فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
می ترسم

ترس

من زندگی را دوست دارم
ولی از زندگی دوباره می ترسم!
دین را دوست دارم
ولی از کشیش ها می ترسم!
قانون را دوست دارم
ولی از پاسبان ها می ترسم!
عشق را دوست دارم
ولی از زن ها می ترسم!
کودکان را دوست دارم
ولی از آینه می ترسم!
سلام را دوست دارم
ولی از زبانم می ترسم!
من می ترسم ، پس هستم
این چنین می گذرد روز و روزگار من
من روز را دوست دارم
ولی از روزگار می ترسم

حسین پناهی

۴ Responses to “می ترسم”

  1. fatemeh گفت:

    خیلی قشنگ بود ممنون

  2. هدی گفت:

    تا نوجوانی از تاریکی نمی ترسیدم
    ولی حال میترسم
    گمان نمیکنم در پیری هم آدم نترسی باشم

  3. هدی گفت:

    توی زندگیم فقط از عاشق شدنه که میترسم

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...