری...
  • HaMed: کار خوبی کردی...