فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
گفتگو با کافکا

ما دیگر نه در فضای محدود بشری، بلکه که در سیاره ی کوچک گم شده ای زندگی می کنیم که میلیاردها جهان بزرگ و کوچک در میانش گرفته اند. آسمان، دهان باز کرده است. و ما در این مغاک، روز به روز آزادی حرکت فردی خود را از دست می دهیم. گمان می کنم دیری

نگذرد که ناچار شویم حتی برای بیرون آمدن از اتاق و رفتن به حیاط خانه ی خودمان هم، گذرنامه مخصوصی در دست داشته باشیم. جهان وسعت می گیرد، ولی ما به درون گودال تنگ کاغذهای اداری رانده می شویم. آنچه مطمئن است، تنها این صندلی هائی است که در این لحظه رویش نشسته ایم. زندگی ما در مسیر خطی مستقیم می گذزد، در حالی که هر یک از ما دهلیزی سردرگم است. اینست که به رغم عذابی که می کشیم، فاجعه زده ی مضحکی هستیم.
 
گفتگو با کافکا

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...