فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
خدمت یا مرد شدن…

بالاخره بعد از ۱۸ ماه خدمت ما هم تموم شد و فرمانده ها از دست ما و دیدن قیافه ی تکراری ما که از زمستون ۸۷ دارن میبیننش راحت شدن .

و تازه به قول بعضی ها مرد شدیم. اما این مرد شدن به این سبک چی هست ؟ راستش  چیزهایی که لازمه برای مرد شدن یاد بگیرید عبارتند از :

۱  دروغ گفتن (فرمانده : چرا صبحگاه نبودی ؟

من : آقا به خدا ما صبحگاه اومده بودیم تازه صف اول هم بودیم .

فرمانده: امروز من خودم صبحگاه رو اجرا کردم پس چرا ندیدمت ؟

من : نه قربان حالا که فکرش رو می کنم دیروز صف اول بودم امروز ته صف وایسادم

فرمانده : اصلاً اون رو ولش کن موهات چرا بلنده ؟

من : قربان هفته ی دیگه عروسی داداشمه شما بگید میشه آدم تو عروسی داداشش کچل باشه

فرمانده : (در حالی که دنبال چیزی برای پرت کردن به طرف من می گردد) فریاد می زند : وایسا گوسفند…

اما من فرار را ترجیح می دهم

من : ( ۵ دقیقه بعد دوباره به دفتر فرمانده مراجعه می کنم ودر حالی که کم بود نیرو داریم) قربان ببخشید این رو یادم رفت ، میشه این برگه مرخصی رو امضا کنید ؟

فرمانده : …)

۲  دزدی کردن (دومین مرحله ی مرد شدن)

(سرباز تخت بقلی : پتوی من رو ندیدی

من : (در حالی که از نرم تر شدن تختم خوشحالم) نه . مگه گم شده ؟ شاید یکی از بچه ها لازم داشته

فردا صبح

سرباز تخت بقلی : درحالی که در صبحگاه مرتب آب بینی خود را بالا میکشد به فکر شب وسرمای آن می افتد و وقتی به آسایشگاه بر می گردیم نگاه معنا داری به پتوی یکی از سربازهای شهرستانی می اندازد.

صبحگاه روز بعد آن سرباز شهرستانی آب بینی خود را بالا میکشد و به فکر فرو می رود

واین چرخه همچنان ادامه دارد )

۳  زیر آب زدن (این مرحله ی سه اینقدر حال میده )

۴  پاچه خواری (نفس من بیدی سرهنگ . حاجی دیشب وقتی داشتم نماز ظهر می خوندم همش شما رو دعا می کردم)

۵  پیچوندن (البته در این مورد حتی بهترین رفیقتونم نباید چیزی بفهمه)

۶  از زیر کار در رفتن (قربان من سرما خوردم نمی تونم پست بدم اینم نسخه دکتر محلمون (پایین نسخه : امضاء …اصغر آقا قصاب))

و وقتی همه ی این ها رو یاد گرفتید یه برگه تصفیه به شما میدن که باید برید از اساتیدی که این ها رو به شما یاد دادند امضاء بگیرید . که اگه در طول این ۱۸ماه موجبات ناراحتی یکی از این اساتید رو فراهم کرده باشید موقع امضاء گرفتن یاد اون ضرب مثله می افتید که میگه “من بدو ، آهو بدو”

وبعد از کلی تلاش و پاچه خواری حرفه ای که طی اون تونستید تمام امضا ها رو بگیرید یه کارت به شما میدن که سند مرد بودنتونه وتازه بهتون تبریک هم می گن .

و وقتی تموم می شه تا مدتها باورتون نمی شه که تموم شده .

و دلت برای اون دسته ازدوستات می سوزه که با تو شروع کردن و اضاف دارن .مثل حمیدرضا ، مثل حسام ، مثل مسعود که تقریباً با همشون مدتی هم تخت بودم خصوصاً دوست خوبم میلاد که تو آموزشی تخت هامون بقل هم بود. و حالا ۳ ماه دیگه باید خدمت کنه تا مرد تر بشه .

HaMed

۵ Responses to “خدمت یا مرد شدن…”

  1. هدی گفت:

    بله
    ولی وسیله سنجش ما انسان ها ایجاد شرایط خاص و
    واکنش ما نسبت به اینگونه شرایط است.
    امیدوارم دوران پر خاطره ای از اون دوران داشته باشید وتوام با تجربه.

  2. هدی گفت:

    وای باورم نمیشه همه ی این کارارو کرده باشی؟
    ولی چه بسیارند کسانی که واسه مرد کردن دیگران لازمه که مرد بودن رو مدتی فراموش کنن!!!!!!!

    • HaMed گفت:

      هدف وسیله رو توجیح نمی کنه. اما بعضی وقتا می کنه.
      به هر حال اینم یه فصل از زندگیه. انسان خیلی کارها می تونه انجام بده اگه توی موقعیتش قرار بگیره

  3. zahra گفت:

    خیلی خوب بود ؛یاد دوسال کاردانیم افتادم.
    یاد بچه های خوابگاهمون….شیطونیامون… پیچوندنامون…یادش بخیر یه ساله که می گذره ولی باورم نمیشه که گذشته.فقط همینو می تونم بگم:یادش بخیر…

    • HaMed گفت:

      آره. آدم بعضی وقت ها وقتی به عقب برمی گرده باورش نمیشه که کجا ها بوده و چه کارهایی کرده. مخصوصا اگه اونجاها خاص باشه.
      زندگی همینه

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...