فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات

تمام نوشته هاي مربوط به موضوع ’فلسفه‘ :

دعا کردم که خدا مرا ببخشد…

اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمیدانم…
اینجا شده پائیز ، آنجا را نمیدانم…
اینجا فقط رنگ است ، آنجا را نمیدانم… اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمیدانم.
وقتی که بچه بودم هر شب دعا میکردم که خدا یک دوچرخه به من بدهد.
بعد فهمیدم که اینطوری فایده ندارد. پس یک دوچرخه دزدیدم و دعا کردم که خدا مرا ببخشد.
هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است
و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است!
نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن

دکتر علی شریعتی

» بدون ديدگاه
تحلیلی کوتاه و بسیار زیبا بر بعضی از افکار نیچه

نیچه جهان را بر اساس خواست قدرت می داند. او سخت ترین و خطرناک ترین آزمون را دور کردن خود از همه وابستگیها می داند. او می گوید که فلسفه ای که ادعا کند حقیقت برای همه است جزمی میشود. خیر نباید همگانی باشد وگرنه دیگر خیر نیست زیرا چیزهای همگانی ارزشی ندارند. نیچه حتی جذب شدن افراد به یک فرد زاهد را به دلیل خواست قدرت در آنها می داند. قدرتی که ضدیت آنها با طبیعت را سبب می شود تا طبیعت وجودشان را نادیده بگیرند. نیچه مفاهیمی مانند خدا و گناه را بازیچه های کودکانه برای بشر می داند. او عبادت دینی را نتیجه بیکاری و فراغت آدمی می داند و می گوید که کسانی که بدون دین زندگی می کنند افرادی پرکار هستند که وقتی برای عبادات دینی ندارند ولی نسبت به آن بی تفاوتند و اگر از آنها بخواهند آن را انجام می دهند. نیچه خداگرایی انسان را نشانه ترس او از دست یافتن به حقیقت و گرایش او به تحریف معنای زندگی می داند. از نظر نیچه دین برای فرمانروایان وسیله رسیدن به قدرت است. دین به فرمانروایان انگیزه و وسوسه قدرت طلبی در آینده و به مردم عادی احساس آسایش و رضایت از زندگی را می دهد. نیچه می گوید که دین برای پرستاری کردن از آدمی و پایان دادن به رنج های او آمده ولی بر رنج هایش می افزاید! و آنچه را که باید نابود شود را نگه داشته و سبب پست شدن آدمی شده است طوری که بیمارگونه احساس عذاب وجدان می کند.

با تشکر از سایت :

http://mymehdy.com/?p=237&cpage=1#comment-25

» بدون ديدگاه
یک سوال سخت ؟?

با خودتون فکر کنید با ارزش ترین چیز زندگی شما چیِ؟

حالا فرض کنید اگه اون رو به هر دلیلی به یکباره از شما بگیرن و یا از دست بدید. اون موقع چه کار می کنید?

باز هم زندگی ادامه داره؟

با شهامت می گم که زندگی واقعی شما تازه از اون موقع شروع می شه!

HaMed

» ديدگاه ۲
راهم…

نامم را پدرم انتخاب کرد!
نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم!
دیگر بس است!
راهم را خودم انتخاب خواهم کرد…

دکتر علی شریعتی
» بدون ديدگاه
چند جمله از نیچه

ما از روی ترسمان خدای را می جوییم که بپرستیم و این پرستش فاقد ارزش است.

بشر به دلیل خواست ” قدرت ” به دنبال شناخت است نه به دلیل تشنگی عقل ناب.

کسانی که از خود بیزارند بیشتر از از کسانی که از خود بیزار نیستند خود را می ستایند.


» بدون ديدگاه
تقسیم‌بندی انسان‌ها از دیدگاه دکتر شریعتی

تقسیم‌بندی انسان‌ها از دیدگاه دکتر شریعتی:
۱-آنهایی که وقتی هستند، هستند وقتی که نیستند هم نیستند. حضور عمده آدم‌ها مبتنی بر فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

۲-آنانی که وقتی هستند، نیستند وقتی که نیستند هم نیستند (مردگانی متحرک در جهان، خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار، هرگز به چشم نمی‌آیند، مرده و زنده‌شان یکی است).

۳-آنهایی که وقتی هستند، هستند وقتی که نیستند هم هستند (آدم‌های معتبر و باشخصیت، کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثیر خود را می‌گذارند کسانی که همواره در خاطر ما می‌مانند، دوستشان داریم و برایشان ارزش قائلیم).

۴-آنهایی که وقتی هستند، نیستند وقتی که نیستند، هستند (شگفت‌انگیز‌ترین آدم‌ها. در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشکوهند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم‌نرم و آهسته آهسته درک می‌کنیم . باز می‌شناسیم، می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم، گویی قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرق در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.»

» بدون ديدگاه
جبران خلیل جبران

 

هفت بار روح خویش را آزردم:

 

اولین بار زمانی بود که برای رسیدن به بلندمرتبگی خود را فروتن نشان می داد.

 

دومین بار آن هنگام بود که در مقابل فلج ها می لنگید.

 

سومین بار آن زمان که در انتخاب خویش بین آسان و سخت،آسان را برگزید.

 

چهارمین بار وقتی مرتکب گناهی شد، به خویش تسلی داد که دیگران هم گناه می کنند.

 

پنجمین بار آنگاه که به دلیل ضعف و ناتوانی از کاری سر باز زد،و صبر را حمل بر قدرت و توانایی اش دانست. 

 

ششمین بار چهره ای زشت را تحقیر کرد،درحالیکه ندانست آن چهره یکی از نقابهای خودش است.

 

و هفتمین بار وقتی که زبان به مدح و ستایش گشود و انگاشت که فضیلت است .

 

جبران خلیل جبران

 

» بدون ديدگاه
حرفهای نگفتنی

حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هرکسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد . و کتاب هایی نیز هست برای ننوشتن و من اکنون رسیده ام به آغاز چنین کتابی که باید قلم را بشکنم و دفتر را پاره کنم و جلدش را به صاحبش پس دهم و خود به کلبه ی بی در و پنجره ای بخزم و کتابی را آغاز کنم که نباید نوشت .

دکتر علی شریعتی

» بدون ديدگاه
مناجات

خدایا: به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ، بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است، حسرت نخورم، و مُردنی عطا کن که، بر بیهودگیش، سوگوار نباشم.بگذار تا آن را، خود انتخاب کنم، اما آنچنان که تو دوست می داری.

دکتر علی شریعتی

» بدون ديدگاه
جمله ای زیبا از دکتر علی شریعتی

 سرمایه های ماورایی هر دلی،حرفهایی ست که آن دل برای نگفتن دارد.

 

دکتر علی شریعتی

 

» بدون ديدگاه
مناجات

خدایا!

به من توفیق

تلاش در شکست

صبر در نومیدی

رفتن بی همراه

کار بی پاداش

فداکاری در سکوت

دین بی دنیا

عظمت بی نام

خدمت بی نان

ایمان بی ریا

خوبی بی نمود

عشق بی هوس

تنهایی در انبوه جمعیت

و دوست داشتن

 بدون آنکه دوست بداند،روزی کن!

قسمتی از مناجات دکتر علی شریعتی

» بدون ديدگاه
شعر زیبا و فلسفی مولانا در مورد تضاد

شب نبد نور و ندیدی رنگها                     پس به ضد نور پیدا شد ترا

دیدن نورست آنگه دید رنگ                   وین به ضد نور دانی بی‌درنگ

رنج و غم را حق پی آن آفرید                     تا بدین ضد خوش‌دلی آید پدید

پس نهانیها بضد پیدا شود                      چونک حق را نیست ضد پنهان بود

که نظر پر نور بود آنگه برنگ               ضد به ضد پیدا بود چون روم و زنگ

پس به ضد نور دانستی تو نور                  ضد ضد را می‌نماید در صدور

نور حق را نیست ضدی در وجود              تا به ضد او را توان پیدا نمود

مولانا
» بدون ديدگاه
بهای لذایذ

در طول تاریخ ، همیشه لذایذ دنیا با خون آبیاری شده وهنوز هم باید بگویم همینطور است ، بدون خونریزی هیچ چیز پذیرفتنی نیست .

» بدون ديدگاه

آمار

ديدگاههاي اخير

  • hadi: غیرتلی بابکین قالاسی بوگون جمهور آدلانیبدی بو گون بابک...
  • hadi: حامد جان با ارزش ترین چیز زندگی آدما خیلی چیزها میتونه باشه ...
  • میلاد: شحامت نه ؛ شهامت ؛ این یک چرا‌ ؟‌ اینکه آدم تو این دنیا مز...
  • HaMed: آقا یا خانم ayaz اولاً: تا وقتی که از چیزی اطمینان پیدا نکرد...
  • ayaz: shoma xodetuno chi farz kardin akhare poru bazi ra dar miyar...