نمی دونم چقدر به هدفی که داشتم نزدیک شدم. فقط امیدوارم دور نشده باشم. یا حداقل خیلی دور نشده باشم.
یادش بخیر داریوش؛ می گفت : مثل مردن می مونه دل بریدن.
عشق
آره. اون موقع ها عاشق تر بودیم.
(عشق) چقدر نسبت به این کلمه احساس غربت می کنم
پس سال سوم رو با نام عشق شروع می کنم.
شاید که بهش برگردیم؛ تا خودمون رو بیشتر بشناسیم.
تولدت مبارک فکور
امروز ۱۷ بهمن
دقیقا یک سال پیش “اولین نوشته” رو نوشتم و فکور شروع شد.یک سال گذشت و ما هر روز کامل تر شدیم، تا امروز که دارم دومین نوشته رو مینویسم.
سال دوم رو با نام حقیقت و به نام حقیقت شروع می کنم. چیزی که فرا تر از زندگی ماست اما در زندگی ما نیست.
با یک جمله از نیچه نوشته ام رو تموم میکنم:
میلیون ها چشم وجود دارد
حتی ابوالهول هم چشم داشت
و ازین رو میلیون ها حقیقت وجود دارد
و ازین رو حقیقتی وجود ندارد
جدا از تحلیل قهوه تلخ و بد یا خوب بودن این کار مهران مدیری
باید بگم بالاخره یکی پیدا شد که فرهنگ “حقوق کپی رایت” رو برای مردم تا حتی جابندازه
و مردم هم بیشتر به خاطر عشق به مهران مدیری (با توجه به شناختی که ازش داشتن) و همچنین کم کردن روی صدا و سیما، این محصول فرهنگی رو به صورت اورجینال خریدند. و خوبه که تا حدی مردم فهمیدند که یک بخشی از درآمدشون رو باید بذارن برای خرید محصولات فرهنگی و کمک به هنر.
و جا داره به خاطر این موفقیت مهران مدیری و کمکش به رشد فرهنگمون بهش تبریک بگم، ازش تشکر کنم و همچنین براش آرزوی موفقیت می کنم.
کیه……
کیییییییییهههههه…
حدود ۲۲ ماه قبل
زمستان ۸۷
بیشتر از هزار تا سرباز از جاهای مختلف کشور اعظام شدیم به اردکان یزد.
تقریبا ۱۸ ماه گذشت . خدمت من و خیلی های دیگه تموم شد. سخت یا راحتش بستگی به خودمون داشت و البته مقدار زیادی هم شانس.
۳ ماه بعد از ما تقریبا تمام اون هزار تا سرباز ، حتی اون هایی که سه ماه اضاف داشتن خدمتشون تموم شد
اما این وسط یکی از اون هزار نفر حتی بعد از گذشت این سه ماه باز هم خدمتش تموم نشد.
و تصادفا اون شخص هم تختی من تو آموزشی بود . و بالاخره بعد از کلی پاچه خواری، نذر و نیاز ، سلام و صلوات و کلی لحظه شماری،جدیدا خدمت میلاد تموم شد و تونست سند مرد بودنش رو بگیره. که جا داره از طرف اون هزار نفر هم دوره ای مون به میلاد تبریک بگم.
۷ آبان روز جهانی کورش کبیر بر همه ی ایرانیان مبارک.
بالاخره در چنین روزی برای اولین بار منشور کورش کبیر در کشور خودش قرار دارد.
اما آیا باز هم می توانیم بگوییم: “کورش تو بخواب ، ما بیداریم” ؟
زندگی آنقدر دلاویز است که خاطرات تلخ و شیرین آنها مطلوب و خواستنی است .
امام علی (ع)
برای تبدیل رویا به واقعیت ۷ قدم کافی است: ۱. انتخاب هدف ۲. بالا بردن شور و شوق رسیدن به هدف ۳. ایجاد این باور قوی که” من می توانم به این هدف برسم.” ۴٫ تعیین ضرب العجل برای رسیدن به هدف ۵. نوشتن هدف ۶. خرد کردن هدف به اهداف کوچک ۷. خرد کردن هدف های کوچک به وظایف روزانه
باز هم باید شاهد نابودی یکی دیگه از آثار باستانیمون باشیم مثل همیشه که تو روزنامه می خونیم که نزدیک فلان اثر باستانی سد زدن یا ریل قطار از کنار یک اثر باستانی دیگه رد شد یا یه عده سودجو کتیبه ی یه اثر قدیمی رو دزدیدن یا می بینیم فلان اثر دیگه پر از سوراخه و وقتی پرس وجو می کنیم میشنویم که مردم بومی برای تمرین تیر اندازی آدمهای روی کتیبه رو هدف می گرفتن یا میبینیم که دشمن میاد و قدیمی ترین سندی که ثابت میکنه شاخابی که در جنوب کشور ماست اسمش شاخاب (خلیج) فارسٍ ، رو نابود میکنه و بد تر از همه این که مردمی که از عشق به میهن دم می زنند روی یک اثر تاریخی یادگاری می نویسن و یا به هزار شکل دیگه داریم میبینیم تنها چیز هایی که از روزگار عظمت ایران ما مونده داره جلوی چشممون وبه دست خود ما نابود میشه وما اینقدر درگیر مسائل روزمره شدیم که اصلاً برامون مهم نیست چیزهایی رو که پدرانمون صدها و یا هزاران سال پیش با کمترین امکانات ممکن و با زحمت و سختی فراوان ساختن (تا به ما معنی یک سری کلمات مثل اراده، مثل عظمت، مثل میهن پرستی و خیلی چیزهای دیگه رو بفهمونن)داره چی به سرشون میاد و چی برای فرزندان ما باقی می مونه و اینکه چه جوری می خوان کشورشون رو بشناسن و چه جوری اون رو به یاد بیارن و چه جوری ما رو به یاد میارن؟ مایی که نه تنها اسم کشورمون رو بزرگ نکردیم بلکه نتونستیم همون اسمی رو هم که بود نگه داریم .
نویسنده : HaMed
ای ایران ای مرز پر گهر
ای خاکت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
ای دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم