فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
کران دنیا

زمان چون رویائی مبهم و کهن بر دوشت سنگینی می کند. همچنان پیش می روی و می کوشی از میان آن بلغزی. اما حتی اگر به دو انتهای زمین بروی , نمی توانی از آن بگریزی. با این حال ناچاری به آنجا بروی – به کران دنیا. کاری هست که نمی توان کرد , مگر با رسیدن به آنجا.

کافکا در کرانه : هاروکی موراکامی

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...