فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
سختی ها

همیشه منتظر هستیم چیزهای سخت تموم بشن . بعد وقتی تموم می شن فکر می کنیم راحت شدیم اما بعد می بینیم از اون آدم قبلی چیز زیادی نمونده یه آدم مونده که عادت کرده به سختی . اون سختی شده بخشی از وجودش که بدون اون همیشه احساس کمبود می کنه . اما این که خوبه آدم به سختی عادت کنه یا نه بستگی به خیلی چیزها داره ، که بهترین قاضی خودمون هستیم اگه نخواهیم خودمون رو گول بزنیم . و اگه با خودمون صادق باشیم می بینیم معمولاً این سختی ها باعث قوی تر شدن ما می شن البته اگه اونقدر سخت وشدید نباشن که روحمون رو نابود کنن .

HaMed

۴ Responses to “سختی ها”

  1. میلاد گفت:

    اگر صرفامنظورت خدمته ؛ باهات مخالفم .
    فشار هاو سختی های خدمت ؛ عموما روحی هستند و بعد از یه مدت ؛ مخصوصا اواخر خدمت ؛ بیشتر به نوعی شکنجه روحی تبدیل میشن . تکرار ؛ شکنجست و نه سختی . نمیشه اینطور قلمداد کرد که شکنجه آدم رو قوی می کنه . قوی آدم رو عذاب میده و خاطره تلخ این عذاب ؛ متناسب با اون آدم همیشه تو یادش میمونه و به نظر من تاثیری هم که خواهد گذاشت ؛ یقینا منفیه

    ولی در بقیه مواردی که خود آدم به خاطر رسیدن به هدفی ؛ تن به سختی میده؛ هم ارزشمند تره هم یقینا مفید . چون مطمئناسختی کشیدن هائیکه در راه رسیدن به هدفی باشه که خودت انتخاب کردی ؛ هم توجیه منطقی داره و هم علتی…

    جون مادرت تمتو عوض کن !

    • HaMed گفت:

      حتماً همه باید بفهمند که سرباز هستیم . نه منظور من فقط خدمت نبود ، کلی گفتم .
      بعدشم من نگفتم شکنجه گفتم سختی . و تازه حتی همون شکنجه هم می تونه برای ما مفید و سازنده باشه ، فقط بستگی به آدمش داره و دیدگاه اون آدم . بهترین مثالی هم که می تونم بزنم مرتاض های بودایی هستن که با ریاضت کشیدن به درجهی بالایی از عرفان و انسانیت می رسن که برای ما درکش سخته .
      و البته که فشار ها روحی هستند . همه ی فشار ها و سختی ها روحی هستن حتی سختی های جسمی . چون همه چیز از ذهنمون سرچشمه میگیره .

  2. فرزانه گفت:

    سلام
    حرفای دلت رو خیلی جالب مینویسی
    راستی مرسی که اومدی به وبلاگم
    فعلا بای
    بازم میام

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...