فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
دختر پرتقالی

اگر فقط جزء کوچکی از ماجرایی که پیش آمده طور دیگری بود شما هرگز به دنیا نمی آمدید.

روزی برای ابد باید رفت.

وقتی کسی افکار زیادی در سر داشته باشد یا ساکت می ماند یا چیزی می گوید.

رویای غیرممکن ها نام مخصوصی دارد که به آن “امید” می گوییم.

آیا می توانم یقین داشته باشم که وقتی تو این نامه را می خوانی من در جایی حضور نداشته باشم؟ (بخشی از نامه مرد مُرده به پسرش)

وقتی برای زندگی تصمیم بگیری، برای مرگ هم تصمیم گرفته ای.

برای ما انسان ها، گاهی از دست دادن چیزی که دوستش داریم بسیار سخت تر از نداشتن آن از ابتدای امر است.

خنده از هر چیز دیگری واگیر دار تر است. غم و اندوه هم می تواند واگیر داشته باشد.اما ترس چیز دیگری است. ترس نمی تواند به راحتی شادی و غم سرایت کند و این بسیار خوب است. ما با ترس هایمان کمابیش تنهاییم.

بدیهی است که تکامل جسمانی انسان ها از تکامل فکری و روانی آن ها پیشی گرفته است.

مسایل مهمی هست که اجازه انجام یا عدم انجام آن ها را داریم و لزومی ندارد که حتما آن ها را درک کنیم یا حتی درباره شان حرف بزنیم.

وقتی دنبال کسی می گردیم در صورتی می توانیم او را پیدا کنیم که در یک نقطه مرکزی بنشینیم و منتظر بمانیم تا شاید سروکله اش پیدا شود.

هر چقدر انتظار بیش تر طول می کشد یأس و ناامیدی نیز فزونی می یابد.

گزیده هایی از کتاب “دختر پرتقالی”
یوستاین گاردر
ترجمه: مهوش خرمی پور

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...