فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
یک چاه و دو چاله

جلال آل احمد

وقتی از اجتماع بزرگ دستت کوتاه شد،کوچکش را در چاردیواری خانه ای می سازی.

اگر کشته ای باقی نیست، کشته ای که با قی است(اولی را با ضم بخوان، دومی را با کسر) و این است بزرگترین غبن* در این ولایت که مشت می زنی اما به سایه و اصلا در خواب.

غافل از اینکه راهها تقوای بیشتری را در خورند تا هدف ها.

چون آدمی که کاری ازش برمی آید ادا ندارد و آنکه ادا دارد کاری ندارد.

حساب کار قلم را باید از ه حسابی جدا کرد از حساب تیراژ بزرگ و درآمد و ناشر مغبون و از این مزخرفات. … این تجربه حاصل شد که حساب قلم را باید از حساب دوستی ها نیز جدا کرد. دوستی آدمیزاد را از تنهایی در می آورد؛ اما قلم او را به تنهایی برمی گرداند.

* = (غَ بْ) ۱ - زیان وارد کردن برکسی در معامله .۲-  فریفتن . ۳-  ضرر، زیان

مغبون = فریب خورده در خرید و فروش

 

جلال آل احمد (گزیده هایی از کتاب: یک چاه و دو چاله – و- مثلا شرح احوالات)

 

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...