فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
تصاویری از آخرین روزهای زندگی نیچه

تصاویری از آخرین روزهای زندگی نیچه. زمانی که در جنون کامل به سر می برد, دیگر کسی را نمی شناخت و حتی آنقدر هشیاری نداشت که حتی ثمره ی آثار خود را ببیند. گاهی مانند یک کودک مهربان می شد و گاهی مانند یک انسان خشمگین, غیر قابل مهار.

بیچاره, در زمان هشیاری اش هیچ کس او را جدی نگرفت و حتی بسیاری از کتاب هایش را با هزینه ی شخصی و در تیراژ بسیار پایین چاپ کرد چون هیچ ناشری حاضر نمی شد کتاب های او را چاپ کند.

اما خود او هم این را می دانست و گفته بود مخاطبان من هم نسل هایم نیستند.

۵ Responses to “تصاویری از آخرین روزهای زندگی نیچه”

  1. اhesam گفت:

    چکیده ای از نمودار فلسفی نیچه:

    **مرحله اول**

    جهان حقایق برای مرد فرزانه و پارسا و پاکدامن دست یافتنی است، به این معنا که او در آن زندگی می کندو خود عین آن جهان با آن یکی است.(این در حقیقت همان بیان افلاطون است که می گوید: “من خود حقیقتم”).

    **مرحله دوم**

    جهان حقایق اکنون دست نیافتنی است، ولی به مرد فرزانه و پارسا و پاکدامن (یعنی گناهکار تائب)وعده آن داده می شود.(در اینجا نگرش افلاطونی پیشرفت کرده است و ضعیف تر و فریبنده تر شده، در اصل این مرحله پدید آمدن مسیحیت است).

    **مرحله سوم**

    جهان حقایق دیگر نه دست یافتنی است و نه اثبات شدنی و وعده دادنی،اما صرف اندیشه اینجا تسلی می دهد،اینجا تکلیف می کند و امر است.(این امر؛کنایه از امر مطلق مطرح شده توسط کانت است؛ به قول خود نیچه این آفتاب همان آفتاب همیشگی استاما اینبار از پشت ابر شکاکیت دیده می شود،مثال اکنون والا و رنگ پریده و شمالی وکونیگسبرگی شده است ـ یعنی مثال افلاطونی تبدیل شده به تفکر کانتی؛کونیگسبرگ محل زندگی کانت بود ـ).

    **مرحله چهارم**

    آیا حقایق جهان دست نیافتنی است؟ به هر حال دست نیافته است و چون دست نیافته است ناشناخته است.بنابر این تسلی دهنده و رستگار کننده و موجد تکلیف نیست ،زیرا چیز ناشناخته چه تکلیفی ممکن است بر دوش ما بگذارد؟(اینجا در حقیقت همان دوره نیچه است آنجا که بشر دلداری های مابعدالطبیعی و متافیزیکی را نمی پذیرد).

    **مرحله پنجم**

    جهان حقایق اکنون دیگر ایده است که به هیچ کار نمی آید و حتی بنیادی برای ایجاد تکلیف هم فراهم نمی کند،ایده ای بی فایده و زائد؛ و بنابراین باطل و مردود. بگذارید ان را بر اندازیم.(این در واقع پیشگویی نیچه از دنیای پس از خود است).

    **مرحله ششم**

    جهان حقایق را برانداخته ایم؛ اکنون دیگر چه جهانی بر جای مانده است؟ جهان نمودها و ظواهر؟…البته که نه! جهان نمودها را با جهان حقایق برانداخته ایم.

  2. mohammad گفت:

    با همه چیز نیچه حال کردم اللا یه چیز اونم اینکه کمال انسان رو در نابودی و قربانی شدنش میدونه (فروشد)

  3. shafag گفت:

    لطفا کمی در مورد دیدگاه نیچه به انسان و اساس فلسفه او مطالبی بنویسید تا خواننده بااساس فلسفه او
    اشنایی و در پی مطالعه بیشتر باشد. اینکه آن فیلسوف بزرگ را بشود در جند جمله معرفی کرد کار بس دشواری است. پیشاپیش از وب پر محتوایتان نهابت تشکر را دارم

    • ostasis گفت:

      راستش نیچه یه جا، یه همچین جمله ای میگفت: تفاوت من با دیگر نویسندگان در این هست که چیزی رو که اون ها توی یه کتاب توضیج میدن، من توی یه جمله بیان می کنم.
      و واقعا هم همین هست. به هر جمله از نیچه جا داره چندین ساعت و حتی چندین روز فکر بشه.
      به خاطر همین نمیشه توی چند خط توصیفش کرد.
      فقط میگم متفاوته. با هر نویسنده یا هر فیلسوفی که تا حالا میشناختی فرق داره. اما کتاب هاش هم از نظر محتوایی و درک واقعا سنگین هستن.
      به همین خاطر هر کس بسته به قدرت درک خودش یه برداشت متفاوت از هر نوشته اش داره.

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...