فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
انسان

باری ؛ زرتشت در مردم نگریست و حیران بود. سپس چنین گفت :
انسان بندی است بسته میان حیوان و اَبَر انسان ؛ بندی بر فراز مغاکی.
فرارفتنی ست پر خطر ؛ در – راه – بودنی پر خطر ؛ واپس نگریستنی پر خطر ؛ لرزیدن و درنگیدنی پر خطر.
آنچه در آدم بزرگ است این است که او پل است نه غایت ؛ آنچه در آدم خوش است این است که او فراشدی ست و فروشدی.

 

نیچه (از کتاب : چنین گفت زرتشت)

۵ Responses to “انسان”

  1. هدی گفت:

    من و مسخره میکنی
    اونوقت خودت میری عمو پورنگ میبینی؟
    اونم زنده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    خوش به حالت کاش منم اونجا بودم!!!!!!!!!
    خوبه که واسه من زوده
    اما واسه شما دیگه دیره
    وای وای وای کی میخوان این پسرا بزرگ بشن………………….؟!!!!!!!!!!!

  2. هدی گفت:

    چه کاریه حالا وقت زیاده

    • HaMed گفت:

      تموم نشد عمو پورنگ تا ما رو مفتخر کنی ؟
      عمو پورنگ برای سنت یه خورده زوده. بذار یه چند سال دیگه. راستی من از نزدیک دیدمش با همون پسر کوچولوِ

  3. هدی گفت:

    دارم عمو پورنگ می بینم حالا بعدا نظر میدم.

  4. آنچه در آدم بزرگ است این است که او پل است نه غایت…عالی بود….

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...