فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
قلب

گاهی قلب چیزی را می بیند
که چشم از دیدنش کور است.

 


 - اچ. جکسون براون
 ترجمه: بابک زمانی

 

» بدون دیدگاه
کاش آدم ها می دانستند

کاش آدم ها می دانستند که در هر دیدار، یک تکه از یکدیگر را با خود می برند…

عده ای فقط غم هایشان را به ما می دهند.

و چقدر اندک هستند آدم های سخاوتمندی که وقتی به خانه بر می گردی می بینی تکه شادی هایشان را در مشت های تو جا گذاشته اند…

هیچوقت نگذار کسی از پیش تو برود، مگر آنگه که امیدوارتر و شادتر از زمانی باشد که پیشت آمده بود…

 

» دیدگاه ۳
قضاوت

بین
آن چه می اندیشم
آن چه می خواهم بگویم
آن چه که خیال می کنم می خواهم بگویم
آن چه که می گویم
آن چه شما دوست دارید بشنوید
آن چه خیال می کنید که می شنوید
آن چه که می شنوید
آن چه که دوست دارید بفهمید
و آن چه که می فهمید
ده احتمال وجود دارد که سخت می توان بیان کرد.
ولی به هر حال تلاشمان را می کنیم ..

فکور

 
برنارد وبر
تصویر اثری از : Anne-sophie Gilloen
ترجمه اختصاصی از : لاکولور روژ
» دیدگاه ۲
ﺷﻼق

 ﺳﻮﺯﺵ ﺷﻼﻗﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭﻡ ﮐﻨﺪ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﺩﺳﺘﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﮐﻨﺪ ..

فکور

» دیدگاه ۲
شجاعت

شجاعت از جا بلند شدن و حرف زدن است،
اما برجا نشستن و گوش دادن هم هست.

وینستون چرچیل

وینستون چرچیل
ترجمه: عباس مخبر

» بدون دیدگاه
تجربه نوعی شکست است

انسان‌ها نمی دانند که تجربه نوعی شکست است.
باید همه چیزت را از دست بدهی تا ذره ای بفهمی.

آلبر کامو

 آلبر کامو
ترجمه: لاکولور روژ
» بدون دیدگاه
رویایِ قشنگِ تو

فقط می روم سرکار وُ
سر راه
به رفتگر سلام می کنم
برای راننده تاکسی لبخند می زنم وُ
برای مَردم
هزار تا اَدایِ خوب در می آورم
تا نفهمند
یکی دارد در خواب راه می رود
یکی از رویایِ قشنگِ تو، هنوز
برنگشته است!

رویایِ قشنگِ تو

هادی قنبرزاده

» بدون دیدگاه
ایمانِ به رفتن

تو به قلبت، ایمانِ به رفتن را یاد بده
نه نشستن و شکستن را.

فکور

 

نادر ابراهیمی
» بدون دیدگاه
خودت را بهتر کن

خودت را بهتر کن
این است همه ی کاری که
برای بهتر کردن ِ جهان می توانی بکنی…

فکور

لودویگ ویتگنشتاین
» بدون دیدگاه
روز موعود

ما به روز موعود معتادیم.

شهر شلوغ

 
علیرضا قنبرپور
» بدون دیدگاه
بعضى از دقایق

باید قبول کرد که به خاطر بعضى از دقایق، مى ارزد آن که انسان ماه ها و سال ها را از دست بدهد.

آنتوان چخوف

  آنتوان چخوف
» دیدگاه ۲
نام خدای خویش را به باطل مبر

نام خدای خویش را به باطل مبر و از آن سوء استفاده نکن زیرا آن که نام خداوند را (به باطل) بَرد بدون مجازات نخواهد ماند.

فرمان سوم از ده فرمان موسی – عهد قدیم
» بدون دیدگاه
مسیر آرزوها

در مسیری که برای رسیدن به آرزوهایتان طی می کنید، به شخص جدیدی بدل می شوید
شخص جدید به آرزوهای آدم قبلی میرسد.

 

هادی پاکزاد
» بدون دیدگاه
از یاد نبر که از یاد نبردمت!

از یاد نبر که از یاد نبردمت!
از یاد نبر که تمام این سال‌ها،
با هر زنگِ نا به هنگام تلفن از جا پریدم،
گوشی را برداشتم
و به جا صدای تو،
صدای همسایه‌ای،
دوستی،
دشمنی را شنیدم!

«ناگهان گریه‌ام گرفت!» 

یغما گلرویی
از مجموعه شعر «مگر تو با ما بودی !؟»

پل

» بدون دیدگاه
زندگی مثل چاقو میمونه

زندگی مثل چاقو میمونه با دولبه

لبه تیز: برای بریدن کنار گذاشتن دل کندن قاطع بودن تیز و زیرک بودن به هرریسمانی چنگ زدن قاطی کردن مستاصل بودن

لبه کند:برای گذشتن باقی گذاشتن اشتباه کردن تاب آوردن گاهی اوقات نبودن زیر سیبیلی رد کردن چشم پوشی کردن فراموش کردن ناتوان بودن

آنچه وجود دارد بریدن است بریدن با لبه تیز یا لبه کند؟

 

اگرزندگی کردن همانند بریدن با چاقو باشد وزندگی مثل یک چاقو

به طورمطلق بریدن با لبه تیز چاقو یا لبه کند آن بزرگترین چالش زندگی انسان است

 

هدی
» دیدگاه ۴

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...