فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
دعا کردم که خدا مرا ببخشد…

اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمیدانم…
اینجا شده پائیز ، آنجا را نمیدانم…
اینجا فقط رنگ است ، آنجا را نمیدانم… اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمیدانم.
وقتی که بچه بودم هر شب دعا میکردم که خدا یک دوچرخه به من بدهد.
بعد فهمیدم که اینطوری فایده ندارد. پس یک دوچرخه دزدیدم و دعا کردم که خدا مرا ببخشد.
هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است
و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است!
نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن

دکتر علی شریعتی

۱۲ Responses to “دعا کردم که خدا مرا ببخشد…”

  1. samane گفت:

    سلام
    میشه لطفا منبع این متن رو هم بیان کنید؟
    ممنون

  2. ستاره گفت:

    حالا که دوچرخرو دزدیدی و دعا کردی خدا بخشید یا میبخشه؟

  3. zahra گفت:

    مشکل نه در نوع عرق ونه در ریختن تونه…شاید هرکسی تو هرجای دنیا بتونن مثل اونایی که دکتر میگه باشن.ولی این تفاوت بین ما واونجاییاست که موجب میشه راهمون و هدفمون و… زیبا بشه.این دنیا کوچکتر از این حرفهاست که اونجاییها فکر می کنند…ممنون از مطلبت…

  4. نگین گفت:

    انسان مانند رودخانه است هرچه عمیق تر باشد آرام تر است

    خداوند انسان را برای عرق ریختن آفریده است نه برای عرق خوردن

  5. mr_amjadi گفت:

    با سلام و احترام
    خواهشمندم جهت عدم سوء استفاده بدخواهان علی شریعتی، منابع مربوط به سخنان ایشان را هم ارائه فرمایید
    با تشکر
    و احترام مجدد

    • HaMed گفت:

      همیشه تحریف یکی از مشکلات کتاب های بزرگ بوده که کتاب های استاد شریعتی هم از این قاعده مستثنا نبوده
      باشه دوست عزیز از این به بعد سعی می کنم حتما مطالب استاد شریعتی رو با درج منبع تو سایت بذارم
      شاد باشید و آزاد

  6. اعظم گفت:

    bazam salam…man asheghe dr shariati hastam va az
    khundane sokhanan va jomalatesh khaste nemisham
    vagean webetun aliye…dametun garm

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...