فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
آزادی

معنی آزادی این نیست که بی بند و رها از همه چیز باشیم.

معنی آزادی اینه که در بند چیزهایی باشیم که منافعه ای درونشون نیست؛ فقط یک حس به ما میدن. حسی متفاوت، حسی که به آدم غرور میده اما نه یه غرور کاذب. حسی که اگه یک بار تجربه اش کنیم، حاضریم همه چیزمون رو برای همیشه داشتنش بدیم.

من یک بار این حس رو تجربه کردم(واقعا تجربه کردم)؛ موقع ای که دیگه هیچ چیز برای از دست دادن نداشتم.

حامد گودرزی

۲ Responses to “آزادی”

  1. نيما ** گفت:

    سلام و دورد بر حامد عزیز

    جالب بود در باره آزادی. دارم فکر میکنم که آیا من تجربه اش کردم!؟؟

  2. پریسا.گ گفت:

    سلام
    آزادی شاید همون آزاد بودن از هر چیزی و هر کسی باشه یا همون که چیزی برای از دست دادن نداری.

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • بهزاد: با سلام،اقا من وقتی یاد این عربها مخصوصا عراق و عربستانو و ا...
  • دان۶: تاریخ ترکمنها بیش از ۱۰۰۰۰ساله کتیبه اوزون درسلسله ی گوک تور...
  • ترکمن صحرا: یاشاسین تورک وتورکمنلر...
  • محمد: از هر دستی بدی از همون دستم میگیری...
  • HaMed: کار خوبی کردی...