فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
آرزو….

چه تلخ اند آروزهایی که می توانستند مال ما باشند. اما سهم ما از آن ها فقط حسرتشان است.

و آن سان که از همیشه محکم تر ایستاده ایم، ضربه ها شدیدتر می شوند.

و چه آسیب پذیر می شویم زمانی که از همیشه مطمئن تریم.

زیبایی ها جز فریبی برای امید ما به زندگی نیستند.

و خدا با ماست…

! ؟ .

امید

آرزو….

هه

 

حامد گودرزی

۴ Responses to “آرزو….”

  1. هدی گفت:

    کدوم چند نفر؟
    رکورد؟
    قضیه چیه؟

  2. هدی گفت:

    و چه اندازه نادانیم زمانی که تصور میکنیم از همه بیشتر میدانیم.
    و چقدر ……………
    باقیش باشه بعدامشب خوابم میاد.

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...